محمد مالجو
جمعه ۲۹ اسفند ۱۴۰۴
الگوی دسترسی به اینترنتِ جهانی، در روزهای جنگ، چیزی بیش از یک وضعیتِ موقتی است. این الگو تصویری فشرده و عریان از منطقِ مسلط بر تخصیصِ منابع در ایرانِ دهههای اخیر را پیش چشم میگذارد. در این وضعیتِ استثنایی دقیقاً همان قواعدی عمل میکنند که سالهاست حیاتِ اقتصادی و سیاسی را سامان دادهاند: آمیزهای از اسلامِ سیاسی و نولیبرالیسم.
تجربۀ زیستۀ این روزها خود گویاترین شاهد است. در شش روزِ نخستِ جنگ دسترسی به اینترنتِ جهانی برای من بهکلی قطع بود. در روزهای بعد اتصال نه یک حقِ پایدار، بلکه مجموعهای از لحظاتِ ناپیوسته و تصادفی بود: دقایقی کوتاه از طریق پراکسیهای تلگرام، چند ساعت با یک کانفیگِ ناپایدار، ساعاتی محدود در کنارِ دوستی روزنامهنگار که به اینترنتِ بدون فیلتر دسترسی داشت، اکنون نیز وضعی مشابه پس از حدوداً نُه روز قطع مداوم. حتی همین اتصالهای موقت نیز دائماً در معرضِ قطع و افتِ کیفیت بودهاند. این تجربه بهروشنی نشان میدهد که دسترسی به اینترنت، اکنون در وضعیت جنگی ما، دیگر نه یک زیرساختِ عمومی، بلکه امتیازی ناپایدار و نابرابر است.
از یکسو، دسترسیِ پایدار و کمهزینه به اینترنتِ جهانی عمدتاً در اختیارِ کسانی است که به درجاتی به ساختارِ قدرت نزدیکاند. سیمکارتهای سفید نمادِ این انحصارند. البته در میانِ دارندگانِ این امتیاز همچنین روزنامهنگارانی نیز حضور دارند که لزوماً خود بخشی از قدرتِ سیاسی نیستند، بلکه به اقتضای کارِ حرفهییشان از این امکان برخوردار شدهاند. بااینحال، حتی این استثناها نیز در چارچوبِ همان سازوکارِ توزیعِ از بالا تعریف میشوند: امتیازاتی که از سوی قدرت اعطا میشود، نه حقوقی که از سوی جامعه تضمین شده باشد. این همان منطقِ اسلامِ سیاسی است: پیوندِ قدرتِ سیاسی با انحصارِ منابع و تخصیصِ امتیازات مستقل از میزانِ مقبولیتِ اجتماعی.
از سوی دیگر، آنان که از این دایرۀ قدرت بیروناند عمدتاً از مسیرِ بازارِ سیاه به اینترنت دست مییابند. خریدِ کانفیگها و پراکسیهای گرانقیمت یا استفاده از ابزارهایی چون اینترنتِ استارلینک مستلزمِ برخورداری از توانِ مالی است و در دومی البته همراه با پذیرشِ مخاطراتِ امنیتی. اینجا منطقِ نولیبرالیسم عمل میکند: دسترسی به یک کالای حیاتی نه بر اساسِ حقِ شهروندی، بلکه متناسب با قدرتِ خرید.
برآیندِ همزمانِ این دو منطق، در واقع، نظمی دوپاره است: یا نزدیکی به قدرت یا برخورداری از ثروت. هر که از این دو بیبهره است در حاشیۀ خاموشی و انقطاع باقی میماند. اینترنتِ جنگی به این معنا نه صرفاً یک ابزارِ ارتباطی، بلکه آینهای است که ساختارِ نابرابرِ توزیعِ منابع را بازتاب میدهد.
آنچه امروز در دسترسی به اینترنت میبینیم دیروز در مسکن و آموزش و سلامت و اشتغال نیز، به درجات، جاری بوده است. همین تکرارِ نابرابری در عرصههای گوناگون است که نارضایتیهای انباشته را به سطحی انفجاری رسانده است. مسئله در نهایت نه تکنولوژی، بلکه منطقِ قدرت و ثروت است که بر سرنوشتِ جامعه حکم میراند.
برگرفته از کانال تلگرام نویسنده