Skip to content
ژوئن 1, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • پیش از ضربه
  • ایران
  • خبرها
  • دیدگاه‌ها

پیش از ضربه

محمد مالجو

محمد مالجو

سه‌شنبه ۵ اسفند ۱۴۰۴

چشم‌انداز امنیتی ایران در واپسین ماه سال ۱۴۰۴ با افزایش چشمگیرِ احتمال تهاجم نظامیِ ایالات متحده گره خورده است. شاید دیگر مسئله صرفاً مهار یک دور تازه از درگیری‌های محدود نباشد. خطر آن است که زنجیره‌ای از تحولات به تهاجمی چه‌بسا گسترده از سوی آمریکا بینجامد، تهاجمی که پیامدهایش شاید نه در سطح تاکتیکی بلکه در مقیاس ویرانی زیرساخت‌های مادّی و فروپاشی شبکه‌های حیاتی و تخریب ظرفیت‌های تولیدی کشور بروز کند. چنین سناریویی می‌تواند ایران را برای سال‌ها، اگر نگوییم دهه‌ها، با آثار ماندگار نابسامانی اقتصادی و اجتماعی مواجه کند.

پرسش اصلی در این وضعیت اضطراری اکنون دیگر این نیست که چه اصلاحاتی در درازمدت مطلوب‌اند. بحث بر سر این است که در حدفاصلِ زمانی بسیار محدودِ پیشارو چه نیرویی اساساً توان تغییر جهت در سیاست خارجی ایران را دارد. نه نیروهای بیرون از ساختار رسمی قدرت که فاقد ابزار اجرایی‌اند و نه کنش‌های اجتماعیِ تدریجی که با شتاب تحولات بیرونی همخوانی ندارند اکنون قادر به مداخلۀ مؤثر در کوتاه‌مدت نیستند. نقطۀ کانونی را باید در شکاف‌هایی جست که در سطوح عالی تصمیم‌سازی بر سر تداوم یا تعدیل مسیر کنونی شکل گرفته و طی ماه‌های اخیر احتمالاً ژرف‌تر شده‌اند.

بااین‌حال، مباحثات درون‌ساختاری به‌تنهایی نمی‌توانند مانع از تحقق سناریوی ویرانگر شوند، مگرآ نکه به تغییر محسوس در توازن واقعی قدرت میان تصمیم‌گیرندگان اصلی بینجامند. نشانه‌های چنین تغییری کماکان بسیار کم‌رنگ است. اگر این وضعیت به‌سرعت دگرگون نشود، محتمل‌ترین سناریو این است که ضربۀ بیرونی پیش از هر تغییر درونی فرود آید، با هزینه‌ای که به معنای ویرانی مادّی کشور خواهد بود.

درعین‌حال، مسئله فقط به وزن استدلال‌ها یا عمق شکاف‌ها در سطوح عالی بازنمی‌گردد. آنچه بیش از هر چیز تعیین‌کننده به نظر می‌رسد، عزم تثبیت‌شده‌ای برای پیشبرد مسیر کنونی است که نشانه‌های انعطاف را در حدی که خطر جنگ منتفی شود به حداقل رسانده است. وقتی افق تصمیم‌گیری چنان ترسیم شود که حتی مخاطرات حداکثری را نیز توجیه‌پذیر جلوه دهد، امکان بازبینی در محاسبات راهبردی به‌شدت محدود می‌شود. در این وضعیت، سرنوشت مادی کشور در مدار انتخابی قرار می‌گیرد که هزینه‌هایش جمعی است حال‌آن‌که مبنایش اراده‌ای است فردی که خود را آمادهٔ پرداخت بهایی فراتر از سنجه‌های متعارف می‌بیند.

چه‌بسا آن ارادهٔ فردی، اگر در اوج ماجرا به پایانی تراژیک برسد و شهادت را برگزیند، راه رهایی خویش از مخمصهٔ کنونی را یافته باشد، اما ده‌ها‌میلیون مردمانی که خواسته یا ناخواسته در باتلاق تصمیم‌گیری‌های فردی‌اش افتاده‌اند یقیناً با مخمصه‌هایی ژرف‌تر و پرشمارتر مواجه خواهند شد.

برگرفته از کانال تلگرام نویسنده

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: چپ‌هراسی آخرین سنگر بی‌استدلالی
Next: مذاکرات پنجشنبه در ژنو: یا توافق یا عبور از نقطهٔ بی‌بازگشت
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved