Skip to content
آوریل 28, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • آیا رمزارزها و استیبل‌کوین‌ها عملاً آزمون میدانیِ ایدهٔ هایک‌ نیستند؟
  • اقتصادی
  • نوار متحرک
  • ویژه اندیشهٔ نو

آیا رمزارزها و استیبل‌کوین‌ها عملاً آزمون میدانیِ ایدهٔ هایک‌ نیستند؟

الف. هوش‌یار

چهارشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۴

در میانهٔ دههٔ ۱۹۷۰ (۱۳۵۰)، فردریش هایک با انتشار کتاب «غیرملی کردن پول»۱ پیشنهادی مطرح کرد که در زمان خودش افراطی به ‏نظر می‌رسید: پول باید از انحصار دولت خارج شود و به رقابت نهادها سپرده شود، درست مطابق با همان منطقی که بازار ‏کالا و خدمات را «کارآمد» می‌کند.‏

حالا، نزدیک به نیم قرن بعد انتشار آن کتاب، رمزارزها و استیبل‌کوین‌ها- بی‌آنکه مستقیماً از هایک الهام گرفته باشند- این ایده را از قلمرو نظریه ‏به میدان تجربهٔ واقعی کشانده‌اند. اما این تجربه صرفاً تحقق یک ایدهٔ اقتصادی نیست، بلکه بازتاب یک پروژهٔ سیاسی-فکری ‏بزرگ‌تری است که نامش را نولیبرالیسم گذاشته‌اند.‏

مسئلهٔ هایک: پولِ سیاسی، منبع بی‌ثباتی

هایک پول را قربانی سیاست می‌دانست. به‌زعم او، دولت‌ها و بانک‌های مرکزی، دیر یا زود، از کنترل پول برای اهداف ‏کوتاه‌مدت سیاسی استفاده می‌کنند: پوشاندن کسری بودجه، تأمین هزینهٔ جنگ، یا خریدن رضایت اجتماعی. راه‌حل پیشنهادی او ‏ساده بود:

اگر پول در بازار رقابتی منتشر شود، انتشاردهندگان بد- آنهایی که ارزش پول را فرسایش می‌دهند- حذف می‌شوند. به ‏بیان دیگر، داور کیفیت پول باید بازار باشد، نه سیاست‎.‎

رمزارزها: تحقق ایده، نه لزوماً هدف

رمزارزها نخستین تحقق عینی این فرض‌اند که پول می‌تواند به‌کلی خارج از دولت و سیستم بانکی خلق شود. رمزارزها انحصار ‏بانک مرکزی برای «چاپ» پول و انحصار بانک‌ها برای خلق پول اعتباری را شکسته‌اند و امکان انتخاب را- دست‌کم در حدّ فنی- به کاربران ‏داده‌اند. اما درست در همین‌جاست که فاصله با ایدهٔ هایک آشکار می‌شود.

هایک به‌دنبال پولی باثبات‎ ‎بود؛ رمزارزها، دست‌کم در شکل غالب امروزی‌شان، به دارایی‌هایی دچار بی‌ثباتی و وسیله‌ای برای ‏سفته‌بازی تبدیل شده‌اند. «رقابت پولی» را محقق کرده‌اند، اما نه لزوماً وعدهٔ «ثبات پولی» را. اگر بخواهیم مصداقی ‏بیابیم که بیشترین شباهت را به طرح هایک داشته باشد، باید به استیبل‌کوین‌ها نگاه کنیم، پول‌هایی که ناشران وعده می‌دهند ‏ارزش آنها به دلار، یورو، یا سبدی از دارایی‌های ارزی دیگر گره خورده و باثبات می‌ماند.‏

برخی از این رمزارزهای دیجیتال همان چیزی‌اند که هایک پیشنهاد می‌کرد: پول‌هایی خصوصی، رقابتی، و متعهد به حفظ ‏قدرت خرید، با این تفاوت مهم که امروزه اتکای این پول‌ها نه صرفاً به اعتبار نهادهایی که آنها را ایجاد‌ کرده‌اند، بلکه- مانند ‏بیت‌کوین- به زیرساخت‌های دیجیتال و شبکه‌یی عظیم وابسته است. با این حال، شاهدیم که ثبات چندانی نداشته‌اند.

چرخش انتقادی: آیا این همان نولیبرالیسم است؟

در اینجا باید یک گام عقب‌تر رفت و پرسشی بنیادی‌تر طرح کرد: آیا «غیرملی‌سازی پول» صرفاً نوآوری فنی است، یا ‏بخشی از پروژهٔ سیاسی گسترده‌تری است؟ بسیاری از منتقدان پاسخ می‌دهند: دومی. ‏

هایک یکی از بنیان‌گذاران فکری نولیبرالیسم بود، جریانی که دولت را منبع اعوجاج و بازار را منبع عقلانیت می‌دید. در این ‏چارچوب، نظریهٔ پولیِ او معنای روشنی پیدا می‌کرد: خارج‌ کردن پول از حوزهٔ تصمیم‌گیری دولتی و سپردن آن به منطق ‏بازار‎.‎

اما منتقدان هایک می‌گویند:‏
وقتی پول از دولت گرفته می‌شود، لزوماً «به جامعه» بازگردانده نمی‌شود، بلکه به نهادهای مالی خصوصی‌ای منتقل می‌شود ‏که پاسخ‌گوی رأی‌دهندگان نیستند و رقابت پولی، در جهانی نابرابر، اغلب به نفع بازیگران قدرتمند تمام می‌شود.‏

از این منظر، رمزارزها و استیبل‌کوین‌ها نه صرفاً ابزار آزادی پول، بلکه مرحله‌ای تازه از سیاست‌زدایی از اقتصادند، ‏همان منطقی که در نولیبرالیسم تصمیم‌های حیاتی را از میدان سیاست به میدان «تکنوکراسی بازار» منتقل می‌کند.

‏با این همه، نسبت دادن مستقیم پیامدهای نولیبرالی متأخر به خودِ هایک ساده‌سازی است. هایک مخالف رانت‌جویی، نجات ‏بانک‌ها با پول عمومی/مردم، و تمرکز قدرت مالی بود. بسیاری از ویژگی‌های نولیبرالیسمِ مالی‌شدهٔ امروز- از بانک‌هایی ‏‏«بزرگ‌تر از آن که ورشکست شوند» گرفته تا پیوند تنگاتنگ دولت و سرمایهٔ مالی- با آنچه او مطرح می کرد ناسازگار است.‏

به بیان دقیق‌تر:‏
در نظریهٔ هایک، پول از دولت گرفته می‌شد تا «آزادی بازار» حفظ شود، اما تضمینی وجود نداشت که این ‏پول در دست بازار به ابزار سلطه‌ای وسیع‌تر بدل نشود.‏

رمزارزها و استیبل‌کوین‌ها آزمون میدانیِ ایدهٔ هایک‌اند، اما این آزمونی خنثی نیست. گسترش آنها نشان داد که پول نیز ‏می‌تواند خارج از دولت تصور و ایجاد شود. در عین حال، نشان داد که برون‌سپاری تولید پول از دولت به بخش خصوصی، برخلاف تصور و ‏ادعای هایک که معتقد بود برای برقراری «آزادی» پول را باید از دولت گرفت، این پولِ در دست بازار به ابزار سلطهٔ ‏تازه‌ای بدل شد و کنترل دولتی نیز به آن بازگشت. ‏

شاهدیم که اخیراً با تصویب قوانینی زیر نام «قانون نبوغ» (‏Genius Act‏) در آمریکا، پول‌های دیجیتال بدون منشأ ‏بانکی به‌نوعی زیر نظارت و کنترل نظام پولی دولتی بانکی قرار گرفت. با اجرای این قوانین، پول‌های دیجیتال مثل استیبل‌کوین‌ها به سیستم ‏پولی دولتی و بانکی موجود پیوند خوردند و رقیبی جدّی برای پول‌های تولیدشدهٔ خصوصی نظیر بیت‌کوین ایجاد شد.


۱. Hayek, F. A. (1976). Denationalization of Money: The Argument Refined. Institute of ‎Economic Affairs
۲. برای مطالعهٔ بیشتر در مورد استیبل‌کوین‌ها و مصوبهٔ اخیر کنگرهٔ آمریکا به مقالهٔ زیر مراجعه کنید: ‏
هفتهٔ کریپتو: ‏با تصویب لوایح مربوط به استیبل‌کوین‌ها، ارزش ارزهای دیجیتال به ۳٫۷تریلیون دلار افزایش یافت

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: بیانیهٔ سوم ۱۷ چهره سیاسی، فرهنگی، و مدنی دربارهٔ «جنایت سازمان‌یافتهٔ حکومتی علیه بشریت»
Next: «مادر همهٔ توافق‌ها»: توافق تازهٔ اتحادیهٔ اروپا و هند نقطهٔ عطفی در همکاری‌های اقتصادی و ژئوپلیتیک
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved