Skip to content
ژوئن 2, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • میان ادعای مذاکره و واقعیت جنگ؛ تردید تهران و بی‌اعتمادی خلیج فارس
  • ایران
  • نوار متحرک

میان ادعای مذاکره و واقعیت جنگ؛ تردید تهران و بی‌اعتمادی خلیج فارس

پنج‌شنبه ۶ فروردین ۱۴۰۵

هم‌زمان با ادامه جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، نشانه‌هایی متناقض از صحنه سیاسی و نظامی خاورمیانه به چشم می‌خورد. دونالد ترامپ می‌گوید ایران، با وجود رد علنی، همچنان به دنبال توافق است و حتی مدعی شده کسانی در تهران که در تماس‌های پشت‌پرده نقش دارند از بیم جان خود ناچار به انکار این موضوع‌اند. اما تهران این ادعا را رد می‌کند و می‌گوید فعلاً هیچ مذاکره‌ای در جریان نیست. در این میان، چین از پدیدار شدن «روزنه‌ای از امید» برای بازگشت به گفت‌وگو سخن گفته، در حالی که دولت‌های عرب خلیج فارس با دیده تردید به این تحرکات می‌نگرند و بیش از آنکه به صلح امیدوار باشند، به نیت واقعی واشنگتن بدگمان‌اند.

در ساعات اخیر، ترامپ پس از آنکه ایران طرح آتش‌بس پیشنهادی آمریکا را نپذیرفت و در مقابل، طرح خود را ارائه کرد، بار دیگر تأکید کرد که تهران هنوز خواهان نوعی معامله است. او گفت انکار مقام‌های ایرانی به این دلیل است که مذاکره‌کنندگان احتمالی از سوی جناح خودشان احساس خطر می‌کنند. اما عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، این روایت را به‌روشنی رد کرده و گفته است تاکنون هیچ مذاکره‌ای انجام نشده و طرح گفت‌وگو در شرایط کنونی به معنای پذیرش شکست خواهد بود. هم‌زمان، کاخ سفید نیز بر لحن تهدیدآمیز خود افزود و اعلام کرد اگر ایران شکست را نپذیرد، ترامپ آماده است «جهنم به پا کند».

این کشاکش لفظی در حالی جریان دارد که جنگ در میدان همچنان با شدت ادامه دارد. ارتش اسرائیل اعلام کرده موج تازه‌ای از حملات را در نقاط مختلف ایران، از جمله به‌طور گسترده در اصفهان، انجام داده و زیرساخت‌های جمهوری اسلامی را هدف قرار داده است. در سوی مقابل، حملات موشکی ایران نیز ادامه یافته و منابع اسرائیلی از زخمی شدن دو نفر در شهر کفار قاسم در مرکز اسرائیل خبر داده‌اند. به گفته ارتش اسرائیل، سامانه‌های پدافندی در مرکز این کشور، بخش‌هایی از اورشلیم و کرانه باختری در برابر حملات ایران فعال شده‌اند. بدین ترتیب، در حالی که از امکان توافق سخن گفته می‌شود، نشانه‌ای از کاهش واقعی درگیری در صحنه نبرد دیده نمی‌شود.

چین کوشیده است بر ضرورت بازگشت به دیپلماسی تأکید کند. وانگ یی، وزیر خارجه این کشور، در تماس با همتایان مصری و ترک خود گفته است با توجه به علامت‌هایی که از سوی آمریکا و ایران درباره آمادگی برای مذاکره دیده می‌شود، «روزنه‌ای از امید» برای صلح پدید آمده است. او هشدار داده که ادامه جنگ تنها به تلفات بیشتر، خسارت‌های تازه و گسترش دامنه بحران در سراسر منطقه منجر خواهد شد. پکن همچنین از تلاش‌های ترکیه برای کمک به ازسرگیری گفت‌وگوها حمایت کرده است. با این حال، فاصله میان این خوش‌بینی محتاطانه و موضع رسمی تهران همچنان زیاد است، زیرا ایران هنوز تأکید می‌کند که در شرایط فعلی گفت‌وگویی در کار نیست.

در کنار این تحولات، واکنش کشورهای خلیج فارس یکی از مهم‌ترین ابعاد بحران را آشکار می‌کند. برخلاف گذشته که قطر و برخی دیگر از دولت‌های عربی منطقه نقش فعالی در میانجیگری داشتند، این بار نشانه‌های روشنی از بی‌میلی و بدبینی دیده می‌شود. قطر حتی با لحنی کم‌سابقه اعلام کرده که در هیچ میانجیگری‌ای دخیل نیست، «اگر اصلاً چنین مذاکراتی وجود داشته باشد». این موضع، تنها یک فاصله‌گذاری دیپلماتیک نبود، بلکه نشانه‌ای از بی‌اعتمادی عمیق به روایت واشنگتن درباره تلاش برای پایان دادن به جنگ به شمار می‌رود.

گاردین در تحلیلی به این نکته اشاره می‌کند که علت این بی‌اعتمادی، تجربه‌های اخیر دولت‌های خلیج فارس است. آنها می‌گویند در دوره‌های پیشین نیز مذاکراتی برای مهار بحران جریان داشت، اما همان مذاکرات در عمل با حملات آمریکا و اسرائیل بی‌اثر شد و حتی خود این کشورها نیز در معرض پیامدهای مستقیم جنگ قرار گرفتند. اکنون نیز بسیاری از تحلیلگران منطقه‌ای معتقدند دولت‌های عرب خلیج فارس نگران‌اند که سخن گفتن از مذاکره بار دیگر صرفاً پوششی برای تشدید عملیات نظامی باشد. این نگرانی زمانی بیشتر می‌شود که هم‌زمان با ادعای ترامپ درباره «گفت‌وگوهای بسیار خوب»، آمریکا در حال اعزام نیروهای تازه به منطقه است.

از نگاه دولت‌های خلیج فارس، مسئله فقط این نیست که آیا مذاکره‌ای در کار هست یا نه، بلکه این است که آیا واشنگتن واقعاً به دنبال خروج از جنگ است یا صرفاً می‌خواهد از زبان دیپلماسی برای آماده‌سازی مرحله‌ای تازه از فشار نظامی استفاده کند. به همین دلیل، دولت‌های عربی منطقه دیگر حاضر نیستند به‌آسانی در روندی وارد شوند که ممکن است در نهایت تنها مشروعیتی ظاهری برای سیاستی تهاجمی فراهم کند.

در سوی دیگر، ساختار تصمیم‌گیری در ایران نیز بر ابهام‌ها افزوده است. پس از ترور شماری از مقام‌های ارشد جمهوری اسلامی و در شرایطی که مجتبی خامنه‌ای، رهبر جدید، هنوز از منظر عمومی دور نگه داشته شده، روشن نیست تصمیم نهایی درباره پذیرش یا رد هر طرح احتمالی در دست چه کسی است. این ابهام نه‌تنها کار هر میانجی احتمالی را دشوارتر می‌کند، بلکه بر بدگمانی دولت‌های منطقه نیز می‌افزاید.

هم‌زمان، ابعاد اقتصادی و امنیتی بحران نیز فشار بر منطقه را بیشتر کرده است. بهای نفت همچنان بالای ۱۰۰ دلار در هر بشکه باقی مانده و تنگه هرمز بار دیگر به یکی از مهم‌ترین اهرم‌های فشار در این جنگ تبدیل شده است. گزارش شده که ایران به کشتی‌های کره جنوبی اعلام کرده عبور از تنگه هرمز تنها با هماهنگی با تهران ممکن خواهد بود. این مسئله بار دیگر نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی هنوز بر یکی از حساس‌ترین گذرگاه‌های انرژی جهان اهرم اثرگذاری دارد. برای دولت‌های خلیج فارس، نه ادامه جنگ فرسایشی قابل تحمل است و نه پایان آن در شرایطی که ایران، خشمگین‌تر و شاید تهاجمی‌تر از گذشته، همچنان در آن سوی آبراه باقی بماند.

بحران در عین حال از مرزهای ایران و اسرائیل فراتر رفته و جبهه لبنان را نیز بیش از پیش فعال کرده است. بنیامین نتانیاهو از گسترش اشغال جنوب لبنان و ایجاد «منطقه حائل بزرگ‌تر» سخن گفته و حزب‌الله نیز اعلام کرده مذاکره زیر آتش چیزی جز تسلیم نیست. در کویت نیز خبر بازداشت شش نفر در ارتباط با یک طرح منتسب به حزب‌الله برای ترور رهبران این کشور منتشر شده است. این تحولات نشان می‌دهد که جنگ جاری هرچه بیشتر به بحرانی منطقه‌ای با جبهه‌های به‌هم‌پیوسته تبدیل می‌شود.

در داخل ایران نیز پیامدهای جنگ تنها به حملات نظامی محدود نمانده است. خاموشی تقریباً کامل اینترنت، کشور را با وضعیتی بحرانی روبه‌رو کرده و هم‌زمان شبکه‌هایی از فعالان خارج از کشور، به‌ویژه در آمریکا، تلاش خود را برای رساندن تجهیزات استارلینک به ایران افزایش داده‌اند تا راه‌های ارتباطی شهروندان به‌طور کامل قطع نشود. این تلاش‌ها که از زمان خیزش «زن، زندگی، آزادی» شکل گرفته بود، اکنون در شرایط جنگی ابعادی تازه یافته است. با این حال، استفاده از این تجهیزات همچنان با خطر بازداشت و زندان همراه است.

در مجموع، آنچه امروز در خاورمیانه دیده می‌شود، بیش از آنکه نشانه نزدیک شدن به یک روند صلح روشن و قابل اعتماد باشد، بازتاب شکاف عمیق میان گفتار دیپلماتیک و واقعیت نظامی است. از یک سو، واشنگتن و پکن از امکان گفت‌وگو سخن می‌گویند؛ از سوی دیگر، حملات ادامه دارد، نیروهای تازه به منطقه اعزام می‌شوند، تنگه هرمز زیر سایه تهدید مانده و دولت‌های مهم خلیج فارس نیز به جای استقبال از روند دیپلماتیک، با احتیاط و بدبینی به آن می‌نگرند. در چنین وضعی، منطقه همچنان در آستانه دور تازه‌ای از تشدید بحران قرار دارد؛ بحرانی که هنوز هیچ مسیر مطمئنی برای مهار آن دیده نمی‌شود.

اخبار روز

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: به نام خدای حافظ ایران
Next: استراتژی ترامپ در قبال ایران: دنبال کردن هم‌زمان دو راه خروج از بحران
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved