Skip to content
ژوئن 2, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • کارگران نیستند که جهان را اداره می‌کنند؛ وقت آن است که این وضع تغییر کند
  • زحمتکشان
  • نوار متحرک

کارگران نیستند که جهان را اداره می‌کنند؛ وقت آن است که این وضع تغییر کند

کمال اوزکان، معاون دبیرکل اتحادیهٔ جهانی اینداستریال

خلاصه‌سازی و ترجمه از امید مجد – اندیشهٔ نو

دوشنبه ۱۰ فروردین ۱۴۰۵

هر سال، پشت درهای بسته در واشنگتن دی‌سی، گروه کوچکی از نمایندگان اتحادیه‌ها با قدرتمندترین نهادهای اقتصادی جهان، یعنی صندوق بین‌المللی پول (IMF) و بانک جهانی، دیدار می‌کنند. این نهادها به شیوه‌هایی که بیشتر مردم هرگز نمی‌بینند یا درباره‌اش چیزی نمی‌شنوند دربارهٔ شرایطی که میلیاردها کارگر در آن زندگی و کار می‌کنند تصمیم می‌گیرند.

من در اوایل مارس در یکی از آن اتاق‌ها بودم. آنچه دیدم مرا عصبانی کرد. اما برای ما که رهبری سازمان‌های کارگری را بر عهده داریم خشم کافی نیست. وظیفهٔ ما فهمیدن، به چالش کشیدن، و سازمان‌دهی است. پس بگذارید آنچه را دیدم برایتان بازگو کنم و بگویم که چرا این مشاهدات برای همهٔ کارگران، از کارخانه‌های پوشاک در بنگلادش تا معدن‌های آفریقای جنوبی، اهمیت دارد.

در جهان امروز، تصمیم‌هایی که سرنوشت میلیاردها انسان را رقم می‌زنند در اتاق‌هایی گرفته می‌شود که کارگران هیچ حضور و سهمی در آن ندارند. پشت درهای بستهٔ صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی سیاست‌هایی تدوین می‌شود که مسیر اقتصاد جهانی را تعیین می‌کند. اما کسانی که بیشترین بار این تصمیم‌ها را بر دوش می‌کشند کمترین صدا را در این روند دارند. این شکاف عمیق میان قدرت و واقعیت زندگی روزمرهٔ مردم نقطهٔ آغاز روایت تازه‌ای است که جنبش جهانی کارگری تلاش می‌کند آن را به مرکز توجه بازگرداند.

جهان در سال‌های اخیر شاهد بازگشت نسخه‌پیچی‌های آشنای دههٔ ۱۹۸۰ بوده است: ریاضت اقتصادی، مقررات‌زدایی، و اولویت‌ دادن سرمایه بر زندگی انسان‌ها. اجرای این سیاست‌ها نه‌تنها نابرابری را تشدید کرده‌، بلکه فضای دموکراتیک را نیز محدود کرده است. داده‌ها تصویر روشنی ارائه می‌کنند: ۸۳درصد کشورها با نابرابری درآمدی عظیمی دست‌وپنجه نرم می‌کنند؛ یک‌درصد جمعیت ثروتمند جهان در دو دههٔ گذشته ۴۱درصد کل ثروت جدید را تصاحب کرده‌اند؛ و سهم کارگران از درآمد ملی در بیش از نیمی از کشورها کاهش یافته است. در همین حال، حقوق و درآمد مدیران عامل جهانی جهشی ۵۰درصدی داشته، در حالی که مزد کارگران تقریباً ثابت مانده است.

اما گسترهٔ این بحران فقط به نابرابری ختم نمی‌شود. بیش از ۷۰ کشور در دام بدهی گرفتار شده‌اند و دولت‌ها ناچارند بیش از آموزش و سلامت، بهرهٔ بدهی‌ها را بپردازند. این واقعیت برای ۳٫۴میلیارد نفر از جمعیت جهان به معنای مدرسه‌هایی با بودجه‌های کم، بیمارستان‌های فرسوده، و آینده‌ای محدودتر است. نسخه‌های تکراری نهادهای مالی بین‌المللی- ریاضت، کاهش هزینه‌های اجتماعی، و اولویت‌ دادن به طلبکاران- نه‌فقط مشکلات را حل نکرده، بلکه چرخهٔ آسیب‌های اجتماعی را عمیق‌تر کرده است.

در همین حال، بانک جهانی با شاخص‌هایی که «میانگین درآمد» را معیار کیفیت شغل می‌داند واقعیت‌های کار و زندگی کارگران را نادیده می‌گیرد: گسترش کارهای غیررسمی و بی‌ثبات، مزدهای ناکافی، و محروم بودن از حقوق بنیادین. وقتی ابزار سنجش نامناسب و ناقص باشد، سیاست‌گذاری نیز اساساً از واقعیت فاصله می‌گیرد.

از سوی دیگر، نظام مالیاتی جهانی به‌گونه‌ای طراحی شده که ثروتمندان و شرکت‌های چندملیتی کمترین سهم را بپردازند. میلیاردرها فقط ۰٫۳درصد از ثروتشان را مالیات می‌دهند و نرخ مالیات شرکت‌ها در کشورهای ثروتمند عضو «سازمان همکاری و توسعهٔ اقتصادی» (OECD) طی دو دههٔ گذشته کاهش چشمگیری یافته است. نتیجه روشن است: منابع کمتر برای خدمات دولتی همگانی و شکاف عمیق‌تر میان طبقات اجتماعی.

در سطح جهانی نیز بحران نمایندگی در سیاست‌گذاری به‌وضوح دیده می‌شود. در حالی که مسائل حیاتی مانند کار شایسته، نابرابری، و حمایت اجتماعی از دستور کار کشورهای گروه۲۰ (G20) حذف شده‌ است، فقط نمایندگان شرکت‌های بخش خصوصی این کشورها و بازوهای مشورتی در ساختار حکمرانی گروه۲۰ در میز تصمیم‌گیری باقی مانده‌اند. صدای کارگران عملاً از ساختار حکمرانی جهانی کنار گذاشته شده است.

اما این روایت تنها روایتِ بحران نیست. روایتِ مقاومت نیز هست. اتحادیهٔ جهانی اینداستریال (IndustriALL) و جنبش جهانی کارگری اعلام کرده‌اند که منتظر دعوت نخواهند ماند. آنها با بسیج و همیاری جهانی، همکاری با جامعهٔ مدنی، و رساندن صدای کارگران به هر پلتفرمی که امکانش باشد تلاش می‌کنند آینده‌ای عادلانه‌تر بسازند. پیام آنها روشن است: امید سرمایهٔ ماست. ولی امید کافی نیست؛ امید باید با دانش و انرژی و همبستگی همراه باشد. باید سازمان‌دهی کرد، باید ایستاد، و باید آینده را بازنویسی کرد.

این مبارزه مبارزهٔ یک نسل نیست، بلکه مبارزهٔ همهٔ کسانی است که باور دارند جهان باید بر پایهٔ عدالت، کرامت انسانی، و صدای واقعی مردم و زحمتکشان اداره شود.

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: ترامپ: با ارسال نفت روسیه به کوبا مشکلی ندارم
Next: خروج از NPT: تغییر موازنهٔ قدرت به نفع سپاه؟
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved