(تصویر افزودهٔ اندیشهٔ نو است.)
فاطمهٔ بهمنی، معلم بازنشسته
جمعه ۲۱ آذر ۱۴۰۴

۱. ماده ۱۸: آزادی اندیشه و مذهب
هر کس حق دارد از آزادی اندیشه و مذهب بهرهمند شود.
اگرچه قانون اساسی ایران ادیان رسمی (اسلام، مسیحیت، یهودیت، و زرتشتی) را به رسمیت شناخته است، پیروان ادیان و مذاهب دیگر، بهویژه بهائیان، با محدودیتهای شدید در آموزش و استخدام مواجهاند.
محتوای آموزشی بهطور بارزی بر اساس آموزههای اسلامی و ایدئولوژی رسمی تدوین شده که ممکن است با اعتقادات دیگر اقلیتهای مذهبی همخوانی نداشته باشد.
گزارشهایی مبنی بر اجبار دانشآموزان به شرکت در مراسم مذهبی و فعالیتهای تبلیغی در مدرسهها وجود دارد.

۲. ماده ۱۹: آزادی بیان
دانشجویان و دانشآموزان در مدرسهها و دانشگاهها با محدودیتهای شدیدی مواجهاند. انتقاد از سیاستهای دولت یا طرح دیدگاههای مغایر با ارزشهای رسمی میتواند منجر به اخراج، تعلیق، یا پیگرد قانونی شود.
سانسور کتابها و منابع اطلاعاتی دسترسی به منابع متنوع را محدود کرده است.
فضای مدرسهها و دانشگاهها اغلب بسته و غیرانتقادی است و از ابراز نظر آزادانه جلوگیری میشود.

۳. ماده ۲۶: حق آموزش (دسترسی، برابری، و هدف)
این ماده اصلیترین بخش مربوط به آموزش است و به سه سطح اشاره دارد:
الف) دسترسی آسان و رایگان بودن (آموزش ابتدایی)
-با وجود رایگان و اجباری بودن رسمی، هزینههای جانبی (کتاب، لباس فرم، کمکهای داوطلبانه) دسترسی خانوادههای کمدرآمد در مناطق محروم را دشوار کرده است.
تبعیض جدّی در کیفیت آموزشی بین مدرسههای دولتی، غیرانتفاعی و مناطق برخوردار/محروم مفهوم دسترسی آسان را زیر سؤال برده است.
ب) آموزش متوسطه و عالی (دسترسی و برابری)
-محرومیت کامل شهروندان بهائی از ورود به دانشگاه نقض آشکار اصل عدمتبعیض است.
تبعیضهای جنسیتی در برخی رشتهها و همچنین هزینههای گزاف دانشگاهها (دولتی، آزاد، پیام نور) دسترسی برابر اقشار کمدرآمد را محدود کرده است.
ج) هدف آموزش (توسعه شخصیت و حقوق بشر)
-محتوای آموزشی باید کرامت انسانی، آزادی، و برابری را تقویت کند، در حالی که کتابهای درسی اغلب بر حفظ مطالب و تکرار متمرکزند. تفکر انتقادی جایگاه شایستهای ندارد و بخشهای زیادی از آموزش همچنان ایدئولوژیک و طبقاتی باقی مانده است.

۴. ماده ۲۹: وظایف در قبال جامعه و مسئولیتهای اجتماعی
این ماده به مسئولیتهای اجتماعی مربوط به آموزش و پرورش اشاره دارد.
-نظام آموزشی [در جمهوری اسلامی ایران] بر اطاعت از اقتدار و ارزشهای سنّتی تأکید میکند و کمتر به پرورش تفکر انتقادی و مسئولیتپذیری اجتماعی میپردازد.
محتوای آموزشی بهطور گستردهای ایدئولوژیک است.
دانشآموزان اغلب در تصمیمگیریها مشارکت داده نمیشوند و فرصت کمی برای ایفای نقش فعال و مسئولانه در جامعه دارند.

۵. چالش در تحقق ماده ۲۳ (بند ۴): حق تشکیل و پیوستن به اتحادیهها
ماده ۲۳ (بند ۴) اعلامیهٔ جهانی حقوق بشر: هرکس حق دارد برای حمایت از منافع خود با دیگران اتحادیههایی تشکیل دهد [و در اتحادیهها نیز شرکت کند] یا به آن بپیوندد.
گرچه ایران این حق را در پیمانهای بینالمللی امضا کرده است، اما در عمل، تشکیل و فعالیت آزادانهٔ تشکلهای صنفی برای معلمان با چالشهایی همراه بوده است:
● محدودیتهای قانونی و اداری: تشکلها باید زیر نظارت و با مجوز نهادهای دولتی تشکیل شوند.
● سرکوب و فشار بر تشکلهای مستقل: بازداشت و احضار فعالان صنفی و محدودیت در برگزاری تجمعهای صنفی معلمان برای مطالبهٔ حقوق (رتبهبندی، معیشت، منزلت، و سلامت) با مخالفت نهادهای امنیتی مواجه میشود.
برگرفته از کانال تلگرام شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
ضمیمهٔ اندیشهٔ نو به متن بالا
متن کامل اعلامیهٔ جهانی حقوق بشر: