محمد حسن پوره، معلم و فعال صنفی
دوشنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۴
کانون صنفی معلمان ایران در طول بیش از دو دهه فعالیتش حرکت مطالبهگری معلمان را در سه حوزهٔ اصلی متمرکز کرده است:
🔺 معیشت و حقوق،
🔺شأن حرفهای و اعاده کرامت، و
🔺اصلاحات ساختاری در نظام آموزشی.
فعالیت این تشکل با دورههای سرکوب، بازداشت، و احکام قضایی سنگین علیه اعضایش همراه بوده، اما بهموازات آن شکلگیری و تحول شعارها و شیوههای اعتراضی نیز قابل تأمل است. متناسب با جهتگیریها و سیاستگذاری نظام سیاسی، بهخصوص در حوزهٔ معیشت و آموزش، کانون صنفی نیز رویکرد مطالباتی و اعتراضیاش را تغییر داده است.
بررسی این موضوع را میتوان در چند دورهٔ کلیدی خلاصه کرد:
🔺دورهٔ شکلگیری و گسترش (حدود ۱۳۷۸ تا ۱۳۸۴)
● تأسیس کانون صنفی معلمان ایران در تهران با مجوز وزارت کشور در سال ۱۳۷۸
● تشکیل «شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان» در سال ۱۳۸۰ با حضور پنج تشکل
مطالبات محوری:
● تمرکز بر مزد،
● اجرای قانون نظام هماهنگ پرداخت،
● رفع تبعیض در دریافتیها نسبت به سایر کارکنان دولت،
● صدور مجوز برای تشکلهای صنفی،
● شعار #نه_به_فقر_و_فرق.
مهمترین اقدام کانون و برخورد حکومت
● برگزاری تجمعهای گسترده، از جمله تجمع دههزار نفری مقابل مجلس در سال ۱۳۸۵ و سرکوب آن
🔺دورهٔ تشدید سرکوب و مقاومت، حدود ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۲
تأثیر فضای سیاسی:
افزایش فشارهای امنیتی، بهویژه در دورهٔ ریاستجمهوری احمدینژاد. کانونها با انتشار بیانیههایی به سیاستهای دولت و وقایع سیاسی مانند انتخابات ۱۳۸۸ واکنش نشان دادند.
مطالبات محوری:
علاوه بر مطالبات معیشتی،
● مطالبهٔ آزادی فعالان بازداشتشده
● توقف پروندهسازی و امنیتیکردن فضا
● جلوگیری از «طبقاتی و کالایی شدن آموزش»
مطرح شد.
مهمترین اقدام کانون و برخورد حکومت
بازداشت گستردهٔ اعضای هیئتمدیرهٔ کانون تهران در سال ۱۳۸۵ و حبس آنان. تداوم بازداشتها و صدور احکام سنگین زندان و تبعید برای فعالانی مانند رسول بداقی، اسماعیل عبدی، محمود بهشتیلنگرودی، علیاکبر باغانی، محمود باقری.
🔺دورهٔ تجدید حیات و گسترش دامنهٔ مطالبات (حدود ۱۳۹۲ تا ۱۴۰۰)
تأثیر فضای سیاسی
فرصتهای نسبی در دورهٔ اول ریاستجمهوری حسن روحانی برای برگزاری مجامع، اما عدم تأیید رسمی آنها توسط وزارت کشور
مطالبات محوری
● پیگیری مطالبات معیشتی،
● انتقاد از صندوق ذخیره فرهنگیان،
● مقابله با کالاییسازی آموزش و تبعیض آموزشی ناشی از مدارس غیردولتی، و
● دفاع از امنیت شغلی معلمان حقالتدریسی.
مهمترین اقدام کانون و برخورد حکومت
برگزاری تجمعهای سراسری با فراخوان شورای هماهنگی و ادامهٔ بازداشت فعالانی مانند محمدتقی فلاحی، محمد حبیبی.
🔺دورهٔ انسجام و اعتراضهای وسیع و سرکوب معلمان (۱۴۰۰ به بعد)
این دوره یکی از حساسترین دورههای فعالیت کانونها و شورای هماهنگی بوده است.
موضوع رتبهبندی و رغبت نداشتن حکومت به اعمال این حق، که در اسناد بالادستی (سند تحول بنیادین) بهصراحت آمده بود، رفتوبرگشتهای مکرر لایحهٔ رتبهبندی بین کمیسیون آموزش و صحن مجلس و شورای نگهبان، و اجرای ناقص آن که خشم معلمان و تشکلهای صنفی را بهدنبال آورد و در سال ۱۴۰۰ موج عظیم اعتراضها در سطح وسیعی از کشور شکل گرفت.
محمد حبیبی، سخنگوی شورای هماهنگی، در یادداشتی در کانال این شورا شدت سرکوب بعد از اعتراضهای ۱۴۰۰ را با تصفیههای معلمان در دههٔ شصت مقایسه کرد و بیان کرد:
در فاصلهٔ آغاز ۱۴۰۱ تا پایان ۱۴۰۲ دستکم ۸۰ معلم از رتبهبندی محروم شدهاند. ۱۳ تن از معلمان اخراج یا بازخرید، ۲۳ تن انفصال از خدمت، ۳۲ معلم دچار تقلیل گروه، و ۳ تن بازنشستگی اجباری دریافت کردهاند.
🔺 گسترش مطالبات و شعارها
فعالیتهای کانونها و شورای هماهنگی تنها معطوف به خواستهای اقتصادی نبوده و چند ویژگی کلیدی دارد:
▪️تلفیق مطالبات صنفی و مدنی:
● این تشکلها همواره بر پیوند عدالت آموزشی با عدالت اجتماعی تأکید داشتهاند.
● انتقاد از تبعیض و کالایی شدن آموزش، و
● دفاع از مدارس دولتی و مخالفت با «طبقاتی شدن» مدارس
فعالیتهای دیگر کانونها را به یک حرکت مدنی برای دفاع از آموزش عمومی و رایگان تبدیل کرده است.
▪️توسعهٔ گفتمان «منزلت و کرامت معلم»
مسئلهٔ معیشت بهعنوان عامل تحقیر اجتماعی و از دست رفتن کرامت حرفهیی معلم بازتعریف شده است. شعارها و بیانیهها بر بازگرداندن شأن و جایگاه معلم در جامعه و نظام سیاسی تأکید دارند.
پافشاری بر حق تشکلسازی بهعنوان یک مطالبهٔ پایه:
علیرغم مجوز اولیه، کانون و شورای هماهنگی همواره با چالشهای امنیتی و قضایی برای بقا و فعالیت مواجه بودهاند. دفاع از حق تشکلیابی مستقل و محکوم کردن بازداشت فعالان بخش جداییناپذیری از گفتمان و عمل کانونهای صنفی بوده است.
نقل از کانال تلگرام کانون صنفی معلمان ایران (تهران)