برنامه هستهای ایران ـ عکس از آرشیو برنامه هستهیی ایران ـ عکس از آرشیو
حسین نوشآذر – رادیو زمانه
دوشنبه ۱۰ فروردین ۱۴۰۴
بر اساس تحلیلی که مهران مصطفوی، فعال سیاسی جمهوریخواه و استاد دانشگاه، در گفتوگو با رادیو زمانه ارائه داده است، طرح موضوع خروج ایران از معاهدهٔ NPT بیش از هر چیز بازتابی از یک دگرگونی عمیق در ساختار قدرت در ایران محسوب میشود. از این منظر، پرسش راهبردی این است: آیا گفتمان خروج از NPT بیانگر ارادهٔ جدید سپاه برای بازتعریف دکترین هستهیی ایران است، یا بیش از آنکه ناشی از یک توانمندی بالفعل باشد، ریشه در احساس ضعف و درماندگی راهبردی در شرایط جنگی کنونی دارد؟
در ادامهٔ تنشهای نظامی ایران با آمریکا و اسرائیل، رسانههای داخلی ایران از قرار گرفتن موضوع خروج از معاهدهٔ منع گسترش سلاحهای هستهیی (NPT) در دستور کار برخی نهادهای رسمی از جمله مجلس خبر داده و اعلام کردهاند که این موضوع با فوریت در حال بررسی است. اگرچه هنوز تصمیم نهایی گرفته نشده، در سطح تصمیمگیری این جمعبندی در حال شکلگیری است که دلیلی برای باقی ماندن در این معاهده وجود ندارد. با این حال، بر اساس این گزارشها، خروج از NPT به معنای حرکت بهسمت تسلیحات هستهیی نیست، بلکه هدف آن جلوگیری از ادامهٔ جاسوسی آمریکا و اسرائیل در پوشش بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی عنوان شده است.
در صورت تحقق این گسست پارادایمی، ایران از بازیگری متعهد به رژیمهای بینالمللی غیرهستهیی به دولتی با دکترین بازدارندگی تهاجمی مبتنی بر تهدید هستهیی تبدیل خواهد شد. چنین تحولی نهتنها ساختار امنیت منطقهیی را با شوک بیسابقهای مواجه میکند، بلکه معماری منع گسترش هستهیی در سطح جهانی را نیز با چالش جدّی روبهرو میکند. در شرایط کنونی، وقوع هرگونه تحریک نظامی جدید یا بنبست در مذاکرات احتمالی میتواند جرقهٔ تبدیل این گفتمان به تصمیم عملیاتی را فراهم آورد.
فرایند تصمیمگیری چگونه است؟ آیا این گفتمان بیش از آنکه مبتنی بر توانمندی بالفعل به سمت سلاح هستهیی باشد، ناشی از ضعف و احساس درماندگی راهبردی است؟ واکنش کشورهای همسایه چه خواهد بود؟ با دکتر مهران مصطفوی، فعال سیاسی جمهوریخواه، استاد دانشگاه و معاون کل پژوهش دانشگاه پاریس ساکله گفتوگو کردهایم. فایل صوتی را در زیر میتوانید بشنوید:
مهران مصطفوی معتقد است که از همان روزهای نخست تجاوز اسرائیل و آمریکا و با کشته شدن علی خامنهای موازنهٔ قدرت در حکومت ایران به طور برگشتناپذیری تغییر کرده است. به گفتهٔ او، حکومت ایران از چند دهه پیش بر اساس توازن قدرت میان روحانیت و سپاه پاسداران تنظیم شده بود و در زمان خامنهای روحانیت دست بالا را داشت، اما با مرگ او، سپاه پاسداران روزبهروز فضاهای مختلف سیاسی و اقتصادی را در دست گرفت. او تأکید میکند:
در زمان حیات خامنهای، او توانایی داشت که جلوی سیطرهٔ کامل سپاه پاسداران را بگیرد، اما با مرگ خامنهای قدرت کاملاً در دست سپاه پاسداران و حامیان اصلی سپاه که در جبههٔ پایداری جمع شدهاند افتاده است.
مصطفوی افزود که مرگ علی لاریجانی، که تنها خامنهای از او حمایت میکرد، این انتقال قدرت را تسریع کرد. با این حال، او تصریح کرد که نمیتوان گفت قدرت کاملاً در دست جبههٔ پایداری است، اما وزن قدرت از این به بعد با سپاه پاسداران است.
سه سناریوی پیش روی ایران و امکانسنجی فنی
مهران مصطفوی در مورد آیندهٔ حضور ایران در NPT سه حالت را قابل تصور میداند: باقی ماندن در معاهده، خروج اعتراضی بدون قصد ساختن بمب، و خروج توأم با اعتراض و ساختن بمب.
او تأکید میکند که طرفداران انتخاب اول (ماندن در NPT) در فضای جنگی کنونی بسیار کم شدهاند، اما انتخاب سوم (خروج و ساختن بمب) را یک حالت خودکشی برای جمهوری اسلامی میداند که طرفداران جدّی در داخل حکومت ندارد. علت اصلی، به گفتهٔ مصطفوی، نبود امکان فنی برای ساختن بمب در کوتاهمدت است:
اگر میتوانستند در عرض چند هفته یا چند ماه- یعنی کمتر از یک سال- بمب اتم بسازند، این کار را میکردند، اما با توجه به ارزیابیهای مختلف از شرایط سایتهای هستهیی و حملههای بسیار زیادی که آمریکا و اسرائیل در این چند هفته به این سایتها کردهاند، امکان این کار وجود ندارد.
او خسارتهای واردشده به تأسیسات را بسیار جدّی توصیف کرد و گفت بازسازی آنها در بهترین شرایط چندین سال زمان میبرد. بنابراین، ایران در شرایط فعلی از ظرفیت فنی لازم برای گذار سریع به دکترین بازدارندگی هستهیی تمامعیار برخوردار نیست.
پیامدهای منطقهیی و بینالمللی
مصطفوی پیشبینی میکند که در صورت خروج عملی ایران از NPT، بهویژه سناریوی دوم یا سوم، کشورهای همسایه و بهویژه عربستان، ترکیه، مصر، و احتمالاً امارات بیکار نخواهند نشست و منطقه بهسرعت به سمت «منطقهٔ اتمی» و مسابقه تسلیحات هستهیی پیش خواهد رفت.
او با ابراز بدبینی به ظرفیت نهادهای بینالمللی تأکید میکند که سازمان ملل متحد عملاً وجود مؤثری ندارد، ترامپ و نتانیاهو هیچ احترامی برای قوانین بینالمللی قائل نیستند، و اروپا نه ارادهٔ لازم را دارد و نه توانایی.
چین و روسیه نیز بهدنبال منافع خودشان در اوکراین و تایوان هستند.
به گفتهٔ او، «امید بسیار کم است» و تنها امید باقیمانده از درون جامعهٔ آمریکا و اسرائیل است.
مصطفوی در پایان تصریح کرد که پیش از هر چیز باید به این جنگ پایان داده شود و مردم ایران نیز قادر خواهند بود به وظیفهٔ خودشان- یعنی پایان دادن به نظام دیکتاتوری حاکم- عمل کنند، مگر آنکه قدرتهای خارجی سنگ بزرگ بر سر راه آنها بیندازند.