راهپیمایی روز قدس در تهران، ۲۲ اسفند ۱۴۰۴. عکس از AP
از المیادین
ترجمهٔ ف. کنجکاو
سهشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۵
گیدئون راچمن، ستوننویس فایننشال تایمز، میگوید که ایران در حال تبدیل کردن کنترل تنگهٔ هرمز به جریان درآمد میلیارد دلاری بالقوه است، در حالی که آمریکا برای گزینههای دیگر در حال تقلاست.
گیدئون راچمن، ستوننویس فایننشال تایمز، میگوید که ایران با نشان دادن ظرفیت بستن تنگهٔ هرمز و اعمال عوارض ترانزیت (عبور و مرور) بر کشتیهای تجاری، در موقعیتی از قدرت استراتژیک از جنگ آمریکا و اسرائیل بیرون میآید، تحولی که محدودیتهای قدرت نظامی و دیپلماتیک آمریکا در منطقه را آشکار کرده است.
شکی نیست که جمهوری اسلامی از زمان آغاز جنگ ضربههای بزرگی متحمل شده است. رهبران ارشد، از جمله ولی فقیه، در ساعتهای اول تجاوز کشته شد و بنا به گزارشها، موشکاندازها، کشتیها، و مراکز فرماندهی ایران مورد حمله قرار گرفتهاند.
با این حال، ایران نهتنها موضعش را حفظ کرده است، بلکه با بستن مؤثر تنگهٔ هرمز و دریافت هزینهای معادل ۲میلیون دلار برای عبور هر کشتی، فشار نظامی را به اهرم اقتصادی و بالقوه به جریان درآمد دائمی تبدیل کرده است. با توجه به اینکه در شرایط عادی تقریباً ۱۴۰ کشتی روزانه از این تنگه عبور میکنند، دریافت عوارض میتواند میلیاردها دلار در ماه برای جمهوری اسلامی درآمد ایجاد کند.
منبع درآمد جدید
کنترل ایران بر این تنگه همچنین امکان تاثیر مستقیم بر همسایگان وابسته به انرژی خلیج فارس را به ایران میدهد. راچمن میگوید که عربستان سعودی و امارات متحده عربی اکنون مجبورند یا تنشها را تشدید کنند و پیامدهای اقتصادی ویرانگری را بپذیرند یا اقتدار بالفعل ایران بر یکی از حیاتیترین خطوط کشتیرانی جهان را بپذیرند.
کشورهای آسیایی، که بازار اصلی صادرات انرژی خلیج فارس را تشکیل میدهند، ممکن است خودشان را در حال تطبیق دادن بیسروصدا با خواستهای ایران، بهجای جذب شوکهای پایدار قیمت انرژی، بیابند.
کشورهای اروپایی، که از قبل با دولت ترامپ اختلافنظر دارند، با معضل مشابهی روبهرو هستند.
آمریکا بدون داشتن مسیر مشخص
راچمن توضیح میدهد که آمریکا هیچ راهحل نظامی مشخصی ندارد. برنامهریزان نظامی غربی ارزیابی کردهاند که با توجه به استفادهٔ ایران از پهپادهایی که میتوانند از ورای خط ساحلی هدایت شوند، بهعلاوهٔ جغرافیای چالشبرانگیز منطقه، بازگشایی تنگهٔ هرمز فقط با زور بعید است که موفقیتآمیز باشد.
حتی اسکورتهای دریایی نیز نمیتوانند ایمنی ترافیک تجاری را تضمین کنند. تصرف جزیره خارگ، که ترامپ در مصاحبهٔ اخیرش مطرح کرد، نیز مشکل کنونی این تنگه را حل نخواهد کرد.
به گفتهٔ راچمن، تنها گزینهٔ باقیمانده مذاکره است. اما ایران، با آگاهی از اهرمی که اکنون در اختیار دارد، عجلهای برای حلوفصل مشکل ندارد. ترامپ علناً اذعان کرده است که سبک مذاکره ایران را «عجیب» میداند و گزارشها حاکی از آن است که رئیسجمهور آمریکا ایدهٔ مدیریت مشترک تنگهٔ هرمز با ایران را مطرح کرده است، پیشنهادی که به نظر میرسد ایرانیها نادیده گرفتهاند.
تحت فشار بودن نظم منطقهیی
این جنگ گسلهای عمیقی را در نظم منطقهای آشکار کرده است که مدتها تحت سلطهٔ نظامی آمریکا بوده است. کشورهای حاشیهٔ خلیج فارس، که زمانی به تضمینهای امنیتی آمریکا متکی بودند، اکنون با چشمانداز توازن قدرتِ از نو شکل گرفته مواجهاند که در آن ایران کنترل عملی بر مسیرهای صادرات انرژی و توانایی تأمین یا رد دسترسی اقتصادی به کشورهای سراسر جهان را در دست دارد.
ایران به نوبهٔ خود نشان داده است که حملهٔ نظامی مداوم بهطور خودکار به شکست سیاسی منجر نمیشود و جغرافیا، فناوری، و صبر استراتژیک میتوانند عوامل تعیینکنندهای حتی در برابر یک نیروی نظامی بسیار برتر باشند.