محمد مالجو
جمعه ۱۵ اسفند ۱۴۰۴
در چشمانداز جمهوریخواهانه، مسئلهٔ دورهٔ گذار پیداکردن «منجی» تازه نیست. تاریخ بارها نشان داده است که تعویض یک فرد با فردی دیگر، حتی در لحظههای انقلابی، غالباً فقط شکل قدرت را عوض میکند نه ماهیتش را. گذار دموکراتیک از جایی دیگر آغاز میشود: از محدودکردن قدرت.
به همین دلیل است که رهبری دورهٔ گذار باید بیش از آنکه شبیه یک رهبر باشد شبیه یک داور موقت باشد. اولاً بهتر است جمعی باشد نه فردی، چرا که تمرکز قدرت، حتی در لحظهٔ رهایی، میتواند بذر اقتدارگرایی تازهای را بکارد. ثانیاً مأموریتی کوتاه و روشن داشته باشد: گشودن فضای آزادیهای سیاسی و حفظ حداقلیِ نظم عمومی و تمهید انتخابات آزاد برای تدوین قانون اساسی جدید.
رهبری گذار قرار نیست بر کشور حکومت کند. مأموریتش بسیار سادهتر و درعینحال دشوارتر است: بازگرداندن سیاست به مردم. مشروعیتِ این نوع رهبری نه از کاریزما برمیخیزد و نه از قدرت، بلکه از تعهدش به یک اصل روشن نشئت میگیرد: اینکه قدرت باید واقعاً به مردم منتقل شود.
اما تکوین این نوع رهبری بههیچوجه بیخصم نیست. از یک سو، ساختار مستقر جمهوری اسلامی، که نشان داده اصولاً با تقسیم قدرت ناسازگار است. از سوی دیگر، پادشاهیخواهانی که رؤیای بازگشت قدرت متمرکز را در سر میپرورانند. سرانجام نیز نیروی مهاجم خارجی که گذار را نه پروژهٔ خودمختاری مردم، بلکه فرصتی برای مهندسی کردن قدرت از بیرون میبیند. هر سه، به شیوهای متفاوت، در یک نقطه به هم میرسند: بیاعتمادی به حاکمیت مردم.
برگرفته از کانال تلگرام نویسنده