محسن آرمین
پنجشنبه ۶ فروردین ۱۴۰۵
▫️اتحادیه اروپا و آلمان اعلام کردهاند باید به میز مذاکره با ایران بازگشت. ترامپ توییت کرده است مذاکرات خوبی با ایران در جریان است. این اظهارات حتی اگر صحت نداشته باشد باید مورد استقبال ایران قرار گیرد. دیپلماسی فعال نه اجتناب از مذاکره است و مشروط کردن مذاکره به پیش شرطهایی مثل تأمین خسارت و تضمین عدم حمله و … بلکه تلاش برای دستیابی به صلحی شرافتمندانه و استقبال از هر ابتکار و اقدام و پیشنهادی برای مذاکره است. دیپلماسی صلح و استقبال ایران از پیشنهادهای مذاکره و صلح، و حتی پیشگام شدن در پیشنهاد صلح شرافتمندانه و عادلانه همزمان با دفاع مقتدارنه در صحنه نظامی، به هیچ وجه نشانه ضعف نیست، بلکه بر عکس بیانگر اعتماد به نفس است. مشروط کردن مذاکره به پیششرطهایی نظیر تأمین خسارت و تضمین عدم حمله بیگانه با منطق دیپلماسی است. تضمین عدم حمله مجدد پیش شرط مذاکره نیست، بلکه نتیجه مذاکره است. آن چه در مذاکره باید بدان دست یابیم فقط عدم تکرار حمله نیست. در حال حاضر اسرائيل یکایک فرماندهان و دانشمندان موشکی و هستهای ما را شناسایی و ترور میکند. همان کاری که در عراق پس از فروپاشی نظام بعث کرد. بنابراین مذاکره باید با هدف پایان دادن به هرگونه تعرضی چه نظامی و چه ترور باشد.اینها و نظایر آن هدف مذاکره و جزو بندهای توافق عادلانه و عزتمندانهاند، نه پیش شرط مذاکره. اما این چیزی است که ظاهراً دستگاه دیپلماسی -ما حداقل در سطح مواضع اعلامی- به علت سیطره منطق نظامی و تفوق میدان بر دیپلماسی، با آن بیگانه است.
▫️تضمین عدم حمله مجدد یا هر هدف و خواسته دیگری فقط و فقط مشروط به دو بازنگری خواهد بود:
۱- توافق همه جانبه
مبتنی بر بازتعریف راهبرد و نقش سیاسی ایران در منطقه و مشارکت و همکاری در تأمین امنیت و تضمین زنجیره انرژی و همکاری و وابستگی متقابل با جهان، وگرنه هر توافقی با هر تضمینی برای عدم حمله، موقت خواهد بود. مادام که ایران در نقش و جایگاه منطقهای باز نگری نکند، مانند ماههای پس از جنگ دوازده روزه همه چیز در حال تعلیق و ابهام خواهد بود.
۲-بازنگری کامل در شیوه حکمرانی در داخل.
علت اصلی تجاوز آمریکایی اسرائیلی به ایران، شکاف فزاینده دولت ملت در داخل بود. آمریکا و اسرائیل بر این شکاف سوار شدند. اگر پس از جنگ دوازده روزه، به پاس همراهی ملت با حاکمیت و «نه» گفتن به فراخوان نتانیاهو و شازده پهلوی، در شیوههای حکمرانی بازنگری میشد، مردم نادیده و تحقیر نمیشدند، فاجعه دیماه مسلماً رخ نمیداد و قطعاً تجاوزی صورت نمیگرفت. این البته چیزی از میزان خباثت و شرارت و قباحت تجاوز ناجوانمردانه آمریکایی صهیونیستی نمیکاهد.
▫️دامن زدن به این تحلیل که اسرائيل و آمریکا در هر صورت به ایران حمله میکردند، به ظاهر بیانگر ماهیت ضد اسرائیلی و ضد آمریکایی نظام و موضعی انقلابی است اما در واقع وبه طور غیر مستقیم پذیرش قدرت مطلقه و نقش فعال مایشائی این دو کشور و ضعف و ناتوانی ایران برای جلوگیری از امکان تجاوز است. آمریکا در پی تضعیف ایران و اسرائيل در پی تجزیه ایران است، اما اسرائیل و آمریکا فعال ما یشاء نیستند که هر اقدامی بخواهند انجام دهند. ایران این امکان و قدرت را دارد که مانع تحقق اهداف شرارتبار این دو کشور شود. به شرط آن که مزیت نسبی خود را در عرصههای دیگری جز رقابت نظامی و سخت افزاری با پیشرفتهترین قدرت اقتصادی و نظامی دنیا جستجو کندو در عین حفظ و تقویت قدرت تسلیحاتی خود به جای خاکریزهای نظامی در جستجوی خاکریزهای سیاسی، فرهنگی،اقتصادی و … باشد که در آن مزیت نسبی و قدرت مانور و ابتکار دارد. برای این منظور فقط کافی است در سیاست داخلی و خارجی در سناریوی اسرائيل بازی نکند. استراتژی ستیز و بقا به جای استراتژی توسعه پایدار، عادلانه و همه جانبه، طی سالیان گذشته بازی در سناریوی آمریکا و اسرائيل بود. این مسیر ایران را به جایی رسانده است که تنها سه کشور تجاوز آمریکایی اسرائیلی را محکوم کردند و متقابلاً پس از حمله به تأسیسات نظامی آمریکا درمنطقه تقریباً اکثر قریب به اتفاق کشورها به محکومیت آن پرداختند. این مسیر هرچه زودتر تغییر کند. در غیر این صورت ایران حتی در صورت پایان یافتن این تجاوز همچنان در چرخه فرساینده توان ملی گرفتار خواهد ماند.
*نایب رئیس جبهه اصلاحات ایران
@kaleme