Skip to content
ژوئن 2, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • برای به شکست کشاندن جنبش راه‌های دیگری هم وجود دارد
  • خبرها
  • علوم اجتماعی

برای به شکست کشاندن جنبش راه‌های دیگری هم وجود دارد

الف. هوش‌یار

سه‌شنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۴

حکومت‌ها دیگر فقط از سانسور و سرکوب فیزیکی برای کنترل جامعه استفاده نمی‌کنند؛ آنها جامعه را از طریق اشباع احساسات، خبر و بحران غرق می‌کنند تا تمرکز آگاهانه و حرکت مداوم را از بین ببرند. این روش باعث می‌شود جنبش‌های اعتراضی شکست خورده، غیرقابل سازماندهی و فراموش شوند. جایگزین خشم فرامل، خستگی جمعی و جدایی حاصل می‌شود. جنبش‌های موفق باید با استراتژی‌هایی مثل تمرکز روایی، ریتم پایدار، مدیریت اختلاف و ساختن حافظه جمعی، با چنین حملاتی مقاومت کنند.

سال‌ها تصور می‌شد حکومت‌ها فقط با باتوم، زندان و سانسور جنبش‌ها را می‌شکنند. اما تجربهٔ دههٔ اخیر در بسیاری از کشورها – از خاورمیانه تا آمریکای لاتین – نشان داده که شکل تازه‌ای از مهار و سرکوب اعتراض نیز شکل گرفته است: وقتی نمی شود صداها را خاموش کرد، فضا را در صدا غرق‌ می کنند.

امروز بسیاری از جنبش‌ها نه با سرکوب فوری، بلکه با خستگی جمعی، پراکنده‌سازی توجه و فرسایش عاطفی شکست می‌خورند. قدرت یاد گرفته اگر جامعه را آن‌قدر در بحران، خبر، خشم، شوک و هیاهو غرق کند، دیگر نیازی به خاموش‌ کردن مستقیم نیست.

وقتی زیاد شدن صدا خودش نوعی سانسور می‌شود

در گذشته، حکومت‌ها خبررسانی را کنترل و در صورت لزوم متوقف می‌کردند. امروز خبر را آن‌قدر زیاد می‌کنند که هیچ خبری مهم نماند. هر روز با بازداشت تازه، بحران اقتصادی تازه، تهدید نظامی تازه، افشاگری تازه، شایعه تازه، درگیری تازه روبه‌رو می شویم. نتیجه چیست؟

مردم دیگر نمی‌دانند روی چه چیزی تمرکز کنند. خشم پخش می‌شود، نه متمرکز. انرژی می‌سوزد، و سازمان‌دهی نمی‌شود. اعتراض از یک نیروی منسجم به موج‌های کوتاه و پراکنده تبدیل می‌شود.

بحران دائمی؛ ابزار تازهٔ کنترل

قدرت خوب فهمیده که شوک اگر دائمی شود، فلج‌کننده است. وقتی جامعه مدام در وضعیت اضطراری زندگی کند:

●      همدلی تحلیل می‌رود
●      حساسیت اخلاقی کاهش می‌یابد
●      فاجعه عادی می‌شود
●      و مهم‌تر از همه: مردم خسته می‌شوند.

فیلسوف اجتماعی بیونگ-چون هال (Byung-Chul Han) این وضعیت را «جامعهٔ فرسوده» می‌نامد – جامعه‌ای که نه با زور، بلکه با فشار دائمی از پا درمی‌آید. در چنین شرایطی حتی اعتراض هم به بار روانی تبدیل می‌شود.

چگونه اختلاف‌ها جای دشمن اصلی را می‌گیرند

یکی از هوشمندانه‌ترین ابزارهای اشباع قطبی‌سازی افراطی است. به‌جای اینکه جامعه روی ساختار سرکوب تمرکز کند، درگیر جنگ‌های هویتی می‌شود: سلطنت‌طلب و جمهوری‌خواه، سکولار و مذهبی، داخل و خارج، نسل قدیم و جوان. قدرت از بیرون تماشا می‌کند که نیروهای معترض انرژی‌شان را صرف جدل با یکدیگر می‌کنند.

این همان منطقی است که در نظریهٔ هژمونی آنتونیو گرامشی (Antonio Gramsci) دیده می‌شود: قدرت فقط با زور حکومت نمی‌کند، با سازمان‌دهی شکاف‌ها هم سلطه می‌سازد.

اعتراض‌های پرشور، اما کوتاه‌عمر

شبکه‌های اجتماعی می توانند بسیج سریع بسازند، اما در فضای اشباع‌شده به‌سختی به حرکت پایدار تبدیل می‌شوند. موجی راه می‌افتد. سرکوب می‌شود؛ مدتی همه خشمگین‌اند. بعد در میان روایت‌سازی‌ها، ابهام‌ها، بحران‌های تازه، و وضعیت‌های دائماً بحرانی غرق می‌شود و بعد موج بعدی می‌آید و قبلی فراموش می‌شود.

جامعه‌شناس ارتباطات مانوئل کاستلز (Manuel Castells) سال‌هاست هشدار می‌دهد که بدون سازمان‌دهی پایدار، جنبش‌های شبکه‌یی در معرض فرسایش قرار می گیرند، و اشباع این فرسایش را چندبرابر می‌کند.

اگر اشباع ابزار قدرت است، پاسخ جنبش چیست؟

تجربهٔ جنبش‌های موفق نشان می‌دهد که مقابله با اشباع نیاز به تغییر سبک مبارزه دارد:

تمرکز روایی: بدین معنی که به‌جای ده‌ها مطالبهٔ مختلف، یکی دو خواست روشن که مدام تکرار شوند.

ریتم پایدار به‌جای انفجار احساسی: کنش‌های منظم کوچک مؤثرتر از موج‌های بزرگ کوتاه‌عمرند.

فیلتر آگاهانهٔ خبر: همه‌چیز ارزش پخش و همرسانی ندارد. تمرکز سلاح مبارزه است.

مدیریت اختلاف‌ها: بحث‌ها طبیعی‌اند، اما نباید میدان اصلی را اشغال کنند.

ساختن حافظهٔ جمعی: پرونده‌ها، ظلم‌ها، و قربانیان نباید با موج بعدی فراموش شوند.

روایت امید در کنار رنج: جامعه فقط با خشم زنده نمی‌ماند؛ نشانه‌های پیشرفت هم باید دیده شوند.

نتیجه اینکه:

گاهی شکست با خستگی می‌آید، با هیاهو، با پراکندگی، با فراموشی. قدرت امروز آموخته است که اگر مردم را آن‌قدر در بحران و احساسات غرق کند که نفسشان ببرد، دیگر نیازی به خاموش‌کردن مستقیم جنبش‌ اعتراضی‌شان نیست.

و شاید مهم‌ترین درس این باشد: در عصر اشباع، تمرکز به‌خودی‌خود یک شکل مقاومت است. پایداری انقلابی‌تر از هیجان است. و گاهی پیش بردن گام‌به‌گام جنبش از انفجار یک فریاد مؤثرتر است.


منابع:

The Burnout Society — Byung-Chul Han

 (جامعه فرسوده، فشار دائمی، خستگی به‌عنوان ابزار قدرت)

Psychopolitics — Byung-Chul Han

 (کنترل بدون سرکوب مستقیم، اشباع احساسات و خود فرسایی)

Network Propaganda — Yochai Benkler et al.

 (سیلاب روایت‌ها به‌عنوان ابزار بی‌ثبات‌سازی حقیقت)

Political Tribes — Amy Chua

 (چگونه شکاف‌های هویتی جنبش‌ها را نابود می‌کند)

Networks of Outrage and Hope — Manuel Castells

Communication Power — Manuel Castells

The Logic of Connective Action — W. Lance Bennett & Alexandra Segerberg

 (چرا موج‌های اعتراضی که بر هیجان استوار می‌شوند می‌آیند و می‌روند)

برگرفته از کانال تلگرامی «ما آن راه سوم هستیم»

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: هدف سفر سه‌روزهٔ ماکرون به هند: نهایی کردن توافق «تاریخی» و گسترش روابط فرانسه با هند
Next: یازده‌میلیارد دلار پول نفت در دولت رئیسی برنگشته است
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved