تظاهرات اعتراضی در ایران. (تصویر افزودهٔ اندیشهٔ نو است.)
محمد مالجو
یکشنبه ۵ بهمن ۱۴۰۴
مشکل مردم در خلال اعتراضهای دی ۱۴۰۴ نه برخی خطاهای اجرایی بوده است و نه تعدادی تصمیمگیریهای خطای موردی. مشکل عبارت بوده است از فرایند بیمار که پیوسته بر شدت و ابعاد نابرابری و ناکارآمدی و تحقیر اجتماعی میافزاید. اما واکنش «حاکمیت» باز هم واکنشی معطوف به تغییر فرایند نبود، واکنشی بود در بهترین حالت فقط معطوف به ترمیم عملکرد.
فرق بنیادین است بین تغییر فرایند و ترمیم عملکرد. تغییر فرایند یعنی جرئت دست بردن به ریشهها: انحلال مناصب بسته و مادامالعمر و غیرانتخابی در بدنۀ سیاسی، بازنگری خطمشیهای شکستخورده در سیاست خارجی و سیاست داخلی، ایجاد دگرگونیهای بنیادین در ساختارهایی که ارادۀ مردمی را همواره لگدمال میکردهاند. اما واکنش عملکردی یعنی همهچیز سر جایش بماند و فقط چند دستور تازه صادر شود، چند وعده داده شود، و چند آمار بزکشده به انتشار برسد.
«حاکمیت» در برابر اعتراضهای دی ۱۴۰۴ دقیقاً همین راه دوم را رفته است: صیانت از ساختار، تقدیس مناصب، و وصلهپینۀ عملکرد. گویی خانهای که پیاش ترک خورده را با رنگ تازه میتوان نجات داد. گویی عملکرد سیستمی را که خود مولد بحران است با بخشنامه و شعار میتوان ترمیم کرد.
اما حقیقت تلخ این است: عملکرد فاسد مشخصاً محصول فرایند فاسد است. مشکل عملکرد در ایران دهههای اخیر از مشکل فرایند نشئت میگیرد. وقتی برخی منصبها مادامالعمریاند و سازوکار تصمیمگیریها بسته است و گردش قدرت نیز توهمی بیش نیست، هیچ «بهبود عملکردی» رخ نخواهد داد. هر آرامشی عمدتاً موقتی است و هر اعتراض سرکوبشدهای نیز انباشتی برای انفجار بعدی.
اعتراضهای دی ۱۴۰۴ فریاد تغییر فرایند بود، نه خواهش برای مدیریت بهتر همان بنبست قدیمی. نشنیدن این فریاد نه اقتدار است و نه ثبات، بلکه فقط به تعویق انداختن بحران است با هزینهای سنگینتر برای آینده.
برگرفته از کانال تلگرام نویسنده