جمعه ۲۱ فروردین ۱۴۰۵
در تاریخ ۶ فروردین ۱۴۰۵ سپاه پاسداران کارزاری برای جذب نیرو اعلام کرد که در آن کودکان از ۱۲سالگی تشویق میشوند به این نیروها بپیوندند و «به مدافعان میهن کمک کنند». در این کارزار، نقشهایی مانند فعالیت در ایستهای بازرسی، آشپزی، پشتیبانی پزشکی، امور تدارکاتی، و گشتهای امنیتی مطرح شده است. همچنین، از کودکان و دانشآموزان خواسته شده است که در زنجیرههای انسانی برای حفاظت از زیرساختها در برابر حملههای هوایی شرکت کنند. از والدین نیز درخواست شده که فرزندانشان را شبها به ایستهای بازرسی بفرستند تا احساس کنند «قهرمان میدان نبرد» هستند و «از پسران مرد ساخته شود».
با وجود برقراری آتشبس، ایستهای بازرسی بسیج و فعالیتهای امنیتی همچنان ادامه دارد. در ۲۰ فروردین ۱۴۰۵ تصاویری منتشر شد که نشان میداد کودکانی با لباس سپاه پاسداران پشت سلاحهای سنگین نصبشده روی خودروهای شاسیبلند قرار گرفتهاند. گزارشهای شاهدان عینی، که مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران طی هفت روز گذشته گردآوری کرده است، از حضور گستردهٔ کودکان در ایستهای بازرسی در تهران و شهرهایی مانند کرج، مشهد، اصفهان، اهواز، و شیراز حکایت دارد. در این گزارشها آمده است که پسران خودروها را متوقف و هدایت میکنند، تجهیزات جابهجا میکنند، و در مجموع در ادارهٔ ایستهای بازرسی نقش دارند. در عین حال، هرچند دختران نیز در فعالیتهای بسیج حضور دارند، اما بیشتر در مراسم و راهپیماییهای دولتی دیده میشوند و در توزیع بروشور و مشارکت در فعالیت های تبلیغاتی بسیج نقش دارند.
یکی از شاهدان میگوید:
«آنها هر روز به مسجد محله میروند و از آنجا برایشان مأموریت تعیین میشود؛ یک روز در ایست بازرسی هستند، روز دیگر در راهپیمایی دولتی بلندگو حمل میکنند، و گاهی هم در کارهای خدماتی کمک میکنند. خانوادههایشان هم آنها را تشویق میکنند.»
این شهادتها نشان میدهد که جذب کودکان بیش از آنکه به انگیزهٔ مالی وابسته باشد، تحت تأثیر خانواده و فضای اجتماعی انجام میشود. سپاه پاسداران نیز از همین اشتیاق کودکان برای توجیه کاهش سن جذب به ۱۲ سال استفاده کرده است. با این حال، حتی اگر این حضور ظاهراً داوطلبانه باشد، طبق حقوق بینالملل، مشارکت افراد زیر ۱۸ سال نوعی اجبار تلقی میشود، زیرا کودکان توان تصمیمگیری کاملاً آزادانه و آگاهانه ندارند و در برابر نفوذ قدرت، تبلیغات ایدئولوژیک، و احساس تعلقپذیری آسیبپذیرند.
یکی دیگر از شاهدان میگوید:
«جذابیت لباس، فضای هیجانانگیز، و حالوهوای حماسی که برایشان ساخته میشود- حتی دیدن سلاحها از نزدیک- به آنها حس قهرمان بودن میدهد.»
و شاهدی دیگر تأکید میکند:
«بیشتر از هر چیز، تأثیر اجتماعی و تشویق اطرافیان مهم است، نه پول یا اجبار مستقیم.»
حکومت ایران سابقهای طولانی و مستند از بهرهکشی از کودکان برای حمایت از گروههای مسلح و ساختارهای امنیتی دارد که به جنگ ایران و عراق و تأسیس سازمان بسیج بازمیگردد. مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران پیشتر گزارش داده بود که سپاه پاسداران کودکان مهاجر افغان، برخی به سن ۱۴ سال، را مجبور کرده تا در سوریه بجنگند و در ازای آن مشوقهایی مانند حق اقامت دریافت کنند.
اگرچه مقررات داخلی سپاه حداقل سن جذب را ۱۶ سال اعلام کرده، اما این رقم با استانداردهای بینالمللی که کودک را هر فرد زیر ۱۸ سال میدانند همخوانی ندارد. بر اساس حقوق بشردوستانهٔ بینالمللی، بهکارگیری کودکان زیر ۱۵ سال در درگیریهای مسلحانه جنایت جنگی محسوب میشود. ابهامها و خلأهای قانونی در ایران نیز زمینه را برای مشارکت کودکان در فعالیتهای نظامی و امنیتی فراهم کرده است. کارزار اخیر که سن جذب را به ۱۲ سال کاهش داده نگرانیها دربارهٔ امنیت و حفاظت از کودکان را افزایش داده است.
در چنین شرایطی، تداوم این روند، با وجود ممنوعیتهای صریح بینالمللی، نشان میدهد که این اقدام صرفاً مواردی پراکنده نیست، بلکه بازتاب یک سیاست عملی است.
حضور کودکان در نیروهای مسلح و گروههای مرتبط آنها را مستقیماً در معرض خطر جدّی جراحت و مرگ قرار میدهد. این خطر در ایستهای بازرسی بسیج بیشتر است، زیرا که این نقاط بارها هدف حملههای نظامی قرار گرفتهاند، بهویژه در ساعات پُرتردد که غیرنظامیان نیز حضور دارند. از ۹ اسفند ۱۴۰۴ مجموعهٔ فعالان حقوق بشر در ایران تأیید کرده است که ۴۳ حمله به ایستهای بازرسی شده که در مجموع ۴۴ کشته برجای گذاشته است.
در ۲۱ اسفند ۱۴۰۴، علیرضا جعفری، کودک ۱۱ساله، در حالی که داوطلبانه در یک ایست بازرسی بسیج در تهران حضور داشت، در جریان حملهٔ پهپادی کشته شد.
به گفته جنیفر کانِت، مشاور حقوقی مجموعهٔ فعالان حقوق بشر، «ارتباط کودکان با گروههای مسلح پیامدهای عمیق و ماندگاری دارد، از جمله احتمال جراحت و ناتوانی طولانیمدت، آسیبهای روانی، و پیامدهای مادامالعمر از دست دادن دوران کودکی. بهرهکشی از کودکان توسط سپاه پاسداران همچنین به تابآوری و توان سازگاری نسلی از کودکان که در میان ویرانیهای درگیری کنونی زندگی میکنند لطمه میزند.»
در نهایت، جذب و بهکارگیری کودکان در درگیریهای مسلحانه نقض جدّی حقوق کودک و مصداق جنایت جنگی است. لازم است شورای امنیت سازمان ملل متحد موضوع کودکان و درگیریهای مسلحانه را در مورد ایران نیز بررسی کند و نام ایران در گزارش سالانهٔ دبیرکل سازمان ملل متحد در این باره ثبت شود. ایجاد یک سازوکار رسمی برای پایش و گزارشدهی میتواند به ثبت منظم موارد نقض حقوق کودکان، از جمله استفاده از آنها در نیروهای مسلح، کمک کند و زمینهٔ اقدامهای بعدی در سطح بینالمللی را فراهم کند.