حمید آصفی
حمید آصفی
شنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۴
بازداشت و اجرای حکم پنج سال زندان برای دکتر مصطفی مهرآیین رویدادی قضایی نیست، موضعگیری عریان سیاسی است. حکومت در این لحظه اعلام میکند که دیگر حتی نیازی به نقاب قانون، گفتوگو، یا توجیه ندارد. این حکم زبان رسمیِ هراس است، هراس از اندیشهای که نه اسلحه دارد، نه سازمان، نه خیابان، اما میتواند نظم مسلط را بیاعتبار کند.

آنچه در این پرونده مجازات شده «جُرم» نیست، فهم است. مهرآیین نه دعوت به خشونت کرد، نه پروژهٔ براندازی داشت. او فقط وضعیت را توصیف کرد، ساختار را نام برد، و از فروپاشی معنا سخن گفت. اما در نظمی که بقای حکومت بر ابهام، تقدس، و حذف پرسش بنا شده است نامگذاری خطرناکترین کُنش ممکن است. قدرت میتواند با فریاد کنار بیاید، اما با توضیح نه.
حکومتی که معترضان بیسلاح را در خیابان به گلوله میبندد، زندان میکند، و اعدام میکند بهروشنی نشان داده که با هیچ شکل مخالفتی کنار نمیآید، نه با بدنِ معترض و نه با ذهنِ منتقد. سرکوب خیابان و سرکوب اندیشه دو روی یک منطقاند: حذف جامعهای که دیگر فرمانبردار نیست. بازداشت جامعهشناس ادامهٔ همان سیاستی است که اعتراض مردمی را جُرم مینامد؛ یکی با گلوله حذف میشود و دیگری با حکم قضایی، اما هدف یکی است: قطع پیوند میان رنج زیسته و زبانِ بیان آن.
زندان در اینجا ابزار مجازات نیست، ابزار پیامرسانی است. پیامی خطاب به همهٔ کسانی که هنوز تصور میکنند میتوان در این فضا اندیشید و گفت. پیام روشن است: فکر نکن، تحلیل نکن، معنا تولید نکن. این همان نقطهای است که حکومت اعتراف میکند دیگر چیزی برای گفتن ندارد جز تهدید.
اجرای این حکم نشانهٔ ورود به مرحلهای است که سیاست در آن میمیرد. از اینجا به بعد حکومت نه با جامعه سخن میگوید و نه خود را توضیح میدهد، فقط مدیریت میکند، حذف میکند، و میترساند. وقتی فهم جُرم شود، میدان عمومی به عرصهٔ نیروها فروکاسته میشود: زور در برابر زور، سکوت در برابر انفجار.
دفاع از دکتر مهرآیین دفاع از آزادی بیان به معنای رایجش نیست، دفاع از امکان معناست. حکومتی که جامعهشناس را زندانی میکند پیشاپیش اعلام کرده که پاسخی برای بحرانهایش ندارد. چنین قدرتی شاید بتواند زمان بخرد، اما آینده را از دست داده است. تاریخ با حکومتهایی که عقل را زندانی میکنند گفتوگو نمیکند، از رویشان عبور میکند.
برگرفته از کانال تلگرام نویسنده