حسین رزاق
شنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۴
چه جنگ، چه مذاکره، جنگ یا مذاکرهٔ مردم ایران نیست. آنچه امروز به نام ایران مطرح میشود تصمیم و پروژهٔ جمهوری اسلامی است، نه ارادهٔ جامعهای که دهههاست از حق انتخاب، آزادی، و نمایندگی واقعی محروم شده است. اکثریت مطلق مردم ایران نه در سیاست خارجی نقشی دارند و نه در تعیین سرنوشت خودشان. نظامی که با ماشین سرکوب و حذف سیستماتیک مخالفان بر کشور مسلط مانده نمیتواند مدعی سخن گفتن از جانب ملت باشد.
باید مقابل روایت دروغِ مذاکره یا جنگ ملی/میهنی ایستاد. وقتی سوژهٔ اصلی هر دو، موشکی و نیابتی و هستهیی، آرمانهای پوچ خامنهایست نه مطالبات مردم، پس ربطی به مردم ندارد. غرب با خودِ نظام مذاکره میکند، برای مهار سیاستهایی که این نظام طی سالها دنبال کرده، سیاستهایی که نتیجهٔ مستقیم آن تحریم، انزوا، فروپاشی اقتصادی، و فلاکت روزمرهٔ مردم بوده، پروژههایی که هیچ نسبتی با خواست عمومی جامعهٔ ایران ندارند و هرگز با رأی یا رضایت مردم شکل نگرفتهاند.
کِی خامنهای از مردم ایران برای پروژهٔ هستهیی مخفیانهاش اجازه گرفت که وقتی افشا میشود و کشور تحریم، مردم هم پشت او و آرمانهایش قرار بگیرند. رؤیاهای او برای رساندن پرچم حکومتِ شیعهٔ خیبرشکن به صاحبش چه ربطی به زندگی مردم دارد که باید بهای افکار این قبیلهٔ آدمخوار را بدهند؟
سیاستهایی که ایران را در معرض جنگ، تهدید، و فشار دائمی قرار داده نه برای منافع ملی و امنیت شهروندان، بلکه برای بقای یک نظام ایدئولوژیک طراحی شدهاند؛ اسرائیلستیزی و غربستیزی احمقانهای که حاصلی جز تباهی ایران و چند نسل هیچ ثمری نداشت و دست آخر هم در یک شب بر باد شد. هزینهٔ این دشمنسازی مُزمن را نه تصمیمگیران، بلکه مردم ایران با فقر، ناامنی، مهاجرت اجباری، و از دست رفتن زندگی عادی میپردازند. بنابراین، نسبت دادن جنگ یا مذاکره به ایران تحریف واقعیت است. جامعهٔ ایران بارها نارضایتیاش را فریاد زده که نه خواهان جنگ است نه مذاکرهای چنین.
ایران و مردمش ابزار پروژههای ایدئولوژیک جمهوری اسلامی نیستند که هر وقت کارش گره خورد با قیلوقالهای ملی و میهنی پای آنها را وسط بکشد. چه جنگ شود چه مذاکره و تسلیم، مسئولیت کامل با حکومتی است که سالهاست خودش را از مردم جدا کرده و فقط با زور و سرکوب بر آنان حاکم مانده است.
برگرفته از کانال تلگرام نویسنده