بهمن دارالشفا
یکشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۴
امروز شنبه ۲۳ اسفند روز پانزدهم جنگ است. من این دو هفته در تهران بودم و سعی میکنم مشاهدات بسیار محدود خودم از شهر را اینجا برای کسانی که ممکن است برایشان خواندنی باشد بنویسم.
نکتهٔ بسیار مهم:
من تقریباً تمام این مدت در محدوده چندصد متری بالا و پایین پل کریمخان بودهام و بیشتر هم در خانه. کلاً سه یا چهار بار از این محدوده خارج شدم. در نتیجه مشاهداتم بسیار محدود است.
• تعداد حملههای این بار خیلی بیشتر از دفعهٔ قبل است و در نتیجه زمان و مکان حملهها متنوعتر و حتی به نظر میرسد شدت تخریب حملهها بیشتر. همین مسئله باعث شده تردد در شهر خیلی خطرناکتر از دفعهٔ قبل به نظر برسد و آدمها کمتر از خانه بیرون بیایند.
• تعداد کسانی از اطرافیانم که از تهران رفتهاند کمتر از جنگ ۱۲روزه است، گرچه کماکان خیلیها رفتهاند. یکی از دلایلش این است که سری قبل دوری از تهران بهشان خیلی سخت گذشت و بعضیها این بار ترجیح دادند تا وقتی مجبور نشدهاند از شهر بیرون نروند. مسائل اقتصادی هم حتماً برای بعضی مؤثر بوده.
با این حال، خیابانها به اندازهٔ دفعهٔ قبل خلوت است، حتی شاید بعضی وقتها خلوتتر. فکر میکنم یکی از دلایلش همانی است که بالاتر گفتم: پُرخطرتر بودن خیابانها. این را بهوضوح در اطرافیانم میبینم که کمتر از سری قبل از خانه بیرون میآیند.
دفعهٔ قبل هم این اتفاق میافتاد که وقتی یکی دو روز حملهها به تهران سبکتر بود، شهر کمی شلوغتر میشد (چه بر اثر برگشتن بعضیها به شهر و چه بر اثر تردد بیشتر درشهرماندهها). ولی این سری این اتفاق کمتر میافتد، چون فواصل سبک شدن حملهها کوتاه است. مشخصاً انفجارهای جمعه صبح به اطراف بیت، زدن انبار نفت، و آلودگی شدید هوا در یکی دو روز بعدش، حمله به ایستهای بازرسی، و هشدارهای تخلیهٔ مرکز شهر خلوتی شهر را تشدید کرد.
• تقریباً همهٔ سوپرها بازند و کالاهای معمول هم به اندازهٔ کافی هست، البته قیمت بعضیهایشان بالا رفته. در محلهٔ کریمخان کافهها و اغذیهفروشیها هم اغلب بازند، گرچه اکثرشان خلوتاند و مشتری چندانی ندارند. همزمانی ماه رمضان هم کسادی کار آنها را تشدید کرده. در طول روز بیشترشان پردهها را میکشند که از بیرون خیلی معلوم نباشد و نیمهبازند. بعد از تاریکی هوا هم که شهر خیلی خلوت میشود و مجبورند زود ببندند. در اسنپفود هم تعدادی رستوران و… فعالاند، اما نه همه. میدانم یکی از مشکلات این کسبوکارها این است که نیروهای کارشان یا از تهران رفتهاند یا برای رفتوآمد مشکل دارند (بهدلیل همان خطرناک بودن تردد).
جز اینها، بقیهٔ مغازهها اغلب تعطیلاند و تکوتوک باز. بعضی محلهها تعداد مغازههای باز خیلی کمتر است و بعضی جاها (مثل بهار شمالی) بیشتر. اما در کل تقریباً هیچکدام مشتری ندارند.
• بیشتر کارها کاملاً تعطیلاند و درآمد خیلیها صفر. صاحبان کسبوکارهای کوچک و بزرگ کلی هزینهٔ ثابت (اجاره، حقوق، بیمه…) دارند که باید پرداخت کنند، بدون اینکه ریالی درآمد داشته باشند. میدانم خیلیها حتی حقوق همین اسفند را هم نتوانستهاند کامل بدهند. از آن طرف خیلیها که کار اصصلاحاً فریلنس دارند یا کارشان وابسته به اینترنت بوده بهکل فلج شدهاند. مسئله این است که در همین سال ۱۴۰۴ دو سری قطعی کار داشتیم و در بقیه مواقعش هم اقتصاد کمرونقتر از قبل بوده. در نتیجه، خیلیها پساندازهایشان را هم خرج کردهاند و این روزها زیر فشار بیشتری هستند. ضمن اینکه خیلی از کسبوکارها در یکی دو ماه آخر سال فروش زیادی دارند و ماههای معمولاً راکد سال را با فروش این دو ماه میگذرانند و حالا که این فروش از بین رفته، حتی با فرض تمام شدن جنگ در کوتاهمدت، سال بسیار سختی را در پیش خواهند داشت.
• اینطور که از حرفهای دوستانم در شهرهای مختلف* برمیآید، زندگی فقط در تهران و تا حدودی اصفهان بهکل مختل شده و مردم خانهنشین. البته با توجه به تعطیلی مدارس و دانشگاهها و ادارات و همینطور قطعی اینترنت، اوضاع در بقیهٔ شهرها هم مثل همیشه نیست، ولی مغازهها همه بازند و مردم در شهر مثل همیشه تردد میکنند.
* اطلاعات من از این شهرهاست: مشهد، قزوین، شیراز، یزد، ساری، رشت، لاهیجان، چالوس، رامسر (و چند شهر دیگر شمال).
• اطرافیانم و کسانی که این روزها میبینمشان اغلب از قبل مخالف جنگ بودهاند و هنوز هم نظرشان همان است. این روزها با موافقان جنگ ارتباط زیادی نداشتهام، ولی اینطور که با واسطه میشنوم، کسانی که دو سه هفته پیش منتظر حملهٔ آمریکا بودند هنوز به نتیحهبخشبودن این جنگ امیدوارند. گرچه بعضیهایشان انتظار داشتهاند تغییر موردنظرشان خیلی زود اتفاق بیفتد و گرچه اطمینانشان به بعضی چیزها خدشهدار شده، ولی هنوز ناامید نشدهاند و منتظرند.
• قطعی اینترنت روان همه را فرسوده کرده. بیشتر آدمها که کلاً نمیتوانند وصل شوند، بقیه هم ساعتها تلاش میکنند که بتوانند چند دقیقهای بیایند اینجا. بعد از هر انفجار همه به هر دری میزنیم که بفهمیم کجا بوده و بعدش شروع کنیم به زنگ زدن به کسانی از آشنایانمان که آن اطراف زندگی میکنند.
اگر اینترنت وصل شود، هم تحمل این شرایط کمی آسانتر میشود و هم شاید بعضی کسبوکارها، بهخصوص آنها که در شهرهایی جز این دو سه شهر زیر ضرب مستقرند، بتوانند کارشان را شروع کنند و از این اوضاع فاجعهبار کمی نجات پیدا کنند.
• چند روز پیش گشتی در شهر زدم و چندتا از نقاط تخریبشده را دیدم. در مقایسه با جنگ قبلی تخریب خیلی گستردهتر بود. مثلاً اطراف کلانتری نیلوفر یا پلیس دیپلماتیک سر ترکمنستان دستکم ۱۰۰ واحد ساختمانی غیرقابل سکونت شده بودند و اینطور که از عکسها و ویدئوها برمیآید، اوضاع در بقیهٔ حملهها هم بهتر نبوده.
• در مرکز شهر که من هستم حملهها کمتر بوده، ولی دوستانم که در محلههایی مثل پیروزی یا سعادتآباد یا چیتگر یا ارتش زندگی میکنند اوضاع خیلی بدتری دارند. و البته بدترین بخش ماجرا غیرقابل پیشبینی بودن ماجراست و اینکه در هر لحظه از روز و شب ممکن است جایی در نزدیکیات موشک بخورد. جاهایی که بهشان حمله شده اینقدر متنوع بودهاند که واقعاً جایی از شهر نمیشود احساس امنیت کرد.
در هر حال امیدوارم این جنگ هرچه زودتر تمام شود و آدمهای کمتری بمیرند و خانهها و مغازههای کمتری خراب شوند و فقر و بدبختی گستردهتر از این نشود.
از کانال تلگرامی ما آن راه سوم هستیم