الف. هوشیار
پنجشنبه ۲۱ اسفند ۱۴۰۴
گابور ماته: زخمهای تاریخی از نسلی به نسل دیگر منتقل میشوند.
در بسیاری از لحظههای بحرانی تاریخ رفتارهایی در جامعه دیده میشود که در نگاه اول عجیب یا حتی متناقض به نظر میرسند. در یک خیابان ممکن است گروهی سوگواری کنند و در همان زمان گروهی دیگر موسیقی پخش کنند یا برقصند و برای بمباران شدن شهرشان کف و سوت بزنند. در جامعهای که زیر فشار جنگ، تهدید، یا سرکوب در حد نسلکُشی قرار میگیرد چنین صحنههایی ممکن است برای ناظران بیرونی غیرقابل فهم باشد.
اما اگر از زاویهٔ نظریهٔ «تروما» به جامعه نگاه کنیم، این رفتارها میتوانند معنای دیگری پیدا کنند. یکی از اندیشمندانی که در سالهای اخیر این نگاه را گسترش داده پزشک و پژوهشگر کانادایی گابور ماته (Gabor Maté) است. او در آثارش نشان میدهد که تروما فقط تجربهای فردی نیست، بلکه میتواند به سطح جامعه، فرهنگ، و حتی نسلهای بعدی منتقل شود.
تروما چیست؟
در زبان روزمره، تروما اغلب به معنای حادثهٔ دردناک یا شوکآور تلقی میشود. اما گابور ماته تعریف دقیقتری ارائه میدهد. او میگوید:
«تروما آن چیزی نیست که برای شما اتفاق میافتد. تروما آن چیزی است که در درون شما، در نتیجهٔ آن اتفاق، شکل میگیرد.»
به بیان دیگر، مسئلهٔ اصلی اثر درونی و پایدار تجربهٔ خشونت، ترس، یا ناامنی شدید است. ممکن است رخداد بیرونی پایان یافته باشد، اما اثر آن در روان فرد یا جامعه باقی بماند.
او در جای دیگری جملهای مشهور دارد:
«پرسش اصلی این نیست که چرا این رفتارها شکل میگیرند. پرسش این است که چه دردی پشت آنها وجود دارد.»
این جمله در ابتدا در کاوش پیرامون اعتیاد گفته شد، اما بسیاری از جامعهشناسان آن را برای فهم رفتارهای جمعی نیز به کار میبرند.
وقتی جامعه دچار تروما میشود
در روانشناسی امروز مفهومی به نام ترومای جمعی مطرح است. جامعهای که مدت طولانی در معرض بحرانهایی مانند جنگ، سرکوب سیاسی، ناامنی اقتصادی، یا تهدیدهای دائم قرار داشته باشد ممکن است بهنوعی حافظهٔ درد مشترک دچار شود. در چنین شرایطی، واکنشهای جمعی اغلب در چارچوب همان واکنشهای زیستی انسان به خطر شکل میگیرند:
● مبارزه
● فرار
● انجماد یا بیحسی
این الگوها، که در سطح فردی شناخته شدهاند، در سطح جامعه نیز دیده میشوند. مثلاً بخشی از جامعه ممکن است خشمگین و معترض شود، بخشی دیگر مهاجرت کند، و بخشی نیز نوعی بیحسی یا سردرگمی اجتماعی تجربه کند.
شادی در دل بحران
یکی از پدیدههایی که در بسیاری از جنگها دیده شده شادی در دل تهدید است. مردم در شرایط خطر نیز به موسیقی، طنز، یا رقص پناه میبرند. در روانشناسی تروما، این پدیده گاهی «شادیِ سرکش» نامیده میشود. چنین شادیای در واقع نوعی پیام نمادین است: زندگی هنوز ادامه دارد.
به همین دلیل، گاهی رفتارهایی که در نگاه نخست عجیب به نظر میرسند در واقع نوعی مقاومت روانی در برابر فروپاشی روحی هستند.
سوگ جمعی و آیینهای عزاداری
در سوی دیگر عزاداریهای جمعی قرار دارد. در جوامعی که با مرگ، خشونت، یا بحران مکرر روبهرو بودهاند، سوگ فردی اغلب به سوگ جمعی تبدیل میشود. این آیینها چند کاربرد مهم دارند: ایجاد همبستگی اجتماعی، تقسیم کردن درد میان افراد جامعه، تبدیل کردن رنج به روایت فرهنگی یا مذهبی. در واقع جامعه تلاش میکند رنج را تحملپذیر کند.
قطبی شدن جامعه
تروماهای اجتماعی میتواند اعتماد اجتماعی را کاهش دهد. در نتیجه، جامعه ممکن است به سرعت دوقطبی شود. در چنین فضایی:
● مخالفان به دشمن تبدیل میشوند
● گفتوگو دشوار میشود، و
● سیاست به میدان نبرد روایتها تبدیل میشود.
انتقال تروما از نسلی به نسل دیگر
یکی از مهمترین نکاتی که ماته بر آن تأکید میکند پدیدهای است به نام انتقال میاننسلی تروما. اما این انتقال چگونه رخ میدهد؟ مگر جامعه کارکردی ژنتیکی دارد؟ پاسخ کوتاه این است: نه، اما تروما از مسیرهای مختلف منتقل میشود.
۱. روابط خانوادگی
والدینی که تجربهٔ شدید ناامنی داشتهاند ممکن است دائم مضطرب باشند، بیش از حد محافظهکار یا کنترلگر شوند، یا از نظر عاطفی فاصله بگیرند. کودکان در چنین فضایی یاد میگیرند که جهان جایی خطرناک است.
۲. روایتهای تاریخی
هر جامعه داستانهایی دربارهٔ گذشته میسازد: داستانهای قربانی شدن، داستانهای قهرمانی، یا داستانهای تهدید دائمی. این روایتها در کتابها، رسانهها، و گفتارهای سیاسی بازتولید میشوند و بخشی از هویت جمعی میشوند.
۳. نهادهای اجتماعی
گاهی تجربهٔ تاریخی ناامنی باعث میشود جامعه به ساختارهای امنیتی بسیار سختگیر عادت کند، فرهنگ بیاعتمادی عمومی شکل بگیرد، یا خشونت سیاسی عادیسازی شود. در این حالت، تروما در نهادهای جامعه رسوب میکند.
۴. اثرات زیستی (اپیژنتیک)
در برخی پژوهشها دیده شده است که استرس شدید میتواند بر نحوهٔ فعال شدن ژنها اثر بگذارد. این حوزه به نام اپیژنتیک شناخته میشود. در اینجا ژنها تغییر نمیکنند، اما تنظیم آنها تحت تأثیر تجربهٔ استرس قرار میگیرد.
نتیجه
یکی از نتایج مهم جامعهٔ ترومازده این است که مرز میان عادی و غیرعادی تغییر میکند. چیزهایی که در شرایط معمول عجیب به نظر میرسند ممکن است در چنین جامعهای طبیعی شوند: زندگی زیر تهدید دائمی، نوسان شدید بین شادی و سوگ، حساسیت شدید به مخاطره. به تعبیر گابور ماته، بسیاری از رفتارهایی که ما ممکن است «عادی» بدانیم در واقع واکنشهایی به شرایط ناسالم اجتماعیاند.
وقتی رفتارهای متناقضی در جامعه دیده میشود، شاید پرسش درست این نباشد که «چرا مردم چنین رفتارهایی دارند؟» پرسش مهمتر این است: چه تجربههای تاریخی و چه دردهای جمعی پشت این رفتارها قرار دارند؟
پاسخ دادن به این پرسش نهتنها برای فهم جامعه، بلکه برای یافتن راهی بهسوی بهبود و ترمیم زخمهای تاریخی ضروری است.