یانیس واروفاکیس (سمت چپ) در گفتوگو با ولفگانگ مونشاو
گفتوگوی یانیس واروفاکیس با ولفگانگ مونشاو (روزنامهنگار اقتصادی آلمانی) در برنامهٔ اکونوکلاستز (The Econoclasts)
مترجم: مینا آگاه – اندیشهٔ نو
دوشنبه ۱۰ آذر ۱۴۰۴
واروفاکیس:
می خواهم دربارهٔ موضوع اصلی روز صحبت کنم، یعنی شیوهای که در آن بازار کریپتو [رمزارزها] به تصرف دولتهای بزرگ و نهادهای مالی بزرگ درآمده است. نتیجهٔ این روند یک «زمستان کوچک کریپتو» در هفتهٔ گذشته بود.
به برنامهٔ اکونوکلاستز خوش آمدید.
باوری رمانتیک وجود دارد مبنی بر اینکه کریپتو عرصهای است سرشار از شادمانی و آزادی دور از دسترس دولتها، بانکهای مرکزی، و شیطنتهای سیاسی.
ممکن است این رؤیای لیبرترینی (Libertarian)، این رُمانتیسیسم لیبرترینی را برآشفته کنم. نظرم را توضیح خواهم داد که «زمستان کوچک کریپتو» در هفتهٔ گذشته، یعنی کاهش ناگهانی ارزش همهٔ رمزارزهایی مانند بیتکوین و اتریوم و غیره، بهدلیل پیشروی بیوقفهٔ استیبلکوینها رخ داده است؛ این پیشروی است که موجب شده جهان کریپتو زیر سلطه و شکلگیری اتحادی نامقدس میان دولتهای پُرقدرت و بخش مالی قدرتمند قرار گیرد.
بیایید به رویدادهای هفتهٔ گذشته نگاه کنیم. چرا بیتکوین و اتریوم و دیگر رمزارزهای شناور آزاد سقوط کردند؟ تشخیص دلایل آن دشوار نیست. من و ولفگانگ پیشتر یک نوبت از این پادکست را به استیبلکوینهایی مانند «تتر» اختصاص دادیم و بیتردید بارها و بارها به موضوع استیبلکوینها باز خواهیم گشت، به رمزارزهایی که در عمل عمدتاً به دلار متصلاند. اکنون ولفگانگ و من توافق داریم که استیبلکوینها نهتنها رؤیای لیبرترینیِ پول غیرسیاسی را، همان رؤیایی که بیتکوین را پدید آورد، ضعیف میکنند، بلکه فراتر از آن عمل میکنند. اما ما در نوشتههایمان، و همینطور اینجا در اکونوکلاستز، هشدار دادهایم که استیبلکوینها بیثباتکنندهاند و به احتمال بسیار زیاد عامل بروز بحران مالی گستردهای در آینده خواهند بود.
اما چرا میگویم دولت بزرگ پشت این ماجراست؟ چون واقعاً همینطور است. زمانی که دولت ترامپ بهاصطلاح «قانون جنیوس»۱ را از کنگره گذراند، عملاً به استیبلکوینها جایگاه قانونی بخشید تا از آنها بهعنوان ابزاری استفاده کند که به دولت آمریکا امکان میدهد بیشتر و ارزانتر قرض بگیرد.
چگونه این کار را کردند؟
میدانید، هر دلاری را که برای خرید «تتر»، «سیرکل»، یا هر کدام از این استیبلکوینهای مبتنی بر دلار صرف میکنید شرکتهای صادرکنندهٔ آنها از دلارهای پشتوانهاش برای خرید اوراق بدهی دولتی آمریکا استفاده میکنند. بهطور خلاصه، کنگره مُهر تأیید دولتی را بر استیبلکوینهایی مانند «تتر» زد و حتی تا آنجا پیش رفت که فدرال رزرو، بانک مرکزی آمریکا، را از به چالش کشیدن تتر، سیرکل، و هر ارز دیجیتال جدید دیگری در بازار استیبلکوینها منع کرد.
و به همین دلیل است که میگویم بخش مالی قدرتمند نیز در این ماجرا دخیل است، زیرا بانکهای وال استریت، مانند جیپی مورگان، مشتاقاند استیبلکوین خودشان را منتشر کنند، درست مانند شرکتهای فناوری بزرگ، از متا گرفته تا آمازون.
حال ببینیم هفتهٔ گذشته این وضع چگونه رقم خورد. با تشویق «قانون جنیوس»، فقط در ماه گذشته- یعنی در یک دورهٔ سی روزه- تتر مقدار عظیمی توکن جدید ضرب کرد: ۱۷ میلیارد دلار ۲USDT چاپ شد.
و حتی چشمگیرتر اینکه در ۲۴ ساعت پیش از سقوط بیتکوین، اتر، و دیگر رمزارزهای شناور آزاد، تتر فقط در همان ۲۴ ساعت یکمیلیارد دلار دیگر توکن USDT ضرب کرد، آن هم یکشبه. آیا روشن نیست چه اتفاقی افتاد؟
در اینجا شاهدیم که تتر مقادیر بیسابقهای توکنهای دلاری جدید ضرب میکند، چیزی که دولت آمریکا آن را تشویق میکند تا هم بتواند بیشتر قرض بگیرد و هم از آن بهعنوان ابزاری در جنگ برای حفظ انحصار دلار بر پرداختهای ملی و بینالمللی استفاده کند، در جهانی که سهم آمریکا از تولید جهانی همچنان در حال کاهش است.
حال به همهٔ اینها یک نکتهٔ جذاب دیگر را نیز اضافه کنید. تتر از قبل بخشی از دلارهای مشتریانش را برای خرید ۱۱۲ تُن طلا استفاده کرده است. به بیان دیگر، تتر شروع کرده است به شبیهسازی یک بانک مرکزی خصوصیِ برونمرزی که مقرّ آن در السالوادور است.
حال اگر همهٔ این موارد را کنار هم بگذارید، چه نتیجهای میگیرید؟ یک توضیح ساده- اما به باور من درست- دربارهٔ اینکه چرا سرمایهگذاران نهادی و خُرد بیتکوین و اتر را فروختند تا توکنهای تتر را بخرند.
ولفگانگ، نظر تو دربارهٔ فرضیهٔ من چیست؟
ولفگانگ:
من چندان مطمئن نیستم. فکر میکنم شاید، احتمالاً برای اولین بار، کمی میان ما اختلاف نظر وجود داشته باشد. ما دربارهٔ استیبلکوینها همعقیدهایم. اما تا جایی که من میفهمم، سقوط یا بهتر است بگویم «سقوط کوچک» بیتکوین، که حدود یکسوم کاهش ارزش داشته است، نتیجهٔ مجبور شدن سرمایهگذاران به نقد کردن پُرریسکترین داراییهایشان است. افراد زیادی نگران سقوط گستردهتر در بخش فناوریاند. من مطمئن نیستم که حق داشته باشند، اما بیثباتیهایی وجود دارد که نشان میدهد ممکن است چنین شود. من فکر میکنم که در نهایت رخ خواهد داد، اما نه به این زودی.
و آنچه رخ داد این بود که ایتیاف(ETF)های۳ بیتکوین، مخصوصاً ایتیاف بیتکوین شرکت بلکراک، سرمایهگذاری در بیتکوین را برای سرمایهگذاران عادی و همینطور سرمایهگذاران نهادی بسیار آسانتر کرد. پیش از این دسترسی به بیتکوین فقط از طریق اینترنت و بهطور مستقیم امکانپذیر بود؛ باید کیفِ پول درست میکردید، آن هم با گذرواژههای محرمانه. این جهانِ سرمایهگذاری حرفهای نبود؛ این دنیای همان سرمایهگذاران تکنولوژیدوستی بود که از ابتدا کار را شروع کردند، اما با دنیای سرمایهگذاری حرفهای فاصله داشت.
فکر میکنم آنچه رخ داد این بود که بیتکوین بخشی از رقابت فناوری و به سرمایهگذاری فناورانه تبدیل شد. این در واقع در بازاری که طلا در آن معامله میشود قرار نداشت، هرچند نوعی دارایی بسیار مشابه است. عرضهٔ آن محدود است و هیچ کاربرد صنعتی ندارد.
فکر میکنم احتمالاً بیتکوین هم کمی دیگر سقوط خواهد کرد، زیرا فرایند خروج از موقعیتهای پُرریسک هنوز در این بخش ادامه دارد. مردم هنوز به هوش مصنوعی خوشبیناند، چون هوش مصنوعی «چیزی واقعی» است، سود واقعی ایجاد میکند، همانطور که سود انویدیا در هفتهٔ گذشته نشان داد.
اما دربارهٔ بیتکوین بسیار دشوار است که بتوان یک استدلال «فناورانه» قوی برای آن ارائه داد. به همین دلیل کسانی که بهاشتباه وارد این حوزه شدند اکنون از آن خارج شدهاند. من این را یک «اصلاح سالم» میدانم. برخی سرمایهگذاران مانند «کتی وود» معتقدند که بیتکوین از قیمت فعلیاش- حدود ۸۶هزار دلار امروز- به ۱٫۳میلیون دلار خواهد رسید. این توهّم است. اینطور نیست. میدانید، بیتکوین یک دارایی فناورانه یا سهام شرکتهای تکنولوژی نیست، اما همچنان ظرفیت آن را دارد که جایگاهش را تثبیت کند.
در سال ۲۰۲۱، در دوران همهگیری کرونا، قیمت بیتکوین در یک دورهٔ ششماهه بیش از ۷۰درصد سقوط کرد. این سقوطی واقعی بود و مردم پیشبینی میکردند که کار بیتکوین تمام است. یادم است اقتصاددانان زیادی، بهخصوص اقتصاددانان اروپایی، که از بیتکوین متنفرند، پیشبینی کردند که این پایان ماجراست. و بعد از آن، وقتی فهمیدند قیمت بیتکوین دوباره به ۳۰هزار دلار برگشته است و سپس بعدها تا ۱۰۰هزار دلار بالا رفت و در نهایت به اوج ۱۲۵هزار دلار رسید، کاملاً شوکه شدند. این چیزی بود که انتظارش را نداشتند.
من انتظار دارم که دوباره احیا شود و روشن است که نوعی تعامل وجود دارد. و نمیخواهم انکار کنم که مردم با فروش بیتکوین استیبلکوین میخرند و ممکن است این خرید و فروش از یک سبد سرمایهگذاری صورت گیرد، اما فکر نمیکنم این عامل اصلی باشد. این، به نظر من، فقط یک عامل است و مردم نیز آن را گزارش کردهاند و من خودم هم این گزارشها را دیدهام. به نظر من عامل اصلی، فروش بیتکوین و خرید استیبلکوینها، تا حدّی بهعنوان نشانههای اولیهٔ یک بحران یا سقوط زودهنگام در بخش فناوری تلقی میشود.
واروفاکیس:
خب، خوب است که تا حدی اختلاف نظر داریم. ببین، جایی که اختلافی نداریم این است که بهدلیل بحثهای همهجانبه دربارهٔ حباب هوش مصنوعی اخیراً قیمت بیتکوین، اتریوم، و دیگر ارزهای دیجیتال نسبت به دلار آمریکا دچار نوسان شدید و سریع شده است. اکنون دیگر رشد همزمان همهٔ داراییها در بازار دیده نمیشود. بعضی چیزها بالا میروند، بعضی چیزها پایین میآیند، و بهدلیل همین نوسانها، بیتکوین نسبت به ارزش دلار همیشه قرار بود زیر فشار باشد.
اما آشکارا یک جابهجایی از بیتکوین و اتریوم بهسمت استیبلکوینها وجود دارد. و به نظر من تأثیر و مُهر تأییدی که استیبلکوینها از دولت ترامپ دریافت کردند. این واقعیت را که ما- تو، من، و دیگران- یک سال پیش مطرح میکردیم اکنون همه میدانند که استیبلکوینها بخشی از برنامهٔ تیم ترامپ برای تضمین و در عمل تقویت سلطهٔ نظام پرداخت دلاری در سراسر جهاناند.
بنابراین کاملاً منطقی است که وقتی میزان نوسان بالا میرود، بهدلیل تردیدها دربارهٔ حباب هوش مصنوعی یا فرضیهٔ حباب هوش مصنوعی، پول بهسمت استیبلکوینها حرکت کند. افزایش عظیم در انتشار تتر و این واقعیت که حالا تتر طلا هم میخرد تا پشتوانهای برای توکنهای دیجیتال دلاری خود باشد، به نظر من مهم است. و حتی اگر فعلاً حق با من نباشد، فکر میکنم در نهایت درست از آب در خواهد آمد- نه به این دلیل که من خیلی باهوشم، بلکه به دلیل آنچه وزارت خزانهداری آمریکا پیشبینی کرده است.
وزارت خزانهداری آمریکا چند ماه قبل پیشبینی کرد که در «قانون جنیوس»، که خودشان آن را تبلیغ میکردند، ۶٫۶تریلیون دلار از حسابهای بانکی معمولی آمریکا بهسمت استیبلکوینهایی مانند تتر منتقل خواهد شد. همین پیشبینی بهتنهایی کافی است که سیلی از سرمایه بهسوی تتر سرازیر شود. بنابراین آنچه میگویم این است: بیتکوین هرگز از بین نخواهد رفت. من هیچ شکی در این ندارم. هر کسی که بگوید بیتکوین خواهد مُرد یا نمیفهمد یا از روی دشمنی با بیتکوین این حرف را میزند، نه بر اساس تحلیل عقلانی مشروع.
اما نکته اینجاست: بیتکوین هرگز از نظر اقتصاد کلان اهمیت نداشته و هرگز هم نخواهد داشت. در مقابل، استیبلکوینها، بهواسطهٔ این ائتلاف میان دولت بزرگ، دولت بزرگی که ترامپ از آن حمایت میکند، و مالیهٔ بزرگ و فناوری بزرگ، به دارایی تکنولوژیک و در عین حال به ابزار مالیِ مورد استفادهٔ جریان اصلی تبدیل خواهند شد.
ولفگانگ:
بله، فکر میکنم در این نکته با یکدیگر توافق داریم. من از استیون میرون، مشاور اقتصادی پیشین ترامپ و عضو کنونی هیئتمدیرهٔ فدرال رزرو، شنیدم که پیشبینی میکرد حجم انتشار استیبلکوینها از اکنون تا پایان این دهه بین یک تا سهتریلیون دلار خواهد بود. و این پیشبینی با برآورد وزارت خزانهداری دربارهٔ ششتریلیون دلار کاملاً همخوان است. اکنون باید این را در چشمانداز بزرگتری ببینیم. سیاست تسهیل کمّی فدرال رزرو در دوران همهگیری، یعنی مقدار اوراقی که خریدند، اوراق قرضهای که خریدند، اوراق دولتی، فقط سهتریلیون دلار بود. بنابراین اگر به این موضوع بهعنوان یک مسئلهٔ کلاناقتصادی نگاه کنیم، کاملاً حق با توست: این موضوع از نظر اقتصاد کلان اهمیت دارد. ما دربارهٔ تریلیونها دلار حرف میزنیم، نه میلیاردها. ما شاهد گسترش عظیمی در عرضه و تقاضای بدهی آمریکا خواهیم بود و این بدهی توکنیزه (Tokenize) خواهد شد. و توکنیزه شدن تقریباً همهچیز را در بر خواهد گرفت.
این اتفاق دربارهٔ سهام و اوراق بهادار نیز خواهد افتاد. اما نه در اروپا، زیرا ما اروپاییها چنین کارهایی نمیکنیم، اما آمریکاییها این کار را خواهند کرد. بنابراین شاهد سیلی از انتشار بدهی و اوراق قرضه خواهیم بود. و همین امر نقش دلار را حفظ خواهد کرد. این همان نقشهٔ بازی است. اروپاییها دوست دارند ترامپ را فردی بسیار نادان تصور کنند. اما واقعیت برعکس است. او بسیار زیرک است. این احتمالاً یکی از هوشمندانهترین، البته نه مورد تأیید من یا تو، اما از نظر استراتژیهای زیرکانه و موذیانه، یکی از برجستهترین نمونههایی است که در طول زندگیام دیدهام.
ایدههایی از این دست ساخته میشود. فکر نمیکنم تو یا من میتوانستیم چنین چیزی را طراحی کنیم. ما فقط زمانی آن را دیدیم که رخ داد. اما این واقعاً حرکتی هوشمندانه است. و در اروپا هیچ فردی در این سطح نداریم. فکر نمیکنم چینیها هم در این زمینه چنین هوشمندیای داشته باشند. او (ترامپ) گروهی از افراد بسیار باهوش در وزارت خزانهداری دارد که در عمل برنامهٔ ترامپ را اجرایی میکنند. بهتنهایی این برنامه احتمالاً کار نمیکرد، اما با این گسترش عظیم بدهی آمریکا کار خواهد کرد.
و موضوع تنها حفظ جایگاه دلار نیست، بلکه به این معناست که دیگر ارزهای فیات را هم کنار خواهد زد. من فکر میکنم یورو بسیار بیشتر از سوی استیبلکوینهای دلاری تهدید میشود تا از سوی رمزارزهای بیآزاری مانند بیتکوین. بیتکوین، همانطور که گفتی، یک پدیدهٔ کلاناقتصادی نیست. حتی اگر ارزشش به یکمیلیون دلار برسد، باز هم پدیدهای کلاناقتصادی نخواهد بود.
واروفاکیس:
در واقع، برعکس؛ هرچه ارزشش بالاتر برود، اهمیت کلاناقتصادیاش کمتر میشود، به دلایل کاملاً روشن. ببین، پیامدهای ژئوپلیتیکی و بینالمللی این روند عظیم است و غیرقابل تصور. مدتی پیش، در حالی که همه دربارهٔ تعرفهها حرف میزدند، مقالهای نوشتم که در آن توضیح میدادم استیبلکوینها و کریپتو در واقع اسلحهٔ واقعی ترامپ برای حفظ «امتیاز ویژهٔ» ایالات متحده بودند. و البته اگر موفق شود این کار را انجام دهد، به بهای بیثباتی مالی و توسعهٔ جهانی خواهد بود. و این همان دلیلی است که من مخالف ترامپ هستم. اما مانند تو، من ادعای اروپاییانی که میگفتند تیم ترامپ گروهی احمقاند را توخالی و یاوه میدانم.
حالا، از این چشمانداز جهانی: ایالات متحده را داریم، که دربارهاش صحبت کردیم. بعد چین است، باقی جهان، و البته اروپا. چینیها ذهنهای کوچکتری نسبت به تیم ترامپ ندارند. هیچ تردیدی در این ندارم. آنها بسیار محتاطاند. یک بازی کاملاً پخته و بزرگسالانه انجام میدهند. آنها درحال تقویت و توسعهٔ فناوریهای بلاکچین خود، سیستم پرداخت بریکس، و ارز دیجیتال بانک مرکزی چین هستند. تمام اینها با یک برنامهٔ بلندمدت در حال پیش بردن است.
مشکل کشورهای کوچکتر و اروپا است. من اخیراً در مالزی بودم و با اعضای دولت صحبت میکردم. آنها وحشتزدهاند، زیرا استیبلکوینهای دلاری مانند تتر دامنهٔ آزادی آنها برای سیاستگذاری پولی را کاهش میدهد. همین اتفاق در اروپا نیز رخ میدهد. ما پیشتر دربارهاش صحبت کردهایم: اینکه اروپا مصمم است یورو دیجیتال را عقیم کند، عمدتاً بهخاطر منافع بانکهای فرانسوی و آلمانی، یک کوتاهی فاحش در انجام وظیفه است. آنها هیچ درکی از سونامیای که در راه است ندارند.
اما میبینی که کشورهای کوچکتر تلاش میکنند از اروپاییها هوشمندانهتر عمل کنند. برای مثال، شنیدی که در قرقیزستان، دولت بهتازگی استیبلکوینی منتشر کرده که پشتوانهاش ذخایر طلای خود کشور است؟ من نمیگویم این یک راهحل است یا ایدهٔ خیلی هوشمندانهای است، اما میتوان دید که در قرقیزستان تفکر بیشتری وجود دارد تا در فرانکفورت یا بروکسل.
ولفگانگ:
در بروکسل تلاش کردهاند این مسئله را ناکام بگذارند، چون لابی بانکی دخالت کرد. من از طرح بانک مرکزی اروپا برای راهاندازی یک ارز دیجیتال دقیقاً به همین دلیل حمایت کردم. و بانک مرکزی اروپا این موضوع را درک میکند. پارلمان اروپا این را درک نمیکند. کمیسیون اروپا این را درک نمیکند. آنها تهدید کاملِ چیزی را که بهسمت ما میآید متوجه نمیشوند. حالا نکتهٔ جالب این است که من با تو موافقم که چینیها بازی بلندمدت انجام میدهند، و وقتی گفتم آنها (آمریکاییها) باهوشاند، منظورم این نبود که این تصمیم استراتژیکِ درستی برای ایالات متحده است، چون در نهایت فکر میکنم این کار خودویرانگر خواهد بود. البته در این دهه خودویرانگر نخواهد بود. احتمالاً پس از یک تأخیر طولانی خودش را نشان میدهد. به یاد داشته باش که بحران مالی جهانی گذشته در سال ۲۰۰۷ یا ۲۰۰۸ شروع نشد. این بحران انباشته شد، و وامهای مسکن پُرریسک (سابپرایم) در واقع در دههٔ ۱۹۸۰ ایجاد شدند. فقط در اوایل دههٔ ۲۰۰۰ بود که جهش کردند و به یک تهدید برای ثبات مالی تبدیل شدند.
همین مسئله دربارهٔ استیبلکوینها هم صدق میکند. این موضوع میتواند ۱۰ تا ۲۰ سال طول بکشد. اما اگر این ماجرا سقوط کند، نظام مالی غرب سقوط خواهد کرد. دیگر نه کمک مالیای در کار خواهد بود، نه چیزی شبیه اتفاقات قبلی. این یک نابودی نظام مالی خواهد بود. و سیستم چین در آن زمان تا حد زیادی از سیستم غرب جدا خواهد بود، دستکم از نظر میزان در معرض خطر بودن. به همین دلیل است که فکر میکنم در بلندمدت چینیها از ما باهوشترند. به یاد دارم که وقتی خبرنگار جوانی بودم و صنعت آلمان را پوشش میدادم، در آن دوره با صنعتگران سالخوردهٔ زیادی ملاقات کردم. من هرگز چندان طرفدار ساختار صنعتی آلمان نبودم و آن را محافظهکار میدانستم، اما یک ویژگی داشتند: بلندمدت فکر میکردند. سپس نسل جدیدی آمد که بیشتر به بازارهای مالی و چیزهای «مدرنتر» گرایش داشت و جهتگیریشان کوتاهمدتتر و کوتاهمدتتر شد. امروز صنعت آلمان یکی از کوتاهمدتنگرترین بخشهاست. حتی از بسیاری از سرمایهگذاران مالی هم کوتاهمدتنگرتر شدهاند. و فکر میکنم این همان کیفیتی است که چینیها حفظ کردهاند. فکر نمیکنم روسها چنین کیفیتی داشته باشند. اروپاییها قطعاً آن را از دست دادهاند. سیاستگذاری در بروکسل ناامید کننده است. فقط کوتاهمدت است و فقط دربارهٔ حرکت بعدی. و میدانی، چینیها در نهایت در این موضوع پیروز خواهند شد. من با تو موافقم، و این حبابی خواهد بود که مشابه آن را تا به حال ندیدهایم.
واروفاکیس:
همانطور که می دانید من در بریتانیا زندگی می کنم، فکر میکنم نباید چشممان را بر شکست مشابه بانک انگلستان ببندیم؛ اینکه نتوانسته است اتفاقاتی را که در دنیای استیبلکوینها میافتد در نظر بگیرد و کاری دربارهٔ «پوند دیجیتال» انجام دهد، موضوعی که به باور من آن را بررسی کردند، از آن عبور کردند، و بیسروصدا از اولویت خارجش کردند. بنابراین بریتانیا هم از نظر تواناییاش برای همگام شدن با تحولاتی که، همانطور که گفتم، مثل یک سونامی از سوی دولت ترامپ بهسمت ما میآید، دلیل چندانی برای افتخار ندارد.
ولفگانگ:
میشنوم که آنها در واقع ممکن است دقیقاً بهخاطر اتفاقاتی که در ایالات متحده میافتد، دوباره این موضوع را مورد بازنگری قرار دهند. فکر میکنم توصیف تو درست بود: آنها مخالفت کردند. مجلس اعیان در بریتانیا بهشدت در گزارش خود با آن مخالفت کرد. آنچه در ایالات متحده رخ میدهد، یک رویداد تغییردهندهٔ بازی است و در نهایت اروپاییها هم متوجه خواهند شد که برای محافظت از خودشان در برابر این جریان، نیاز به ارزهای دیجیتال خودشان دارند.
واروفاکیس:
اما آنچه آنها درک نمیکنند این است که بانکداران آمریکایی، بانکداران والاستریت، از استیبلکوینهای دلاری سود خواهند برد، در حالی که بانکداران لندن، شهر لندن، فرانکفورت و پاریس که علیه پوند دیجیتال و یورو دیجیتال میجنگند، در بلندمدت عملاً خودشان را در معرض آسیب قرار میدهند. باید گفت ناتوانی استراتژیک مدتهاست بخشی جداییناپذیر از بریتانیا و اتحادیهٔ اروپا بوده و برگزیت هم آن را تغییر نداده است.
من بسیار خوشحالم که این گفتوگو را داشتیم. بدون شک دوباره به موضوع استیبلکوینها باز خواهیم گشت، زیرا حتی اگر نخواهیم دربارهٔ آنها صحبت کنیم، آنها ما را وادار خواهند کرد در بحثهایی دربارهٔ هرجومرجی که در سراسر جهان ایجاد خواهند کرد، غوطهور شویم، نه تنها در اروپا و بریتانیا.
۱. قانون جنیوس (Genius Act) قانونی است که در دوران ریاستجمهوری ترامپ تصویب شد و استیبلکوینها را رسمیت بخشید تا به دولت آمریکا امکان دهد از آنها بهعنوان ابزار استقراض ارزانتر و گستردهتر و همچنین تقویت سلطهٔ دلار در نظام پرداخت جهانی استفاده کند.
۲. توکن USDT همان تتر Tether است، نوعی استیبلکوین که ارزشش تقریباً همیشه برابر با یک دلار آمریکا است.
۳. ایتیاف، صندوقهای قابل معامله در بورس (ETF)، ابزارهایی مالیاند که به سرمایهگذاران امکان میدهند بدون داشتن مستقیم بیتکوین روی آن سرمایهگذاری کنند.