گزارشگر نشریهٔ «میدل ایست آی» در تهران
ترجمهٔ سپیده جدیری – کانون زنان ایرانی
پنجشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۴

فرزند آخرین شاه ایران معترضان را تشویق کرد که جان خود را به خطر بیندازند و به خیابان بیایند، حال آنکه خود وقتی غیرنظامیان در ایران با بمبهای اسرائیلی و آمریکایی کشته شدند سکوت پیشه کرد. این موضوع و همچنین فراخوان جدید او برای شرکت مردم در مراسم چهارشنبهسوری، در شرایطی که حملههای هوایی اسرائیل و آمریکا به شهرهای ایران همچنان در جریان است، باعث تغییر موضع طرفداران او در ایران و تبدیل شدن آنها به مخالفانش شده است.
به جهت حفظ امنیت افراد، «میدل ایست آی» در این گزارش برای تمام ایرانیانی که با آنها گفتوگو کرده از نامهای مستعار استفاده کرده است.
با گذشت دو هفته از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، شمار فزایندهای از ایرانیانی که رضا پهلوی را جایگزینی برای نظام حاکم میدیدند میگویند که اعتمادشان به این چهرهٔ اپوزیسیون تبعیدی را از دست دادهاند.
برای برخی، این نقطهعطف پیش از آغاز جنگ رقم خورد، زمانی که پهلوی با وجود خطر سرکوب شدید، از ایرانیان خواست تا علیه حاکمان خود قیام کنند.
برای برخی دیگر، فراخوان اخیر او برای شرکت در مراسم چهارشنبهسوری عامل این تغییر دیدگاه بوده است.
دینا، ۳۹ ساله و ساکن تهران، میگوید زمانی معتقد بود که فرزند آخرین شاه ایران ممکن است بتواند اپوزیسیون پراکندهٔ کشور را متحد کند، اما اکنون دیگر چنین احساسی ندارد.
او از جمله کسانی است که در اعتراضهای سراسری ژانویهٔ امسال حضور یافته بود که رضا پهلوی مردم را به شرکت در آن تشویق کرده بود.
دینا میگوید: «در آن زمان امیدوار بودم که او بتواند این جنبش را رهبری کند، اما اکنون جور دیگری فکر میکنم.»
دینا از نزدیک شاهد سرکوب اعتراضها بوده است. مقامات ایران خود نیز اعلام کردند که در اثر مقابلهٔ نیروهای امنیتی با معترضان، بیش از ۳,۰۰۰ نفر کشته شدهاند، و گروههای حقوق بشری این آمار را ۷,۰۰۰ نفر و حتی فراتر از آن تخمین زدهاند.
دینا میگوید: «دو ماه پیش هزاران نفر به حرف رضا پهلوی گوش دادند و به خیابانها آمدند. چه چیزی نصیبشان شد؟ گلوله.»
فراخوان برای اعتراض در زمان جنگ
پهلوی روز یکشنبه (۲۴ اسفند) بار دیگر در شبکهٔ اجتماعی ایکس (توییتر سابق) از ایرانیان خواست تا به خیابانها بیایند و از «چهارشنبهسوری»– جشن باستانی پیش از سال نو ایرانی– برای بسیج کردن مردم استفاده کنند.
او گفت جمهوری اسلامی از این جشن سنتی بیزار است و بنابراین برگزاری آن میتواند مقامات را به چالش بکشد.
گزارشها نیز حاکی از آن است که اسرائیل و آمریکا امیدوار بودند حملاتشان به رهبران ایران– از جمله کشته شدن رهبر جمهوری اسلامی ایران علی خامنهای در روز ۲۸ فوریه (۹ اسفند)– نقش جرقهای برای انقلاب مردمی را ایفا کند؛ با این حال، هیچ نشانهای از وقوع چنین چیزی در ایران دیده نمیشود.
بهطور معمول، چهارشنبهسوری خیابانهای ایران را هر سال مملو از جمعیت میکند که با برافروختن آتش و آتشبازی آن را جشن میگیرند.
اما امسال وضع بسیار متفاوت بوده است.
بیش از دو هفته است که شهرهای ایران هدف حملههای هوایی اسرائیل و آمریکا قرار گرفتهاند. بر اساس آنچه سازمان هلال احمر اعلام کرده، بیش از ۱,۵۰۰ غیرنظامی در اثر این حملهها کشته شدهاند.
در چنین شرایطی، بسیاری از ایرانیان میگویند فراخوان برای برگزاری جشنهای خیابانی نشانهٔ آن است که فرد فراخواندهنده فرسنگها با درک وحشتی که بر زندگی روزمرهٔ ایرانیان مستولی شده فاصله دارد.
مجید، دانشجوی ۲۱ ساله ساکن تهران، میگوید که دیگر پهلوی را بهعنوان رهبر قبول ندارد.
او میگوید که در جریان اعتراضهای ماه ژانویه (دی)، شاهد مرگ یکی از دوستان نزدیکش بر اثر تیراندازی نیروهای امنیتی بوده است.
او آهسته پچپچ میکند: «دوستم درست جلوی چشم من تیر خورد. هنوز برایم باورش سخت است.»
او در عین اینکه مقامات ایران را مسئول این موضوع میداند، معتقد است چهرههای اپوزیسیون نیز انتظاراتی را ایجاد کردند که هرگز محقق نشد.
مجید میگوید: «حالا رضا پهلوی باز هم دارد به مردم میگوید به خیابانها بیایند و جشن بگیرند. آیا اصلاً خبر دارد که زندگی در اینجا به چه شکلی درآمده است؟ مردم شبها با این فکر میخوابند که آیا صبح زنده بیدار خواهند شد یا نه.»
او اضافه میکند: «ما هر بار که پایمان را از خانه بیرون میگذاریم میترسیم که نکند حملهٔ هوایی دیگری در همان حوالی رخ بدهد. و در این اوضاع و احوال، او از ما میخواهد که جشن بگیریم؟»
انتظاراتی که هرگز برآورده نشد
پهلوی، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، و دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، جملگی به گمراه کردن اذهان عمومی در ایران متهم شدهاند.
در جریان اعتراضهای ماه ژانویه (دی) که جرقهٔ آن با مشکلات اقتصادی خورده بود و به فراخوانهایی برای سقوط جمهوری اسلامی ختم شد، این سه تن مدام میگفتند که «کمک در راه است» تا معترضان خیابانها را ترک نکنند.
با این حال، هنگام سرکوب معترضان بهدست نیروهای امنیتی آنها به حال خود رها شدند.
مرتضی ۲۴ ساله میگوید که زمانی از حامیان سرسخت پهلوی بوده است. او معتقد بوده که این چهرهٔ اپوزیسیون برنامهای مشخص برای برکناری مقامات ایران و متحد کردن مردم دارد.
او میگوید: «برای بسیاری از ما که از جمهوری اسلامی خسته شده بودیم او تنها جایگزین ممکن به نظر میرسید.»
مرتضی خاطرنشان میکند که در طول اعتراضها، پهلوی بارها مردم را به حضور در خیابان تشویق کرده بود.
مرتضی میگوید: «او میگفت کمک در راه است؛ میگفت در حال آماده شدن برای بازگشت به ایران است.»
به گفتهٔ مرتضی، در آن زمان برخی واقعاً باور کرده بودند که پهلوی ممکن است بهزودی در تهران ظاهر شود، درست همانطور که آیتالله خمینی اندکی پیش از انقلاب ۱۳۵۷ که پدر رضا پهلوی را از قدرت برکنار کرد از تبعید به ایران بازگشته بود.
او میگوید: «ما فکر میکردیم شاید هواپیمای او تا چند روز دیگر در تهران به زمین بنشیند. این را باور کرده بودیم.»
شیرین، که مادری ۴۳ ساله و ساکن تهران است، نیز میگوید که او هم در ابتدا باور کرده بود که پهلوی حتماً نوعی استراتژی دارد.
او توضیح میدهد: «ما مستأصل بودیم. از جمهوری اسلامی خسته شده بودیم.»
شیرین میگوید که بسیاری از ایرانیان در طول این سالها به گزینههای سیاسی مختلفی امید بسته بودند: اصلاحطلبان، رئیسجمهور سابق حسن روحانی، و حتی دولت فعلی مسعود پزشکیان. او میگوید: «هیچیک از اینها به هیچجا ختم نشد.»
بنابراین وقتی پهلوی با اطمینان از برنامههایش صحبت کرد و مردم را به اعتراض فرا خواند، شیرین تصور کرده بود که او استراتژی جدیای زیر سر دارد.
او میگوید: «من حتی سر این موضوع با دوستانم بحثم شد.» برخی از دوستانش به او هشدار داده بودند که به پهلوی اعتماد نکند.
«آنها به من میگفتند: “مگر نمیبینی که معترضان را دارند میکشند؟ مگر نمیبینی که پهلوی هیچ درک واقعی از ایران ندارد؟”»
در آن زمان شیرین این هشدارها را نادیده گرفته بود. او میگوید: «حالا میفهمم که حق با آنها بود. من اشتباه میکردم.»
منتقدان قدیمی صریحتر از پیش سخن میگویند
تحولات اخیر برای دیگران هم تردیدهایی را که همیشه به رهبری سیاسی پهلوی داشتند تقویت کرده است.
امیر ۴۰ ساله ساکن گرگان میگوید منتقدان پهلوی اکنون با صراحت بیشتری صحبت میکنند.
او میگوید: «در گذشته اگر از او انتقاد میکردید، هوادارانش بلافاصله شما را به مزدوری برای جمهوری اسلامی متهم میکردند. اکنون آن فضا تغییر کرده است.»
امیر معتقد است که مواضع سیاسی پهلوی اغلب ضدونقیض است.
در ماههای اخیر، این چهرهٔ اپوزیسیون تبعیدی گاهی از دولت آمریکا خواسته است که از مردم ایران حمایت کند، در حالی که در اظهارات دیگرش تأکید کرده که ایرانیان نیازی به کمک خارجی ندارند.
امیر میگوید چنین تغییراتی نشاندهندهٔ بلاتکلیفی پهلوی در مواجهه با نحوهٔ نگاه قدرتهای بینالمللی به آیندهٔ ایران است.
او میگوید: «هر بار که دونالد ترامپ حرفی میزند که نشان میدهد پهلوی را جدّی نمیگیرد، ناگهان پهلوی میگوید ایرانیان به حمایت خارجی نیاز ندارند.»
«اما وقتی بیم آن میرود که قدرتهای خارجی با دولت فعلی مذاکره کنند یا گزینهٔ دیگری را برای ایران انتخاب کنند، دوباره شروع به ستایش از اسرائیل و آمریکا میکند.»
سکوت در مورد کشتهشدگان غیرنظامی جنگ
نوع واکنش پهلوی به کشته شدن غیرنظامیان در طول جنگ حاضر نیز بحثبرانگیز شده است.
از روز شروع حملههای آمریکا و اسرائیل به این سو، پهلوی فقط پیامهای تسلیتی برای سربازان آمریکایی کشته شده در این جنگ منتشر کرده است.
منتقدان او میگویند که او به مرگ غیرنظامیان در ایران، از جمله دهها کودکی که در پی حملهٔ «دو مرحلهیی» آمریکا به مدرسهای در شهر جنوبی میناب کشته شدند واکنش علنی نشان نداده است.
برای دینا این تضاد دردناک بوده است. او میگوید: «چطور کسی میتواند ادعای نمایندگی مردم ایران را داشته باشد و وقتی کودکان کشته میشوند سکوت کند؟»
دینا میافزاید: «این در حالی است که او بلافاصله برای کشته شدن سربازان خارجی پیام تسلیت فرستاده بود.»
بحثها پیرامون رهبری پهلوی در داخل ایران در فضایی بهشدت متشنج شکل گرفته است.
مقامات ایران دربارهٔ اعتراضهای خیابانی جدید هشدارهای صریحی دادهاند.
احمدرضا رادان، فرمانده کل نیروی انتظامی ایران، روز ۱۱ مارس اعلام کرد که اگر مردم در پاسخ به آنچه او «درخواست دشمن» مینامد به خیابانها بیایند، نیروهای امنیتی «آمادهٔ چکاندن ماشه» هستند.
او هشدار داد که با هر کسی که در چنین اعتراضهایی شرکت کند «مانند دشمن» برخورد خواهد شد.
بسیاری از ایرانیان میگویند چنین تهدیدهایی ایدهٔ تظاهرات عمومی را حتی بیش از پیش خطرناک جلوه میدهد.
با وجود این انتقادها، پهلوی همچنان در میان برخی از ایرانیانی که او را در زمرهٔ رهبرانِ ممکن برای دوران گذار از جمهوری اسلامی به شمار میآورند حامیانی دارد.
با این حال، به نظر میرسد که شکافِ میان منتقدان جمهوری اسلامی رو به افزایش گذاشته است.
هماکنون در ایران دو جریان در رابطه با رضا پهلوی در حال ظهور است: یکی گروهی که زمانی پهلوی را تنها جایگزین میدیدند و اکنون از او ناامید شدهاند و دیگری گروهی که همیشه به رهبری او تردید داشتهاند و اکنون برای بیان انتقادهایشان احساس راحتی بیشتری میکنند.
امیر میگوید بحثهای پیرامون پهلوی بهشکل چشمگیری تغییر کرده است.
او با طمأنینه میگوید: «پهلوی آنقدر اشتباه کرده است که دیگر انتقاد از او هزینهٔ سابق را ندارد.»
او میافزاید: «با این حال، این به معنای بهتر شدن اوضاع نیست. اکنون ما در یک بنبست گیر افتادهایم؛ نه راه پیش داریم و نه راه پس.»
کاریکاتور از توکا نیستانی