Skip to content
ژوئن 2, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • آیا سلاح‌های هسته‌یی زیر کنترل و نظارت هوش مصنوعی است؟
  • جهان
  • صلح
  • نوار متحرک

آیا سلاح‌های هسته‌یی زیر کنترل و نظارت هوش مصنوعی است؟

نویسنده: اواگلوس والیاناتوس، کانتر پانچ

مترجم: مینا آگاه – اندیشهٔ نو

پنجشنبه ۱۴ اسفند ۱۴۰۴

مجمع عمومی سازمان ملل متحد در ۱۶ اکتبر ۲۰۲۵ قطعنامه‌ای را تصویب کرد و خواستار آن شد که تا زمانی که ‏سلاح‌های هسته‌یی وجود دارند، هرگز زیر کنترل و نظارت هوش مصنوعی نباشند. این قطعنامه دربارهٔ هوش ‏مصنوعی را شش کشور پیشنهاد کردند: اتریش، السالوادور، قزاقستان، قبرس، مالت و مکزیک. آنها به‌درستی بر این باور ‏بودند که هوش مصنوعی نباید بخشی از تسلیحات هسته‌یی باشد.‏

خطرات و تهدیدهای هوش مصنوعی

قطعنامهٔ سازمان ملل «خطرات» ادغام هوش مصنوعی در سامانه‌های فرماندهی، کنترل و ارتباطات مرتبط با سلاح‌های ‏هسته‌یی را برجسته و تبیین کرد. در این قطعنامه هشدار داده شد که:‏
‏«تصمیم‌گیری مبتنی بر هوش مصنوعی در ارتباط با سامانه‌های فرماندهی، کنترل و ارتباطات سلاح‌های هسته‌یی می‌تواند ‏کنترل و نظارت انسانی را کاهش دهد و احتمال بروز تحریف‌های القا شده در محیط‌های تصمیم‌گیری و کوتاه‌تر شدن ‏بازه‌های اقدام و واکنش را افزایش دهد، به‌ویژه در حساس‌ترین و حیاتی‌ترین مراحل مانند تصمیم برای شلیک، که می‌تواند ‏خطر استفادهٔ تصادفی، ناخواسته یا غیرمجاز از سلاح‌های هسته‌یی را تشدید کند.»‏
این قطعنامه همچنین به «محدودیت‌های فنی ذاتی سامانه‌های هوش مصنوعی، از جمله و نه محدود به احتمال نقص عملکرد، ‏سوءاستفاده یا نفوذ، و نیز سوگیری‌های شناختی و خودکارسازی که بر داده‌های آموزشی و طراحی الگوریتم‌ها تأثیر ‏می‌گذارند» اشاره کرده است. بر اساس این قطعنامه، کاستی‌های فنی «می‌تواند به بروز توهم‌ها و خروجی‌ها و برداشت‌های ‏نارسا، نادرست یا گمراه‌کننده منجر شود که در نتیجه ممکن است پیامدهای جدی و فاجعه‌باری مانند استفادهٔ تصادفی، ‏ناخواسته یا غیرمجاز از سلاح‌های هسته‌یی در پی داشته باشد.»‏
اینها مشکلاتی جزئی نیستند که هوش مصنوعی با آنها روبه‌روست. این مسائل می‌توانند به فاجعهٔ هسته‌یی یا جنگ هسته‌یی ‏منتهی شوند. بر همین اساس و به‌دلیل این نگرانی‌های موجه، قطعنامه تأکید کرد که «تا زمان حذف کامل سلاح‌های هسته‌یی، ‏باید کنترل و نظارت انسانی بر سامانه‌های فرماندهی، کنترل و ارتباطات سلاح‌های هسته‌یی، از جمله آنهایی که فناوری ‏هوش مصنوعی را ادغام می‌کنند، حفظ شود.»‏
نشریهٔ بولتن دانشمندان اتمی می‌گوید: «این قطعنامه یک گام مهم به جلو است، زیرا بحث را فراتر از برداشت پایه‌ییِ “حفظ ‏کنترل انسان بر تصمیم‌های مربوط به سلاح‌های هسته‌یی” سوق می‌دهد و به شناسایی دقیق‌تر این موضوع می‌پردازد که ‏چگونه هوش مصنوعی می‌تواند موجب تشدید ناخواسته در فرایندهای تصمیم‌گیری شود…. از نظر محتوایی، متن [قطعنامهٔ ‏سازمان ملل] بازتاب‌دهندهٔ تعهدهای سیاسی‌ای است که چند کشور- از جمله فرانسه، چین، پاکستان، بریتانیا و ایالات متحده – ‏پیش‌تر در بیانیه‌ها یا اسناد نهایی در مجامع دیگر تأیید کرده‌اند و می‌کوشد آن تعهدها را تقویت و تکمیل کند. در عین حال، این ‏متن می‌کوشد این تعهدها را به‌طور گسترده‌تری به حوزهٔ فرماندهی، کنترل، و ارتباطات هسته‌یی تعمیم دهد، یعنی به کل ‏معماری‌ای که زیربنای تصمیم‌گیری هسته‌یی را تشکیل می‌دهد.‏
درست است که این قطعنامه بازتاب‌دهندهٔ ایدئولوژی، سیاست و هراس برخاسته از استمرار چندین دهه‌ییِ حضور سلاح‌های ‏هسته‌یی در نظام بین‌الملل است و نیز بیانگر خودبزرگ‌بینی دولت‌های دارندهٔ این سلاح‌هاست؛ با این حال، این قطعنامه بسیار ‏فراتر می‌رود. این یک گام نخست جدی در مسیر الغای نهایی سلاح‌های هسته‌یی است. این قطعنامه به انسان‌های متمدن ‏یادآوری می‌کند که هوش مصنوعی و به‌ویژه بمب‌های هسته‌یی، چه در ترکیب با یکدیگر و چه به‌تنهایی، کابوس‌های ‏غیرانسانیِ نابودی احتمالی انسان‌ها، تمدن و طبیعت در آینده‌اند. هوش مصنوعی ممکن است بی‌خطر و سودآور به نظر برسد، ‏اما همانند بمب‌های هسته‌یی، در حال تبدیل شدن به نسخه‌ای دیگر از بمب هسته‌یی است. «همانند بمب‌های هسته‌یی، ماشین‌های ‏هوش مصنوعی نیز محکوم به انفجارند. سخنان مهندسانی که این ماشین‌ها را می‌سازند، آغشته به منطق پول و سود است. این ‏امر فریبنده و خطرناک است.»‏
هوش مصنوعی در بلندمدت می‌تواند سازندگان نظامیِ پیشرفتهٔ خود را دگرگون کند و آنان را به ابزارهایی مطیع بدل سازد که ‏سرانجام از این بازیِ خداییِ‌شان پشیمان خواهند شد، همان‌گونه که آفرینش سلاح‌های هسته‌یی، یعنی تجسمِ مرگ در قالبی ‏فناورانه، پیامدهایی پدید آورد که از کنترل سازندگانش فراتر رفت. در واقع، هوش مصنوعی و بمب‌های هسته‌یی محصولات ‏همزادِ ذهنِ آشفتهٔ جنگ و جنگ‌طلبان‌اند. آنها سلاح‌های هولناک ویرانی و مرگ‌اند.‏
هیچ جامعهٔ انسانی پیش از قرن بیستم، دهه‌ها با ماشین‌های مرگِ انسان‌ساخته زندگی نکرده بود. البته این بدان معنا نیست که ‏جوامع گذشته از جوامع قرن بیست‌ویکم ملایم‌تر بودند. جنگ‌ها و جنگ‌های داخلی، از یونانیان باستانِ متمدن گرفته تا ‏جنگ‌های جهانی در اروپا و جنگ‌های آمریکا، گرم و سرد، در آمریکای لاتین، آسیای جنوب شرقی و خاورمیانه، شیوه‌هایی ‏بی‌رحمانه برای حل منازعه بوده‌اند. گفت‌وگو، درک متقابل و عدالت کنار گذاشته می‌شوند. سپس شمشیرها، چاقوها، کمان و ‏تیر، تپانچه‌ها، توپ‌ها، مسلسل‌ها، پهپادهای مجهز به هوش مصنوعی، موشک‌ها و زیردریایی‌های هسته‌یی وارد میدان‌های ‏نبرد می‌شوند.‏
جنگ‌ها به قدمت انسان‌اند. هراکلیتوس، فیلسوف یونانی قرن ششم پیش از میلاد، گفت که جنگ پدر و پادشاه همه چیز است. او ‏درست می‌گفت. اما هر چند جنگ در زمان هراکلیتوس بد بود، اکنون، بیست و هفت قرن بعد، جنگ در حال تبدیل شدن به ‏زمزمهٔ خاموش یا آشوبِ نابودی کامل است. از همین روست که هوش مصنوعی و سلاح‌های هسته‌یی، که در کنار یکدیگر ‏نابودی را به امری قطعی بدل می‌کنند، باید پیش از آنکه ما را از میان ببرند برچیده شوند.‏

چه باید کرد؟

کشورهای دارندهٔ سلاح هسته‌یی (ایالات متحد آمریکا، روسیه، چین، فرانسه، بریتانیا، پاکستان، هند، کرهٔ شمالی و اسرائیل) ‏باید برای جهان توضیح دهند که چرا این ماشین‌های مرگ را در اختیار دارند. برای امنیت ملی؟ بعید است. برای پرستیژ؟ بله. ‏برای بازی‌های امپراتوری؟ قطعاً. برای ارعاب کشورهای غیرهسته‌یی؟ بی‌تردید.‏
ما می‌دانیم که سلاح‌های هسته‌یی را نمی‌توان بدون پیامدهایی غیرقابل قبول، بلکه به معنای واقعی کلمهْ مرگ‌بار، برای ‏میلیاردها انسان به کار برد. در ۱۰ ژوئن ۱۹۶۳، رئیس‌جمهور جان اف. کندی برای فارغ‌التحصیلان دانشگاه آمریکایی ‏توضیح داد که قدرت انفجاری یک سلاح هسته‌یی منفرد ده برابر ویرانگرتر از مجموع انفجارها و ویرانی‌های همهٔ ‏بمباران‌های جنگ جهانی دوم است. رؤیای کندی صلح جهانی بود؛ صلحی که به‌طور خودکار سلاح‌های هسته‌یی را منسوخ ‏می‌کرد. او گفت «صلح جهانی» «مهم‌ترین موضوع روی زمین» است. او توضیح داد منظورش چیست:‏
‏«چه نوع صلحی را در نظر دارم؟ چه نوع صلحی را جست‌وجو می‌کنیم؟ نه صلحی آمریکایی که با سلاح‌های جنگی آمریکا ‏بر جهان تحمیل شود. نه صلح گورستان یا امنیت برده. من از صلحی واقعی سخن می‌گویم؛ صلحی که زندگی بر زمین را ‏ارزشمند می‌کند؛ صلحی که به انسان‌ها و ملت‌ها امکان می‌دهد رشد کنند، امید داشته باشند و برای فرزندانشان زندگی بهتری ‏بسازند. نه صرفاً صلح برای آمریکایی‌ها، بلکه صلح برای همهٔ مردان و زنان. نه فقط صلح در زمان ما، بلکه صلح برای ‏همهٔ زمان‌ها.»‏
‏«از صلح سخن می‌گویم، زیرا جنگ چهره‌ای تازه یافته است. در عصری که قدرت‌های بزرگ می‌توانند زرادخانه‌های ‏هسته‌یی گسترده و نسبتاً آسیب‌ناپذیر خود را حفظ کنند و بی‌آنکه به آنها متوسل شوند از تسلیم شدن سر باز زنند، جنگ ‏همه‌جانبه دیگر معنایی ندارد. در زمانی که قدرت انفجاریِ تنها یک سلاح هسته‌یی تقریباً ده برابر مجموع نیروی انفجاریِ ‏همهٔ بمباران‌های هوایی متفقین در جنگ جهانی دوم است، چنین جنگی بی‌معناست. و نیز در دورانی که سموم مرگ‌بارِ ناشی ‏از یک مبادلهٔ هسته‌یی می‌تواند به‌وسیلهٔ باد و آب و خاک و بذر به دورترین نقاط جهان و حتی به نسل‌هایی که هنوز زاده ‏نشده‌اند برسد، سخن گفتن از جنگ همه‌جانبه بیهوده است. آگاهم که تلاش برای صلح به اندازهٔ تلاش برای جنگ هیجان‌انگیز ‏نیست- و چه‌بسا سخنانِ صلح‌طلبان با بی‌اعتنایی شنیده شود. با این همه، هیچ مسئولیتی برای ما فوری‌تر از این نیست.»‏
‏«برخی می‌گویند سخن گفتن از صلح جهانی یا قانون جهانی یا خلع سلاح جهانی بیهوده است؛ و تا زمانی که رهبران اتحاد ‏جماهیر شوروی نگرشی روشن‌بینانه‌تر اتخاذ نکنند، بی‌فایده خواهد بود. امیدوارم چنین کنند. باور دارم می‌توانیم به آنها کمک ‏کنیم. اما همچنین معتقدم که باید نگرش خودمان را، به‌عنوان افراد و به‌عنوان یک ملت، دوباره بررسی کنیم؛ زیرا نگرش ما ‏به اندازهٔ نگرش آنان اساسی است. و هر فارغ‌التحصیل این مدرسه، هر شهروند اندیشمندی که از جنگ نومید است و خواهان ‏برقراری صلح است، باید از درون آغاز کند؛ با بررسی نگرش خود نسبت به امکان صلح، نسبت به اتحاد شوروی، نسبت به ‏مسیر جنگ سرد و نسبت به آزادی و صلح در داخل کشور.»‏
احتمالاً رئیس‌جمهور کندی نخستین سیاستمداری نبود که از آمریکایی‌ها خواست صلح جهانی را به‌جای جنگ و سلاح‌های ‏هسته‌یی برگزینند. اما پیام او برای صلح جهانی اکنون، در سال ۲۰۲۶، که هوش مصنوعی در حال نفوذ به سامانه‌های ‏فرماندهی، کنترل و ارتباطات مرتبط با سلاح‌های هسته‌یی است، به‌ویژه خردمندانه، به‌موقع و فوری است. صلح جهانی به ‏معنای هیچ بمب هسته‌یی و هیچ هوش مصنوعی نظامی است. صلح، هدیهٔ آزادی و تمدن است. سلاح‌های هسته‌یی برای جنگ ‏بی‌فایده‌اند. آنها ساختهٔ انسان‌هایی مست از جنگ‌اند، اما آشکار است که به انسان‌های متمدن بر زمین تعلق ندارند.‏
ایالات متحده، اتحادیهٔ اروپا، روسیه، چین و هند باید یک پنتارشی (حکومت پنج‌گانه) برای برقراری صلح جهانی و الغای ‏سلاح‌های هسته‌یی و هوش مصنوعی نظامی تشکیل دهند. این پنج قدرت بزرگ باید جایگزین شورای امنیت کنونی سازمان ‏ملل شوند. آنها باید نظارت مشترک بر حکمرانی سیاره را، بدون پیش‌داوری‌های عقیدتی مذهبی یا تعصب یا اقتدارگرایی، ‏آغاز کنند. کشورهای بی‌طرف ضمن حفظ فرهنگ و آزادی خودشان، حق هیچ‌گونه تعرض یا توسعه‌طلبی نسبت به همسایگان ‏یا سایر کشورها را نخواهند داشت.‏
دوم، قدرت‌های بزرگ باید به‌کارگیری هوش مصنوعی را در هرگونه عملیات نظامی ممنوع کنند و قطعاً استفاده از آن را در ‏مدیریت سلاح‌های هسته‌یی مجاز ندانند. اولویت اصلی آنها باید نابودی بمب‌های هسته‌یی باشد – چه زرادخانه‌های خودشان و ‏چه زرادخانه‌های دیگر کشورهای دارندهٔ سلاح هسته‌یی، یعنی اسرائیل، بریتانیا، پاکستان و کرهٔ شمالی. آنها باید به‌طور ‏مشترک مرزهای موجود میان همهٔ کشورها و نیز آزادی و استقلال آنها را تضمین کنند. این بدان معناست که بیشترین شمار ‏کشورها باید همانند اتریش یا سوئیس بی‌طرف شوند. پنتارشی بی‌طرفی همهٔ کشورها را تضمین خواهد کرد و بدین ترتیب ‏جنگ را از میان خواهد برد.‏
در مورد اتحادیهٔ اروپا، این نهاد باید نخست خود را بازسازمان‌دهی کند و به یک اتحادیهٔ سیاسی واقعی با مرزهای مصون از ‏تعرض و دفاع مشترک تبدیل شود. اتحادیهٔ اروپای جدید باید درک کند که آلمان یک دولت «عادی» نیست. این کشور در قرن ‏بیستم مسئول دو جنگ جهانی در اروپا بوده است. اتحادیهٔ اروپا باید آلمان را از داشتن هرگونه تسلیحات برای همیشه منع کند. ‏آلمان بی‌طرف همچنین باید موظف شود بدهی مربوط به جنگ جهانی دوم به یونان را بپردازد و نیز گنجینه‌های ‏باستان‌شناختی‌ای را که نیروهای آلمانی در دوران اشغال یونان در سال‌های ۱۹۴۱ تا ۱۹۴۴ غارت کردند، بازگرداند.‏
در عین حال، پنتارشی باید استقلال و بی‌طرفی یونان را تضمین کند. همچنین باید نیروهای ترکیه را از شمالِ اشغال‌شدهٔ ‏قبرس اخراج کند و اجازه دهد جزیرهٔ یونانیِ قبرس با یونان متحد شود. از همهٔ قبرسی‌ها (اکثریت یونانی و اقلیت ترکِ ‏مسلمان) باید دربارهٔ اتحاد با یونان نظرخواهی شود. کسانی از پیروان آیین اسلام که با اتحاد با یونان موافق نباشند، باید حق ‏داشته باشند به ترکیهٔ مسلمان بپیوندند.‏
یونان می‌تواند به فرهنگ باستانی هلنیِ خود، فرهنگ علم، عدالت، نیک و زیبا، و تمدن بازگردد. این کشور می‌تواند به ‏مدرسه‌ای برای علم و دموکراسی بدل شود و المپیک باستانی هلنی، فلسفه، نظریهٔ سیاسی، تئاتر و صلح را احیا کند. این ‏رؤیای اسکندر مقدونی و نخستین رئیس‌جمهور یونان مستقل، ایوانیس کاپودیستریاس (۱۷۷۶–۱۸۳۱) بود.‏

نتیجه‌گیری

با این حال، روابط سیاسی کنونی در سطح جهانی میان دولت‌های مسلح به سلاح هسته‌یی آکنده از تنش و هراس است. در ۲۸ ‏اکتبر ۲۰۲۴، ژنرال آنتونی کاتن، فرمانده فرماندهی راهبردی ایالات متحده، نگرانی و خصومتش را در مورد قدرت‌های ‏هسته‌یی شرق ابراز کرد. او از «پیچیده‌ترین محیط» سخن گفت که در آن «خودکامگان جسور شده‌ای حضور دارند که ‏می‌کوشند از طریق زور و ترس سلطه یابند. برای نخستین بار در تاریخ، ما با دو رقیب هسته‌یی هم‌تراز روبه‌رو هستیم.‏
«روسیه در پی بازگرداندن سیاست پیشینِ عظمت خود است و چینِ در حال اوج‌گیری می‌کوشد جایگزین یک نظام بین‌المللی ‏باثبات و باز شود که بیش از ۸۰ سال به جهان خدمت کرده است. اکنون به اینها، کرهٔ شمالیِ تهاجمی و مسلح به سلاح هسته‌یی ‏را نیز می‌افزایم، و البته ایران را.‏»
«چین به‌سرعت در حال گسترش همهٔ ابعاد قدرت نظامی خود است، از جمله سامانه‌های پرتاب هسته‌یی مستقر در خشکی، دریا ‏و هوا.‏»
«جمهوری خلق چین احتمالاً تا سال ۲۰۳۰ دارای ۱,۰۰۰ کلاهک هسته‌یی خواهد بود و از جنگ روسیه در اوکراین حمایت ‏می‌کند. روسیه هم‌اکنون بزرگ‌ترین و متنوع‌ترین زرادخانهٔ هسته‌یی جهان را در اختیار دارد و همچنان در حال گسترش و ‏نوسازی آن است. مسکو به‌طور چشمگیری درصد تولید ناخالص داخلی اختصاص‌یافته به ارتش را افزایش داده و آشکارا ‏برای جنگی طولانی در اوکراین آماده می‌شود.‏»
«‏کرهٔ شمالی همچنان در نقض قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل، زرادخانهٔ هسته‌یی خود را گسترش می‌دهد و نیز ‏به‌طور فعال از روسیه در اوکراین حمایت می‌کند. اخیراً شاهد آن هستیم که نیروهای کرهٔ شمالی به روسیه اعزام می‌شوند تا ‏سپس به اوکراین منتقل شوند. و سرانجام، ایران با حمایت روسیه به اقدامات تهاجمی خود در خاورمیانه ادامه می‌دهد.»
تردیدی نیست که ژنرال کاتن بازتاب‌دهندهٔ ایدئولوژی و تفکر راهبردی آمریکاست. این امکان نیز وجود دارد که قدرت‌های ‏هسته‌یی شرق به نتایج مشابهی دربارهٔ قدرت‌های هسته‌یی غرب رسیده باشند. صرف‌نظر از تفاوت‌های واقعی یا تصوری ‏میان این دو اردوگاه، آنها باید گرد هم آیند و گفت‌وگویی برای صلح و گام‌های لازم جهت نابودی سلاح‌های هسته‌یی خود آغاز ‏کنند. آنان باید بتوانند بر سر توافق‌هایی برای تضمین تمامیت مرزهایشان به تفاهم برسند.‏
پنتارشی باید گذار از جنگ، سلاح‌های هسته‌یی، و پایان دادن به تسلیحاتی‌سازیِ هوش مصنوعی، بی‌طرفی، صلح و روابط ‏دوستانه میان همهٔ ملت‌ها را هماهنگ کند. تنها در آن صورت است که ملت‌های جهان خواهند توانست به‌طور مشترک با ‏آشوب آب‌وهوایی در این سیاره‌ مقابله کنند، سوخت‌های فسیلی را کنار بگذارند، و حذف کردن آلودگی جهانی را آغاز کنند.‏

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: افزایش فشار اسرائیل بر غزه در پی جنگ با ایران
Next: گذار بدون منجی
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved