Skip to content
ژوئن 4, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • خُرده‌دیکتاتورها: چگونه اقتدارگرایی بزرگ در رفتارهای کوچک تکثیر می‌شود؟
  • علوم اجتماعی
  • ویژه اندیشهٔ نو

خُرده‌دیکتاتورها: چگونه اقتدارگرایی بزرگ در رفتارهای کوچک تکثیر می‌شود؟

الف. هوش‌یار

چهارشنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۴

در بسیاری از جمع‌های کاری، سیاسی، مدنی، و حتی دوستانه، با تیپی از آدم‌ها روبه‌رو می‌شویم که گفت‌وگو را برنمی‌تابند، ‏نظر مخالف را تهدید تلقی می‌کنند، کار گروهی را فقط تا جایی می‌پذیرند که کنترل در دست خودشان باشد، و به‌جای اقناع ‏حذف می‌کنند. اینها نه حاکم‌اند و نه صاحبان قدرت رسمی؛ اما در مقیاس کوچک، دقیقاً همان منطق دیکتاتوری را بازتولید ‏می‌کنند. آنچه در زبان روزمره می‌توان «خرده‌دیکتاتور» نامید.‏

این پدیده نه صرفاً اخلاقی است، نه فقط فردی. روان‌شناسی اجتماعی و جامعه‌شناسی سال‌هاست نشان داده‌اند که اقتدارگرایی ‏می‌تواند از سطح حکومت به لایه‌های خُرد جامعه سرریز کند.‏

اقتدارگرایی به‌مثابهٔ الگوی شخصیتی-اجتماعی

پژوهش‌های معاصر در روان‌شناسی اجتماعی نشان می‌دهد که برخی افراد گرایش پایداری به سلسله‌مراتب، کنترل، و سلطه دارند. ‏این گرایش در نظریهٔ «سلطه‌جویی اجتماعی» (‏Social Dominance Orientation‏) توضیح داده می‌شود که ‏جیم سیدانیوس (‏Jim Sidanius‏) و فلیشیا پراتو (‏Felicia Pratto‏) طرح و تدوین کرده‌اند.

طبق این نظریه، بعضی افراد به‌طور ناخودآگاه باور دارند که جامعه باید نابرابر باشد، و برخی فرمان بدهند و برخی فرمان ببرند. ‏از دید این افراد، همکاری افقی بی‌معناست؛ رابطه باید عمودی باشد. در عمل، چنین افرادی‏
‏●‏ به‌دنبال کنترل فضا هستند،
‏●‏ اختلاف‌نظر را بی‌نظمی می‌دانند،
‏●‏ قدرت را نشانهٔ شایستگی تلقی می‌کنند، و
‏●‏ حذف و بایکوت را آسان‌تر از گفت‌وگو می‌بینند.

در جوامعی که ساختار سیاسی اقتدارگراست، این ذهنیت نه‌تنها سرکوب نمی‌شود، بلکه پاداش هم می‌گیرد.‏

اطاعت از بالا، استبداد در پایین

باب آلتمایر (‏Bob Altemeyer‏)، روان‌شناس اجتماعی، در پژوهش‌هایش دربارهٔ اقتدارگرایی نشان داد که بسیاری از افراد ‏هم‌زمان دو رفتار متناقض دارند: از قدرت بالاتر اطاعت می‌کنند، اما در قبال ضعیف‌ترها سلطه‌گر می‌شوند.‏ یعنی همان فردی که در برابر حکومت، رئیس، یا ساختار رسمی مطیع است، وقتی به یک جایگاه و موقعیت کوچک مدیریتی یا نمادین ‏می‌رسد، تبدیل به مستبد خُرد می‌شود. این دقیقاً یکی از الگوی‌هایی است که خرده‌دیکتاتوری می آفریند: اطاعت از بالا، ‏زورگویی به پایین.‏

چرا خرده‌دیکتاتورها در جوامع اقتدارزده فراوان‌ترند؟

جامعه‌شناسی سیاسی نشان می‌دهد که اقتدارگرایی فقط در حکومت نمی‌ماند، بلکه به فرهنگ روزمره نیز نفوذ می‌کند. در چنین جوامعی، اعتماد اجتماعی ‏معمولاً کم است، گفت‌وگوی برابر تمرین نشده، و تصمیم‌گیری جمعی ریشه‌دار نیست. اختلاف‌نظر تهدید تلقی ‏می‌شود. و افراد یاد می‌گیرند برای بقا یا باید فرمان بدهند یا فرمان ببرند. وسطی وجود ندارد.

‏در نتیجه، وقتی امکان سلطهٔ کوچک فراهم می‌شود، بسیاری ناخودآگاهانه به همان الگویی می‌رسند که سال‌ها در آن زیسته‌اند.‏

درونی‌سازی منطق سرکوب

در روان‌شناسی انتقادی، به‌ویژه در آثار پائولو فریر (‏Paulo Freire‏) در کتاب آموزش ستم‌دیدگان (‏Pedagogy of ‎the Oppressed‏) سازوکار مهمی توضیح داده می‌شود. او می نویسد:‏
«افراد تحت ستم گاهی منطق ستمگر را درونی می‌کنند. یعنی وقتی به موقعیت مناسبی می‌رسند، همان رفتارها را بازتولید ‏می‌کنند. نه از سر بدذاتی، بلکه چون تنها الگوی آشنای قدرت برایشان همین بوده است. در جامعه‌ای که گفت‌وگو سرکوب شده، ‏فرد نمی‌آموزد اختلاف چگونه حل می‌شود، فقط می‌آموزد چه کسی غالب می‌شود.‏

چرا خرده‌دیکتاتورها پُررنگ‌تر شده‌اند؟

وقتی دهه‌ها سال با اقتدار سیاسی و امنیتی رژیمی سرکوبگر، تضعیف نهادهای مدنی مستقل در جامعه، تجربهٔ ‏شکست‌های جمعی متعدد و پی‌درپی، فرسایش اعتماد اجتماعی، و گسترش ترس و ناامنی روانی روبه‌رو باشیم، کنترل می‌تواند ‏احساس امنیت بیافریند، اختلاف با خطر یکسان تلقی شود، و گفت‌وگو چیزی جز تن دادن به ضعف دانسته نشود.‏

در چنین شرایطی، بسیاری ناخودآگاهانه به‌سوی رفتارهای سلطه‌گرانه می‌روند، حتی در جمع‌های مخالف حکومت. به همین ‏دلیل است که گاهی در گروه‌های اپوزیسیون یا فعالان مدنی یا شبکه‌های اجتماعی همان الگوی حذف، انحصار، بایکوت، ‏تخریب، و فرمان‌دهی دیده می‌شود که در ساختار قدرت رسمی وجود دارد.‏

خرده‌دیکتاتوری محصول افراد بد نیست، محصول ساختار بیمار است

نکتهٔ کلیدی این است که خرده‌دیکتاتورها اغلب «بد» نیستند. آنها سازگارشدگان با محیط اقتدارزده‌اند. جامعه‌ای که ‏تمرین مشارکت نداشته، تجربهٔ تصمیم‌گیری جمعی ندارد، گفت‌وگوی امن و هم‌افزا را نیاموخته، به‌طور سیستماتیک افراد سلطه‌جو ‏تولید می‌کند.‏

چرا این مسئله برای آیندهٔ دموکراسی حیاتی است؟

اگر اقتدار فقط در رأس تغییر کند، اما در فرهنگ روزمره باقی بماند، حتی اگر دیکتاتوری فرو بریزد، خرده‌دیکتاتورها ‏آن را بازسازی می‌کنند. تاریخ بسیاری از کشورها نشان داده است که بدون تحول فرهنگی-روانی، تغییر سیاسی مطلوب پایدار نمی‌شود.‏

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: برای به شکست کشاندن جنبش راه‌های دیگری هم وجود دارد
Next: جهانِ چندقطبی فرا رسید:‏ اروپا پذیرفت که سلطهٔ جهانی غرب پایان یافته است
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved