Skip to content
ژوئن 2, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • لری فینک، مدیرعامل بلک‌راک،بخش پنهان ماجرا را علناً بیان کرد: ‏سرمایه‌داری در حال فروپاشی است‏
  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • جهان
  • دیدگاه‌ها

لری فینک، مدیرعامل بلک‌راک،بخش پنهان ماجرا را علناً بیان کرد: ‏سرمایه‌داری در حال فروپاشی است‏

لری فینک، مدیر عامل مؤسسهٔ سرمایه‌گذاری غول‌پیکر بلک‌راک

تفسیری از لنا پتروا

ترجمهٔ مینا آگاه – اندیشهٔ نو

یکشنبه ۵ بهمن ۱۴۰۴

پیش از آنکه بخش زیادی از اروپا در آستانهٔ سخنرانی دونالد ترامپ در مجمع جهانی اقتصاد در داووس نفس در سینه حبس ‏کنند اتفاقی بسیار افشاگرانه‌تر در همان‌جا رخ داده بود. این روایت را لَری فینک، مدیرعامل بلک‌راک، بزرگ‌ترین ‏شرکت مدیریت سرمایه در جهان، بیان کرد.
لری فینک آشکارا اذعان کرد که «نظام»، یعنی نظام سرمایه‌داری‌ای که داووس ‏آن را نمایندگی می‌کند، با بحران مشروعیت روبه‌روست.
البته بسیاری از ما از مدت‌ها پیش این را می‌دانستیم. این گفتهٔ او واقعاً ‏غافلگیرکننده نبود، اما با این حال باید گفت شنیدن چنین سخنی از زبان بلک‌راک همچنان تکان‌دهنده بود. همچنین، با وجود ‏شوک‌آور بودن سخنان او، باید بگویم فریب نخوریم: اذعان به امر بدیهی بخشی از بازی است.‏
بسیاری از افرادی که بیشترین تأثیر را از آنچه ما اینجا درباره‌اش صحبت می‌کنیم می‌پذیرند هرگز به این کنفرانس نخواهند ‏آمد. و این تنشِ محوریِ این مجمع است.
داووس گردهمایی‌ای نخبه‌گرایانه است که می‌کوشد جهانی را شکل دهد که به همه ‏تعلق دارد. به همین دلیل، موضوع امسال «روح گفت‌وگو» است، زیرا گفت‌وگو تنها راهی است که اتاقی مانند این می‌تواند ‏دارای مشروعیت لازم برای اثرگذاری بر ایده‌ها و نظرات کسانی باشد که در آن حضور دارند. زیرا همین یک واژه، یعنی ‏‏«مشروعیت»، در واقع بیش از هر پیش‌بینی بازار یا هر تعهد سیاست‌گذاری اهمیت دارد. فینک دربارهٔ اُفت موقت یا کُندیِ ‏یک چرخه‌ صحبت نمی‌کرد. او آشکارا از مسئله‌ای عمیق‌تر سخن می‌گفت: اینکه مردم دیگر به روایتی که دهه‌ها سرمایه‌داری ‏مدرن را توجیه کرده بود باور ندارند. و به گفتهٔ خود فینک، هوش مصنوعی آزمون نهایی برای سنجش قدرت و ثبات آن نظام ‏خواهد بود. و اینجاست که موضوع جالب می‌شود.
به گفته فینک، اگر هوش مصنوعی با مشاغل یقه‌سفید همان کاری را بکند ‏که جهانی‌سازی زمانی با مشاغل یقه‌آبی و نیروی کار یقه‌آبی کرد، جامعه ناگزیر خواهد شد مستقیماً با پیامدهای آن روبه‌رو ‏شود. این موضوع به‌عنوان خطری فرضی در آینده‌ای دور مطرح نشد، بلکه واقعیتی در حال نزدیک‌ شدن ‏دیده‌ شده‌ است. فینک حتی فراتر رفت و گفت که داووس باید از موعظه‌ کردن برای جهان دست بردارد و شروع به شنیدن ‏صداهایی کند که در طول تاریخ نادیده گرفته است. ‏
به نظر عالی می‌آید، درست است؟ اما باز هم این صرفاً وسیله‌ای است که شما دوباره به آنها باور کنید.
سپس نکته‌ای مطرح ‏شد که از همه‌چیز افشاگرانه‌تر بود. او گفت از زمان فروپاشی دیوار برلین، ثروت بیشتری در مقایسه با کل تاریخ پیشین بشر ‏خلق شده است که بخش عمدهٔ آن نصیب کسانی شده است که در داووس حضور دارند. ‏
روشن است که این اعتراف برخاسته از احساس گناه نبود. این اشاره‌ای راهبردی به مشکلی بود که دیگر نمی‌توان آن ‏را نادیده گرفت.
این نیست که لری فینک ناگهان احساس همدلی پیدا کرده؛ نه، چنین نبود. او دچار بیداری اخلاقی نشده؛ او ‏ناگهان به مدافع عدالت اجتماعی تبدیل نشده. سخنرانی او دربارهٔ انصاف نبود، دربارهٔ بقا بود، و مشخص‌تر از آن، دربارهٔ ‏بقای یک نخبهٔ مدیریتی و مالیِ جهانی که اقتدارش دیگر بدیهی و پذیرفته‌شده تلقی نمی‌شود. آنچه فینک در اینجا با دقت بیان ‏کرد، به گمان من، چیزی است که سال‌ها، و شاید حتی دهه‌ها، پشت درهای بسته درک شده بود. الگوی قدیمی سرمایه‌داری ‏دیگر توان تولید رضایت عمومی را ندارد.
می‌بینید به کجا می‌رویم؟ اکنون که یک‌درصد بالایی می‌داند عموم مردم به آنها اعتماد ندارند، قواعد بازی باید تغییر کند و ‏در حال تغییر است. ده‌ها سال نخبگان از این نظام با اعداد کلان اقتصادی مانند رشد تولید ناخالص داخلی، ارزش بازار، و ‏شاخص‌های سهام دفاع می‌کردند. و پیام بسیار ساده بود: اقتصاد در حال رشد است، بنابراین همه در نهایت منتفع خواهند شد.‏
خب، این استدلال دیگر کارایی ندارد. ثابت شده است که اشتباه است. رشد هنوز وجود دارد، درست است، اما مزایای آن به ‏طور فزاینده‌ای متمرکز شده است. شما تمام عمر سخت کار می‌کنید و درآمدتان به‌سختی کفاف زندگی‌تان را می‌دهد. برای بخش‌های ‏بزرگی از جامعه موفقیت اقتصادی چیزی است که درباره‌اش می‌خوانند و می‌شنوند، نه چیزی که واقعاً تجربه می‌کنند.‏
فینک شاید روشن‌تر از هر شرکت‌کنندهٔ معمولی قبلی داووس اذعان کرد که آمارهای کلان اقتصادی قدرت اقناع را از ‏دست داده‌اند. دیگر کسی به این آمارها باور ندارد. مردم دیگر به آنها اعتماد ندارند. به همین دلیل است که این صاحبان قدرت و ثروت اکنون در ‏جست‌وجوی زبان جدیدی‌اند. نه زبان شاخص‌ها و ترازنامه‌ها که هیچ‌کس واقعاً به آن اهمیت نمی‌دهد یا آن را نمی‌فهمد، بلکه ‏زبان رفاه ملموس مانند ثبات، پیش‌بینی‌پذیری، و اطمینان از اینکه فردا بدتر از امروز نخواهد بود. اینها نیازهای عاطفی و ‏روانی‌اند. همهٔ ما چنین نیازهایی داریم. ‏
در عین حال، فینک به‌شکل چشمگیری صریح بود دربارهٔ اینکه موج بعدی نابرابری از کجا خواهد آمد. و من این را واقعاً ‏آموزنده می‌یابم. در اقتصاد مبتنی بر هوش مصنوعی، برندگان اصلی نه کارگران و نه مصرف‌کنندگان خواهند بود، بلکه ‏مالکان مدل‌های کامپیوتری، مالکان داده‌ها، و مالکان زیرساخت‌های محاسباتی خواهند بود. اگر دوران قدیمی جهانی‌سازی دوران جابه‌جایی ‏کارخانه‌ها، بازتخصیص زیرساخت‌ها، و کسب سود از نیروی کار ارزان بود، دوران جدید بر کسب سود از خودِ محاسبات و ‏کنترل بر نقاط کلیدی دیجیتال تمرکز دارد که امکان ایجاد، توسعه، و استفاده از هوش مصنوعی را فراهم می‌کنند.‏
این مسئله اهمیت دارد، زیرا هوش مصنوعی ذاتاً حتی بیشتر از سرمایه‌داری صنعتی مستعد ایجاد انحصار است. هرچه ‏فعالیت‌ها گسترده‌تر و بزرگ‌تر باشد، قدرت کنترل و تسلط بیشتر می‌شود، و داده‌ها نیز سریع‌تر مزیت ایجاد می‌کنند. بازتولید ‏زیرساخت‌ها سخت‌تر می‌شود. وقتی سلطه در این حوزه برقرار شد، به چالش کشیدن آن بسیار دشوار است، شاید حتی ‏غیرممکن. و نباید خودمان را فریب دهیم. فینک دربارهٔ این موضوع هشدار نمی‌دهد، چون می‌خواهد آن را برچینند؛ او هشدار ‏می‌دهد، زیرا نابرابری مدیریت‌نشده مشروعیت کل سیستم را تهدید می‌کند.‏
وقتی کسی در بالاترین سطح چنین سخنانی بیان می‌کند، این سیگنالی است که نارضایتی دیگر به‌عنوان صدای موقت ‏نادیده گرفته نمی‌شود. بلکه ویژگی دائمی از چشم‌انداز جدید شناخته می‌شود، این چیزی است که باید مدیریت شود، ‏نه حذف. بنابراین، این تلاش لری فینک است، اولین گام او برای مدیریت نارضایتی، شاید به‌طور پیش‌دستانه. این تغییر بسیار اساسی است: ‏سرمایه‌داری جهانی آمادهٔ اصلاح خودش از روی دغدغهٔ اخلاقی نیست، بلکه آمادهٔ تطبیق دادن خودش برای بقای خودش است.‏
با این حال، حتی آن تطبیق ممکن است کافی نباشد. به عبارت دیگر، همان آیندهٔ مبتنی بر هوش مصنوعی که فینک آن را ‏مرحلهٔ بعدی سرمایه‌داری می‌بیند ممکن است اصلاً تحت کنترل غرب تکامل نیابد. و این جایی است که فکر می‌کنم همهٔ ما ‏باید به آن توجه کنیم. به‌دلیل پیشرفت‌های فنی چین و ظهور جنوب جهانی، ممکن است شرایط تغییر کند.‏
سخنرانی لری فینک هشدار به کارگران نبود، هشدار به قدرتمندان و ثروتمندان بود. دوران دفاع از سرمایه‌داری با نمودارها و اعداد کلان به ‏پایان رسیده است. او می‌گوید قدرتمندان و ثروتمندان می‌دانند که دیگر هیچ‌کس آنها را جدّی نمی‌گیرد. انقلاب علمی-فنی در حوزهٔ هوش ‏مصنوعی فقط تغییر فناورانه نیست، بلکه آزمون مشروعیت است و نتیجهٔ آن نه‌تنها تعیین خواهد کرد چه کسی ‏اقتصاد آینده را کنترل می‌کند، بلکه مشخص خواهد کرد جامعه به چه کسی اعتماد می‌کند که آن اقتصاد را رهبری کند.‏
بر اساس درک من از سخنان لری فینک، پیام او این است که سؤال واقعی دیگر این نیست که آیا هوش مصنوعی جهان را ‏تغییر خواهد داد یا نه. این تحول از هم‌اکنون در حال رخ دادن است و همهٔ ما آن را می‌فهمیم. سؤال واقعی این است که چه کسی ‏تحول را شکل خواهد داد و چه کسی مجبور خواهد شد با پیامدهای آن زندگی کند.‏

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: وظیفهٔ چپ ایستادن در کنار مردم و جامعه است، نه تکرار گفتمان قدرت حاکم
Next: ترمیم یا تغییر؟
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved