Skip to content
ژوئن 2, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • نه دیکتاتوری، نه بمباران
  • دیدگاه‌ها
  • صلح
  • نوار متحرک
  • ویژه اندیشهٔ نو

نه دیکتاتوری، نه بمباران

چگونه می‌توان هم‌زمان با سرکوب داخلی جنگید و در برابر جنگ خارجی ایستاد؟

الف. هوش‌یار

شنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۴

سال‌هاست یک گزاره شبیه به حکمی ازلی و ابدی مدام تکرار می‌شود: نباید در چند جبهه هم‌زمان جنگید.

ریشهٔ این نگاه را ‏معمولاً به سنت‌های کلاسیک جنگ نسبت می‌دهند. مشهورترینش هم آموزه‌های کتاب «هنر رزم‎» (The Art of War‏) ‏چین باستان است که بر تمرکز نیرو و پرهیز از فرسایش تأکید می‌کند. اما آنچه در میدان‌های واقعی مبارزهٔ مردمی رخ ‏می‌دهد اغلب با این منطق فرق دارد. جنبش‌های اجتماعی نه ارتش کلاسیک‌اند، نه منابع نامحدود دارند، نه در انتخاب دشمنان ‏رودررویشان آزادند. و ایران امروز دقیقاً در چنین وضعی است.‏

میدان واقعی مبارزه در ایران: فشار از داخل، تهدید از بیرون

جامعهٔ ایران سال‌هاست زیر ضرب هم‌زمان دو نیرو زندگی می‌کند: از یک سو سرکوب، زندان، اعدام، فقر ساختاری، بستن ‏رسانه‌ها و خیابان‌ها و از سوی دیگر تحریم‌های فلج‌کننده، تهدید دائمی جنگ، سناریوهای حملهٔ نظامی، و بازی قدرت‌های ‏منطقه‌یی و جهانی. مشکل فقط هم‌زمانی این دو نیست. خطر اصلی جایی است که هرکدام تبدیل به ابزار توجیه دیگری می‌شود: ‏
‏-‏ رژیم می‌گوید اگر ما نباشیم، کشور تجزیه می‌شود و زیر بمباران نابود می‌شود، و برای بقای خودش کشتار می‌کند.‏
‏-‏ جنگ‌طلبان می‌گویند باید از هر حملهٔ نظامی برای نابود کردن این رژیم حمایت کرد.‏
و مردم‌اند که در وسط این دو روایت له می‌شوند.‏

اشتباه بزرگ: انتخاب بین یکی از دو شر

در چنین فضایی معمولاً دو انحراف شکل می‌گیرد: برخی می‌گویند فعلاً باید با رژیم کنار آمد، چون جنگ بدتر است. برخی ‏دیگر می‌گویند برای خلاص ‌شدن از رژیم حتی جنگ هم قابل قبول است. اما تجربهٔ تاریخی نشان می‌دهد که هر دو راه بن‌بست ‏است. جنبش‌هایی که یکی از این دو دشمن را سفیدشویی کردند در نهایت به سلطه‌ای تازه یا ویرانی گسترده رسیدند.‏

راه سوم: مدیریت هم‌زمان میدان، نه انتخاب یکی از دشمنان

در مبارزات واقعی- چه اجتماعی، چه حتی در هنرهای رزمی- وقتی چند مهاجم هم‌زمان حمله می‌کنند، راه نجات تمرکز ‏کور روی یکی نیست، بلکه کنترل فضا، پخش فشار، و تبدیل کردن تضادها به مانعی برای خود دشمنان است. همین منطق را ‏می‌توان به سیاست ترجمه کرد.‏

تفکیک اخلاقی؛ نه سردرگمی در سیاست‌ورزی

اولین گام جنبش مدنی روشن است: می‌شود هم‌زمان گفت سرکوب داخلی غیرقابل قبول است و جنگ خارجی هم علیه مردم ‏است. نه با جمله‌های مبهم، بلکه شفاف و پیوسته:‏
‏-‏ ما با گلوله‌باران داخلی مبارزه می‌کنیم.‏
‏-‏ ما با بمباران خارجی هم مخالفیم.‏
این دو موضع‌گیری نه متضادند، نه خنثی‌کنندهٔ یکدیگر، بلکه مکمل‌ یکدیگرند.‏

تبدیل کردن هر فشار به هزینه برای هر دو طرف

وقتی رژیم سرکوب می‌کند، باید هزینهٔ اخلاقی و سیاسی‌اش بالا برود: این یعنی افشا، مستندسازی، فشار افکار عمومی، و ‏مشروعیت‌زدایی جهانی.‏
وقتی خطر جنگ افزایش می‌یابد، روایت مسلط باید شکسته شود: جنگ مردم را می‌کُشد، نه دیکتاتوری را. و باید هشدار داد که همین ‏سرکوب داخلی است که آتش جنگ را شعله‌ور می‌کند. به این ترتیب:‏
‏-‏ هر گلولهٔ داخلی مشروعیت جنگ‌طلبان را هم زیر سؤال می‌برد.‏
‏-‏ هر تهدید خارجی مسئولیت رژیم را پُررنگ‌تر می‌کند.‏
دو دشمن به‌جای تقویت یکدیگر، شروع می‌کنند به تضعیف یکدیگر.‏

ابزار متفاوت برای هر جبهه

وقتی لازم می‌شود که هم‌زمان با چند دشمن‌ مبارزه کنیم، یک ابزار واحد برای همه‌چیز کافی نیست. در برابر سرکوب داخلی: ‏اعتراض مدنی، اعتصاب، شبکه‌های محلی، روایت قربانیان، همبستگی اجتماعی. در برابر تهدید خارجی: پویش‌های صلح، ‏فعال‌سازی افکار عمومی جهانی، شکستن روایت جنگ نجات‌بخش.‏
و حلقهٔ اتصال هر دو رسانه‌های مردمی، مستندسازی، و جریان مستقل خبر و تصویر است. نه همه‌چیز را می شود به خیابان ‏خلاصه کرد و نه همه‌چیز در تأمین فشار افکار عمومی جهانی و لابی در خارج خلاصه می‌شود.

چرا این مسیر سخت، اما مؤثر است؟

چون هر دو دشمن دقیقاً از دوگانه‌سازی تغذیه می‌کنند: یا امنیت در فدا کردن آزادی، یا آزادی از راه دخالت نظامی و بمباران ‏کشور. جنبش مردمی وقتی این دوگانه را می‌شکند، هر دو پروژهٔ سلطه را ضعیف می‌کند.‏

تجربه تاریخ چه می‌گوید؟

تقریباً هیچ جنبش موفقی با انتخاب یکی از دو شر به آزادی نرسیده است. اما بسیاری از جنبش‌ها زمانی پیروز شدند که‏
‏-‏ هم‌زمان دیکتاتوری داخلی را فرسوده کردند، و
‏-‏ مداخلهٔ خارجی را بی‌مشروعیت ساختند.‏
ایران امروز به انتخاب میان «سرکوب یا جنگ» نیاز ندارد. به شکستن این دوگانه نیاز دارد.‏

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: تحولات بعد از سرکوب خیابانی جنبش انقلابی دی‌ماە و ضرورت تشکیل آلترناتیو دموکراتیک
Next: جمهوری اسلامی ایران رکورددار کشتار معترضان در قرن بیست‌ و یکم
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved