Skip to content
ژوئن 2, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • وظیفهٔ چپ ایستادن در کنار مردم و جامعه است، نه تکرار گفتمان قدرت حاکم
  • دیدگاه‌ها
  • نوار متحرک
  • ویژه اندیشهٔ نو

وظیفهٔ چپ ایستادن در کنار مردم و جامعه است، نه تکرار گفتمان قدرت حاکم

بازخوانی مارکس، لنین، رزا لوکزامبورگ، و گرامشی در پرتو اعتراض‌های اخیر در ایران.

مینا آگاه – اندیشهٔ نو

یکشنبه ۵ بهمن ۱۴۰۴

چکیده: جمهوری اسلامی تقریباً تمام اعتراض‌های اجتماعی- از خیزش‌های اقتصادی و صنفی گرفته تا جنبش‌های زنان و جوانان- ‏را در گفتمان رسمی‌اش به‌سرعت از حوزهٔ «اجتماعی» به حوزهٔ «امنیتی» منتقل می‌کند. این انتقال صرفاً واکنشی ‏موردی نیست، بلکه بخشی از منطق پایدار حکمرانی است.‏

دولت به‌جای مواجهه با مطالبات مشخص (معیشت، آزادی‌های مدنی، عدالت اجتماعی، حفظ محیط‌زیست، صلح، و کرامت ‏انسانی) اعتراض را در چارچوب مفاهیمی چون «دخالت خارجی»، «جنگ ترکیبی»، «براندازی نرم»، و «تهدید حاکمیت ‏ملی» بازنمایی می‌کند. در نتیجه، مسئلهٔ اصلی، یعنی تضاد دولت و جامعه، پنهان می‌شود و جایش را به روایتی می‌دهد که در ‏آن دولت در نقش «مدافع کشور» و معترضان در جایگاه «ابزار دشمن» می‌نشینند.‏

در این میان، بخشی از نیروهای چپ، چه در ایران و چه فراتر از آن در سطح جهان، با استناد به منطق «ضدّامپریالیسم» ‏از محکوم کردن سرکوب‌های خشن داخلی خودداری می‌کنند یا در عمل در کنار دولتی قرار می‌گیرند که ادعای ضدّامپریالیست‌ ‏بودن دارد، اما مردم خودش و به‌ویژه زحمتکشان را زیر سرکوب خونین نگه داشته است و غارت می‌کند.

این مقاله با تکیه بر سنّت نظری مارکس، لنین، رُزا لوکزامبورگ، و به‌ویژه آنتونیو گرامشی نشان می‌دهد که چنین موضعی ‏نه‌تنها با اصول کلاسیک چپ سازگار نیست، بلکه به بازتولید هژمونی دولت‌های سرکوبگر یاری می‌رساند. تز مرکزی مقاله ‏آن است که واقعی بودن فشار یا دخالت خارجی هرگز مجوز هم‌صف شدن چپ با حکومت علیه ملت یک کشور نیست‎.‎

‏۱. لحظهٔ آزمون: اعتراض اجتماعی و بازتعریف امنیتی بحران‏

در سیاست لحظاتی وجود دارد که مانند «آزمون» عمل می‌کنند: لحظاتی که نشان می‌دهند یک جریان سیاسی در عمل، نه در ‏شعار، در کنار چه کسی می‌ایستد. اعتراض‌های اخیر ایران از همین جنس بود. اعتراض‌هایی که ریشه در زندگی روزمرهٔ مردم، فقر، نابرابری، گرانی، غارتگری دولتمردان، و انسداد سیاسی است، اما حکومت به‌سرعت آن را به «تهدید امنیتی» ‏بازتعریف کرد. اعتراض‌ها به کشتاری خونین کشیده شد که در آن هزاران نفر از مردم به خاک و خون کشیده شدند.

‏در این لحظه، بخشی از نیروهایی که مدعی داشتنِ تفکرند صرفاً مداخلهٔ خارجی را محکوم کردند یا اعتراض را «مهندسی‌شده» ‏نامیدند، یا سرکوب را با واژگانی چون «توطئهٔ خارجی»، «مقابله با مداخلهٔ خارجی»، و «دفاع از میهن» توضیح دادند. این ‏جابه‌جایی زبانی دقیقاً همان نقطه‌ای است که باید با سنّت نظری چپ سنجیده شود.‏

در گفتمان رسمی جمهوری اسلامی، «ضدّامپریالیسم» نه به‌عنوان موضع انتقادی از پایین، بلکه به‌مثابهٔ بخشی از ایدئولوژی ‏حکومت بیان می‌شود. این گفتمان به‌جای آنکه ابزاری برای نقد سلطهٔ جهانی باشد، به منبع مشروعیت‌بخشی به قدرت داخلی بدل ‏شده است. در این چارچوب، هرگونه اعتراض اجتماعی بالقوه به «همراهی با امپریالیسم» تقلیل داده می‌شود. این وارونگی ‏مفهومی ضدّ‌امپریالیسم را از محتوای تاریخی و رهایی‌بخش آن تهی می‌کند و آن را به سپر ایدئولوژیک سرکوب داخلی تبدیل ‏می‌سازد. همین سپر در بُعد خارجی باعث می‌شود برخی از حزب‌ها و سازمان‌های چپ به‌جای دفاع از مبارزات مردم ‏کشورهایی مثل ایران، به دفاع از دیکتاتوری‌های سرکوبگر حاکم بر این کشورها تمایل نشان دهند.

‏۲. مارکس: تهدید خارجی توجیهِ سرکوب داخلی نیست‏

آیا کارل مارکس و مارکسیست‌های انقلابی پس از او از پشتیبانی مبارزات مردم کشورها سر باز می‌زدند، چون این کار را ‏‏«دخالت در امور داخلی» آنها می‌دانستند؟ دو متن اساسی مارکس برای این بحث تعیین‌کننده‌اند: قتل‌عام‌های بلژیک (۱۸۶۹) ‏و جنگ داخلی در فرانسه (۱۸۷۱).‏

در مقالهٔ قتل‌عام‌های بلژیک، مارکس نشان می‌دهد که دولت چگونه عامدانه اعتصاب‌های مسالمت‌آمیز را به خشونت می‌کشاند ‏تا سرکوب را توجیه کند. دولت به‌جای آنکه واکنشی به «بی‌نظمی» باشد، خودش تولیدکنندهٔ خشونت است. مارکس در اینجا ‏‏«نظم» را نام دیگر قهر دولتی علیه طبقهٔ کارگر می‌داند. او می‌نویسد:

کارگزاران دولت چنان عمل کردند که گویی مصمم‌اند ‏اعتصاب مسالمت‌آمیز را به درگیری‌ای خونین تبدیل کنند. آنان بهانهٔ سرکوب را خودشان ساختند تا همان سرکوب را توجیه ‏کنند.‏۱

و در مورد اینکه دولت اعتراض را «تهدید امنیتی» تعریف می‌کند می‌گوید:‏

قربانیان به‌عنوان جنایت‌کار معرفی می‌شوند و جلادان در نقش نگهبانان جامعه ظاهر می‌گردند.‏۲

در جنگ داخلی فرانسه این منطق حتی روشن‌تر می‌شود. کمون پاریس در شرایطی سرکوب شد که فرانسه با تهدید واقعی ‏خارجی (ارتش پروس) مواجه بود. با این حال، مارکس نه‌تنها از حمایت از کمون عقب‌نشینی نمی‌کند، بلکه دولت ورسای را ‏نیروی سرکوبگر داخلی می‌بیند و افشا می‌کند:

حتی با محاصرهٔ پاریس از طرف ارتش پروس، کمون استوار ماند. تهدید ‏خارجی حق مردم برای دفاع از خود در برابر سرکوب داخلی را کاهش نمی‌دهد.۳

از دید مارکس، تهدید خارجی نه‌تنها مشروعیت سرکوب داخلی را افزایش نمی‌دهد، بلکه اغلب به ابزاری در دست مدافعان دولت برای وارونه‌سازی ‏نقش قربانی و جلاد بدل می‌شود.‏

‏۳. لنین: ضدّامپریالیسم بدون انترناسیونالیسم توخالی است‏

لنین به‌صراحت با هم‌صف شدن سوسیالیست‌ها با دولت‌ها به بهانهٔ «دفاع از میهن» مخالف بود. مخالفت او با جنگ جهانی ‏اول دقیقاً از همین‌جا ناشی می‌شد: جنگی میان دولت‌های امپریالیستی که در آن از کارگران می‌خواستند به نام «ملت» یکدیگر ‏را بکشند.‏

از دید لنین، وظیفهٔ سوسیالیست‌ها برجسته کردن هر نشانه‌ای از نارضایتی در میان توده‌های تحت ستم و حمایت فعال از آن ‏است، نه توجیه سرکوب آن.

سوسیال‌دموکرات‌ها از هر جنبش انقلابی علیه نظم اجتماعی و سیاسی موجود حمایت می‌کنند.۴‎

‏ انترناسیونالیسم لنینی به معنای سکوت کردن در برابر ظلم داخلی برای مقابله کردن با دشمن خارجی نیست، بلکه به معنای دفاع هم‌زمان ‏از آزادی سیاسی، مبارزهٔ طبقاتی، و حق مردم برای مقاومت در برابر ستم- چه داخلی و چه خارجی- است.

باید از هر ‏جنبش واقعی علیه ستم، صرف‌نظر از اینکه در کدام کشور رخ می‌دهد، حمایت کرد.‎۶ ، ۵

از این منظر، توجیه سرکوب معترضان با توجیه ضدّامپریالیستی با روح اندیشهٔ لنین ناسازگار است.‏

‏۴. رُزا لوکزامبورگ: سقوط اخلاقی سوسیالیسم اردوگاهی

رزا لوکزامبورگ به‌ویژه در جزوهٔ ژونیوس لحظه‌ای را توصیف می‌کند که در آن سوسیالیست‌ها به نام «مصلحت ملی» یا ‏‏«دفاع از میهن» پشت دولت‌هایشان می‌ایستند. از نظر او، این لحظه نه اشتباهی تاکتیکی، بلکه سقوط اخلاقی و سیاسی ‏است.‏

لوکزامبورگ تأکید می‌کند که سوسیالیسم «میهن» نمی‌شناسد و طبقهٔ کارگر را نمی‌توان قربانی بقای دولت کرد.

سوسیالیسم ‏هیچ «میهنی» نمی‌شناسد. طبقهٔ کارگر کشور ندارد.‏۷

دفاع از دولت در برابر جامعه، حتی با نیّت مقابله با امپریالیسم، به ‏معنای گسست از اصل بنیادین ایستادن در کنار ستم‌دیدگان است. ‏

‏۵. گرامشی: هژمونی، زبان دولت، و لغزش چپ‏

گرامشی ابزار مفهومی دقیقی برای فهم این لغزش فراهم می‌کند. از نظر او، دولت فقط با زور حکومت نمی‌کند، بلکه با ترکیبی ‏از زور و رضایت کارش را پیش می‌برد. هژمونی زمانی موفق است که حتی منتقدان جهان را با زبان و چارچوب مفهومی ‏دولت توضیح دهند، زبانی که دقیقاً از سوی ضدّامپریالیست‌های مخالف جنبش به کار گرفته می‌شود. ‏

وقتی «دخالت خارجی» به تمرکز اصلی تحلیل بدل می‌شود، بحران اجتماعی به حاشیه می‌رود و «امنیت» جای آن را ‏می‌گیرد. در این وضع، بخشی از چپ- حتی بدون حمایت رسمی از طرف دولت- با تکرار همین چارچوب در بازتولید هژمونی ‏دولتی شریک می‌شود. گرامشی هشدار می‌دهد که حل شدن چپ در گفتمان رسمی حکومت آن را از جامعهٔ مدنی جدا و به ‏ضمیمهٔ ایدئولوژیک قدرت تبدیل می‌کند.‏

حزب سوسیالیست ایتالیا در زمان جنگ جهانی اول با مطرح کردن شعار « نه حمایت از دولت و نه مشارکت در جنگ» ‏موضع ضدّجنگ خودش را اعلام کرد که گرامشی از این موضع دفاع کامل کرده است. ‏

‏۶. اردوگاهی شدن: جایگزین کردن مردم با ژئوپلیتیک

آنچه می‌توان «اردوگاهی شدن» نامید دقیقاً در همین نقطه رخ می‌دهد. از دیدگاه چپ اردوگاهی، جهان به دو اردوگاه ‏فروکاسته می‌شود و معیار داوری سیاسی نه وضع مردم، بلکه موقعیت دولت‌ها در نظم جهانی تلقی می‌شود. در این ‏منطق، دولتی که به هر دلیل با آمریکا و غرب درگیر شده باشد- حتی اگر در داخل به غارتگری مافیایی مشغول و به کشتار ‏وسیع مردم دست بزند و زندگی مردم را به خاک سیاه کشیده باشد- شایستهٔ دفاع تلقی می‌شود.‏

این نگاه سیاست طبقاتی را با سیاست ژئوپلیتیکی جایگزین می‌کند، تحلیل اجتماعی را کنار می‌گذارد، و به بی‌اعتمادی ‏به سوژهٔ مردمی دامن می‌زند. این سیاست به قطع شدن پیوند چپ با جامعهٔ مدنی و واگذاری کامل میدان هژمونی به حکومت یا ‏اپوزیسیون دست راستی می انجامد و چپ را در میان زحمتکشان بی‌اعتبار می‌کند.‏

نتیجه‌گیری

بازخوانی مارکس، لنین، رُزا لوکزامبورگ، و گرامشی نشان می‌دهد که در سنّت کلاسیک چپ، تهدید خارجی هرگز معیار ‏مشروعیت سرکوب داخلی نبوده است. برعکس، دولت‌ها دقیقاً در لحظات بحران می‌کوشند تضاد اجتماعی را با روایت امنیتی ‏بپوشانند. وظیفهٔ چپ، اگر قرار است به سنّت خودش وفادار بماند، شکستن این روایت است، نه پیوستن به آن.‏

تجربهٔ ایران معاصر نشان می‌دهد که فشار و دشمنی خارجی تا حد درگیری نظامی امری واقعی‌ و انکارنشدنی است، اما این ‏واقعیت سرکوب داخلی را برحق نمی‌کند و نباید اجازه داد ابزار ایدئولوژیک آن سرکوب شود.

هنگامی که حکومت با ادعای ضدیّت با امپریالیسم- یعنی سرمایه‌داری انحصاری در سطح جهانی- خودش پشتیبان نوع خودی ‏آن است و به فجیع‌ترین شیوه‌ها مردم را غارت و سرکوب می‌کند، نمی‌توان و نباید به ادعایش اهمیتی داد. این به‌اصطلاح ‏ضدّامپریالیسم فقط پوششی برای ایدئولوژی قدرت است.

‏چپی که در لحظهٔ سرکوب جانب حکومت را بگیرد یا سکوت کند از سنّت مارکس، لنین، و لوکزامبورگ فاصله گرفته و در ‏منطق هژمونیک حکومتی حل شده است.‏

در این معنا، جمهوری اسلامی ایران فقط یک مورد خاص نیست، بلکه نمونه‌ای معاصر از مسئله‌ای کلاسیک است.
وقتی دولت به نام ملت سخن می‌گوید، وظیفهٔ چپ ایستادن در کنار جامعه است، نه تکرار زبان قدرت.‏


‎1. Karl Marx, The Belgian Massacres, 1869, International Working Men’s Association. ‎marxists.org
‎2. Marx, The Belgian Massacres, 1869‎
‎3. Marx, The Civil War in France, 1871‎
‎4. V. I. Lenin – The Tasks of the Russian Social-Democrats, LCW, Vol. 2, p. 323‎
‎5. V. I. Lenin – The Socialist Revolution and the Right of Nations to Self-Determination, ‎LCW, Vol. 22, p. 146‎
‎6. Manifesto of the Communist Party — Chapter IV (Marxists.org)‎
‎7. Rosa Luxemburg, The Junius Pamphlet (1915)‎

منابع:‏

‎●‎ Marx, Karl. The Belgian Massacres (1869). Marxists Internet Archive.‎
‎●‎ Marx, Karl. The Civil War in France (1871). Marxists Internet Archive.‎
‎●‎ Lenin, V. I. Imperialism, the Highest Stage of Capitalism; writings on ‎internationalism and the national question.‎
‎●‎ Luxemburg, Rosa. The Junius Pamphlet (1915).‎
‎●‎ Gramsci, Antonio. Selections from the Prison Notebooks. International ‎Publishers.‎

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: گذار با امضای بیگانه؟
Next: لری فینک، مدیرعامل بلک‌راک،بخش پنهان ماجرا را علناً بیان کرد: ‏سرمایه‌داری در حال فروپاشی است‏
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved