Skip to content
آوریل 18, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • جنگ با ایران به‌هیچ‌وجه تمام نشده است و عید فصح نمی‌تواند جشن آزادی بی‌خیال باشد
  • ایران
  • دیدگاه‌ها
  • نوار متحرک

جنگ با ایران به‌هیچ‌وجه تمام نشده است و عید فصح نمی‌تواند جشن آزادی بی‌خیال باشد

تفسیری از روزنامهٔ تایمز آو اسرائیل

ترجمهٔ پیام

چهارشنبه ۱۲ فروردین ۱۴۰۵

خطر هسته‌یی، تهدید موشکی، گروه‌های نیابتی قدرتمند، سرکوب داخلی- هیچ‌یک از این تهدیدهای رژیم ایران به‌طور قطعی برطرف نشده است. برای اسرائیل و مردم یهود داستان هاگادا امسال فریادی برای اتحاد است.

نشانه‌ها حاکی از آن است که حمله‌های نظامی یک‌ماههٔ آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی ایران به پایان نزدیک می‌شود.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، که قرار است چهارشنبه شب برای مردم آمریکا سخنرانی کند، روز سه‌شنبه تصریح کرد که این کارزار جنگی «رو به پایان است»، چه با رهبری ایران توافقی حاصل شود و چه نشود. ترامپ همچنین اعلام کرد که ذخایر ۴۵۰ کیلوگرمی اورانیوم با درجه خلوص نزدیک به سلاح هسته‌یی ایران- که سریع‌ترین مسیر ایران به‌سمت بمب را تشکیل می‌دهد- دیگر به‌هیچ‌وجه او را نگران نمی‌کند، زیرا اساساً غیرقابل دسترسی است، «آن‌قدر عمیق دفن شده که دسترسی به آن برای هر کسی بسیار دشوار خواهد بود.»

جی‌ دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، آخر هفته اظهار داشت که «می‌توان گفت که ما به همهٔ هدف‌های نظامی‌مان رسیده‌ایم.»

روزنامه تایمز آو اسرائیل روز دوشنبه گزارش داد که تشکیلات دفاعی اسرائیل وارد چیزی شده است که آن را «مرحله تکمیل» هدف‌های جنگی می‌نامد، به این معنی که امانوئل فابیان، خبرنگار نظامی ما، نوشت: «آنها معتقدند که تا حد زیادی به هدف‌هایشان در تضعیف قابلیت‌های نظامی ایران و ایجاد شرایط برای سقوط رژیم ایران دست یافته‌اند.»

و بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، در یک سخنرانی ضبط‌شدهٔ پُرشور خطاب به اسرائیلی‌ها در سه‌شنبه شب اعلام کرد که با رفع «تهدید فوری» دستیابی ایران به سلاح هسته‌یی و ده‌هاهزار موشک بالستیک در ژوئن (تیر) گذشته، کارزار فعلی آمریکا و اسرائیل شاهد «در هم شکستن توانایی صنعتی رژیم برای تولید این ابزارهای تخریب» بوده است.

البته، ترامپ ترامپ است. هیچ‌چیز قطعی نیست. رئیس‌جمهور آمریکا روز دوشنبه هم گفت که اگر با رژیم ایران توافقی حاصل نشود، آمریکا «تمام نیروگاه‌های تولید برق، چاه‌های نفت، و جزیرهٔ خارگ (و احتمالاً تمام کارخانه‌های آب‌شیرین‌کن!) آنها را که ما عمداً هنوز به آنها دست نزده‌ایم منفجر و کاملاً نابود خواهد کرد.»

اگر او ما را گیج می‌کند، امیدواریم که کارهای بسیار بیشتر از این برای دشمنان ما بکند.

اما اگر این کارزار واقعاً در حال پایان یافتن است، جنگ با جمهوری اسلامی که جهان را به خطر می‌اندازد قطعاً تمام نشده است. هدف‌های اصلی جنگ محقق نشده است. و اسرائیل همچنان در خط مقدم است و به‌شدت تهدید می‌شود.

با وجود تمام ادعاهایی که ترامپ در روزهای اخیر مبنی بر تغییر رژیم در ایران مطرح کرده است، زیرا سلسله‌مراتب قدرت در ایران چنان از هم پاشیده است که هیچ شباهتی به رده‌های رهبری یک ماه پیش ندارد، واقعیت این است که هدف‌های ایدئولوژیک و ارضی اعلام‌شدهٔ جمهوری اسلامی منحرف نشده است و محمد باقر قالیباف، همان «مرد ارشدی» که ترامپ می‌گوید با او در تعامل بوده است، کاملاً یک تندرو در این رژیم است.

قالیباف فرمانده سابق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است که مستقیماً در سرکوب خونین مخالفان داخلی دست داشته و از کرسی برجسته‌اش به‌عنوان رئیس مجلس ایران شعار «مرگ بر آمریکا» سر می‌دهد.

و در حالی که ترامپ روز سه‌شنبه ممکن است خودش را به حفظ ذخایر اورانیوم غنی‌شدهٔ ۶۰درصدی ایران بی‌اعتنا نشان دهد، در آغاز جنگ اذعان داشت که این رژیم از زمان جنگ ژوئن ۲۰۲۵ تلاش‌هایی برای احیای برنامه هسته‌یی ظاهراً نابود‌شده‌اش کرده است. و او به طور آخرزمانی ارزیابی کرد که اگر همین رژیم به بمب دست یابد، آن را بر سر اسرائیل، منطقه، و سپس آمریکا خواهد ریخت. او هفته گذشته با اشاره به دستاوردهای جنگ ژوئن گذشته گفت: «آنها از سلاح هسته‌یی علیه اسرائیل استفاده می‌کردند و آن را علیه بقیهٔ همسایگانشان به کار می‌بردند. و سپس به سراغ ما می‌آمدند.»

همین رژیم در جریان نبرد ماه گذشته تمایل و توانایی‌اش را برای حمله به کشورهای منطقه که با آنها اختلاف خاصی نداشت بیشتر نشان داد. و نشان داد که در مورد بُرد موشک‌های بالستیک خودش دروغ گفته است، که نشان داد (هنگام شلیک به دیه‌گو گارسیا، ۲۵۰۰ مایل دورتر) اکنون می‌تواند به اروپا برسد، و بدون شک هدف بعدی سرزمین اصلی ایالات متحد آمریکاست. به عبارت دیگر، جمهوری اسلامی تا زمانی که بر ایران حکومت می‌کند، بی‌وقفه به‌دنبال زرادخانه هسته‌یی و ابزار پرتاب و انفجار این بمب‌ها در هر کجا و همه‌جا بوده و خواهد بود.

در واقع، با توجه به تسلط روزافزون سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پس از حذف علی خامنه‌ای، و با توجه به درس‌هایی که مطمئناً از این کارزار در مورد آسیب‌پذیری خودش در برابر حمله به‌عنوان یک قدرت غیرهسته‌یی و آسیب‌ناپذیری‌اش در صورت دستیابی به توانایی هسته‌یی آموخته است، بسیار محتمل است که رژیم از این پس تلاش برای دستیابی به بمب هسته‌یی، حتی بدون پوشش محدودیت الهیاتی را تسریع کند.

علاوه بر این، نبردهای کنونی نشان داده است که حتی ضعیف‌ترین گروه نیابتی ایران، حزب‌الله لبنان، که رهبری‌اش نابود شده، نیروهای عملیاتی‌اش بسیار آسیب دیده، قابلیت‌های موشکی و راکتی‌اش ۸۰درصد کاهش یافته، و جایگاهش در کشور میزبانش لبنان ضعیف شده است، با همهٔ اینها توانست زیر بینی اسرائیل تجدید قوا کند و شمال اسرائیل و نیروهای دفاعی اسرائیل را در آن سوی مرز هر روز با هزاران موشک در هم بکوبد.

در همین حال، آرامش غزه سکوت درماندهٔ حماسِ شکسته یا نابودشده نبود، بلکه سکوتی فریبنده بود که با دقت توسط آن دولت تروریستیِ در حال احیا حفظ می‌شد، زیرا که به‌طور نامحسوس به جذب نیرو و تجدید تسلیحاتش ادامه می‌دهد، در حالی که بیشتر توجه اسرائیل بر ایران و لبنان متمرکز شده است.

در نهایت، هدف اعلام شدهٔ ترامپ و نتانیاهو، یعنی ایجاد شرایطی که تا زمان توقف بمباران‌های آمریکا و اسرائیل مردم ایران بتوانند کنترل دولت خودشان را به دست گیرند، آشکارا هنوز محقق نشده است. گذشته از بازی معنایی، تغییر واقعی رژیم در مورد ایران مستلزم جایگزینی یک گروه از رهبران با گروه دیگری با همان هدف‌ها و ایدئولوژی نیست، بلکه مستلزم رهبری‌ای است که در خدمت منافع مردم ایران باشد، ثبات منطقه‌یی را تقویت کند، و رویکردی صلح‌آمیز به سایر نقاط جهان داشته باشد.

بدون تغییر تمرکز
باز هم، ترامپ ترامپ است، این کارزار جنگی ممکن است هنوز تمام نشده باشد، اما رئیس‌جمهور آشکارا از مخالفت داخلی با جنگ نگران بوده است. او و برنامه‌ریزانش آشکارا ظرفیت قابل پیش‌بینی ایران برای ایجاد آشوب در نیازهای انرژی جهان با استفاده از کنترل بر تنگهٔ هرمز را دست‌کم گرفته‌اند.

بارها و بارها باید به این سوال برگردیم که آیا هیچ برنامه‌ریزی استراتژیک جدّی برای این درگیری وجود داشته است، از جمله در مورد خنثی کردن و مقابله با تلاش‌هایی که رژیم ایران برای خنثی کردن برتری نظامی آمریکا و اسرائیل می‌کند، و در مورد به حداکثر رساندن شانس یک قیام مردمی جدید و این بار موفق در ایران. آیا بهترین امید واقعاً تصور مشکوک حمله کُردها بود که رژیم ایران را منحرف می‌کرد و «سد ترس» را در میان ایرانیانی که در هفته‌های گذشته به قتل رسیده بودند می‌شکست؟ حمله‌ای برنامه‌ریزی‌شده که حتی به‌دلیل درز خبر قریب‌الوقوع بودن آن در رسانه‌های آمریکایی آغاز نشد.

در عین حال، کاملاً منطقی است که باور کنیم هیچ رئیس‌جمهور آمریکایی در آینده‌ای قابل پیش‌بینی به اندازهٔ ترامپ برای مهار کردن جاه‌طلبی‌های وحشتناک جمهوری اسلامی تلاش نخواهد کرد، حداقل تا زمانی که آمریکا کاملاً درک کند که رژیم واقعاً و مستقیماً آمریکا را تهدید می‌کند.

و این به نوبهٔ خود به این معنی است که اسرائیل- که قطعاً ماهیت وجودی این تهدید را درک می‌کند- نمی‌تواند تا زمانی که این رژیم در قدرت است حتی برای یک میلی‌ثانیه از ایران چشم بردارد. اگر دخالت آمریکا در نبرد برای سرنگون کردن رژیم ایران واقعاً رو به پایان است، برای اسرائیل جنگ ادامه دارد- دفاعی و تهاجمی.

و به‌رغم هر تفاهم پشت پرده‌ای که بین دو دولت حاصل شده و می‌شود، نمی‌توان در مورد پایبندی اسرائیل به هرگونه خویشتن‌داری محترمانه، زمانی که ضرورت مقابله با جاه‌طلبی‌های نسل‌کشانه رژیم ایران علیه کشورمان را تشخیص دهد، تردیدی داشت.

جنگ برای آزادی

چهارشنبه شب یهودیان در اسرائیل و سراسر جهان آغاز عید فصح، جشن آزادی ما، را برگزار می‌کنند.

افزایش یهودستیزی سایهٔ تاریکی بر بخش بزرگی از جامعهٔ جهانی یهودیان انداخته است. برخی از مردم از رفتن به کنیسه می‌ترسند و امسال از شرکت در مراسم عشای ربانی جامعه نگران‌اند.

و در اینجا، هجوم به‌سمت پناهگاهی نجات‌بخش در زیر حمله‌های موشکی بی‌وقفه، در حالی که عزیزانشان با لباس فرم در خطوط مقدم و در داخل خاک دشمن هستند، چندان شبیه به زندگی در آزادی نیست.

اما این توانایی دفاع از خود در برابر ویرانگران احتمالی‌مان دلیلی مؤکد برای آرامش است.

شجاعت سربازان ما، پایداری مردم ما، عزم راسخ ما برای حفاظت و نگهداری از این دولت مستقل باستانی و تجدیدحیات‌یافتهٔ یهودی- اینها پیامدهای مدرن و مبارک آزادی اجدادی و الهام گرفته از الهی در هزاران سال پیش هستند. (همچنین باید گفت که علی‌رغم کج‌فکری بدبینانه و خودخواهانهٔ دولتی که از بودجه عمومی تحریف ارزش‌های یهودی را در بخش بزرگی از جامعهٔ «فوق ارتدکس» اسرائیل تشویق و تأمین مالی می‌کند که از سهیم شدن در مسئولیت دفاع از کشور امتناع می‌کنند، برخی از این ویژگی‌ها و دستاوردها همچنان حفظ می‌شود.)

همچنین، می‌توانیم به یاد بیاوریم که سال گذشته در همین زمان دور میز سدر برای آزادی گروگان‌های اسرائیلی از اسارت وحشیانه در غزه دعا کردیم. و به خودمان اجازه دهیم که آن چرخش تقریباً معجزه‌آسا از وقایع کمتر از شش ماه پیش را جشن بگیریم که در آن، پس از از دست دادن وحشتناک جان‌های بسیاری، ۲۰ گروگان زنده آخر به خانواده‌هایشان بازگردانده شدند. داستان سدر و هاگادا امسال، نه برای اولین بار در این اواخر، به‌هیچ‌وجه تلاشی طاقت‌فرسا برای قرار دادن خود در فضای ذهنی پیشینیان باستانی‌مان- ستم‌دیدگان، مشتاقان آزادی، و در نهایت رسیدن به رهایی- نیست. بلکه فریادی وحدت‌بخش است برای اطمینان از اینکه آن رهایی را در برابر تهدیدهای بیرونی و درونی حفظ می‌کنیم- یادآوری سرنوشت و وظیفهٔ اثبات‌شدهٔ ما برای ملتی آزاد بودن در سرزمین خودمان.

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: حاکمیت ملی: از «نام ملت» تا «ارادهٔ مردم»‏
Next: آمریکا سه مجوز تازه برای فعالیت شرکت‌های غربی در بخش معدن ونزوئلا صادر کرد
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved