(تصویر افزودهٔ اندیشهٔ نو است.)
Recently updated on دسامبر 2nd, 2025 at 09:46 ب.ظ
الکساندرا بورچاردت، پژوهشگر ارشد موسسه مطالعات روزنامهنگاری رویترز در دانشگاه آکسفورد
یکشنبه ۹ آذر ۱۴۰۴

در تحریریههای سنّتی روزنامهنگاران سیاسی معمولاً نقش اصلی را ایفا میکنند. حتی بدون آمار رسمی میتوان گفت بیشتر سردبیران پیش از رسیدن به بالاترین جایگاه سابقهٔ پوشش اخبار سیاسی داشتهاند. سبک نوشتن سیاسی از «او گفت، او افزود» آغاز شد و سپس برای نمایش بیطرفی با دادن حق اظهارنظر به مخالفان به «روزنامهنگاری دوطرفه» انجامید. اما این مدل نهتنها دیگر قابل اتکا نیست، بلکه با هدف روزنامهنگاری نیز که خدمت به جامعهٔ بشری است سازگار نیست.
مخاطبان از مدتها پیش دیگر اخباری را که صرفاً بازتاب گفتهٔ سیاستمداران است دنبال نمیکنند، زیرا اظهارات آنها ارتباط با زندگی واقعی مردم ندارد. لذا اجتناب از اخبار اینچنینی رو به افزایش است.
اگر رسانهها میخواهند همچنان مورد توجه مردم باشند، باید اثرگذاری روزنامهنگاری سیاسیشان را دوچندان کنند. در غیر این صورت، مأموریت آگاهسازی آنها شکست خواهد خورد. اما چه باید کرد؟
یکم، شناخت رفتار انسان. روزنامهنگاران باید با سازوکارهای جدید آشنا شوند تا ابزار دست کسانی نشوند که آزادی مطبوعات و نهادهای دموکراتیک را تهدید میکنند. بینشهای ارتباطات و روانشناسی رفتاری باید بخشی از آموزش روزنامهنگاری باشد. ارزشهایی چون عدالت، غرور، شرم، ترس، و آزادی بیش از آنکه نظریه باشد، انتخاب عقلانی است. رسانهها باید این واقعیت را جدّی بگیرند.
دوم، تمرکز بر دادهها، نهفقط نقلقولها. برای روزنامهنگاران سیاسی نقلقولها داده محسوب میشود، اما برای مخاطبان چنین نیست. مردم میخواهند بدانند چه رخ داده، نه اینکه سیاستمداران چه میگویند. زمانی روزنامهنگاری سیاسی جذابتر خواهد شد که سیاستمداران در برابر عملکرد خود پاسخگو شوند.
سوم، پیوند گزارشهای سیاسی با زندگی روزمرهٔ مردم. سیاستمداران دستور کار خودشان را دارند و روزنامهنگاران اغلب تحت تأثیر آن قرار میگیرند، اما مردم دغدغههای دیگری دارند. مسائل حیاتی مانند غذا، کار، مسکن، امنیت، آموزش، سلامت، و مراقبت از سالمندان برای مردم اهمیت دارد، اما روزنامهنگاران سیاسی به این موضوعها بیتوجه شدهاند. این شکاف میان روزنامهنگاری سیاسی و زندگی مردم باید پر شود.
چهارم، انتخاب قالبهای مناسب. رسانهها باید مخاطبان متنوع خودشان را در پلتفرمهای مختلف با قالبهای گوناگون هدف قرار دهند. روزنامهنگاری سیاسی هنوز بیش از حد بر مخاطبان سنّتی متمرکز است. برای دسترسی به طیف وسیعتر باید راههای تازهای برای جذب مخاطبان یافت. باید کار خودتان را در پلتفرمهای مختلف و متناسب با قالب آنها گسترش بدهید.
پنجم، یادگیری از روزنامهنگاران دیگر. روزنامهنگاران سیاسی معمولاً به اهمیت خودشان واقفاند و از پوشش سیاسی احساس غرور میکنند. اما همکارانشان در حوزههای دیگر نیز کارهای ارزشمندی میکنند. اتفاقاً روزنامهنگاران سیاسی در حوزههای عمومیتر ضعف دارند و میتوانند از همکاران اقتصادی و علمی دربارهٔ استفاده بهتر از دادهها بیاموزند. همچنین، خبرنگاران تحقیقی میتوانند به آنها یاد دهند چگونه با خبرهای جنجالی روبهرو شوند و گزارشهای دقیقتری تولید کنند.
اگر روزنامهنگاری میخواهد مشروعیت دوباره و اثرگذاری خودش را حفظ کند (بهویژه در این عصر که تولید محتوا با هوش مصنوعی فراگیر شده)، باید فوری در روزنامهنگاری سیاسی بازنگری شود. جذاب کردن آن برای مخاطبان گستردهتر و جلب مشارکت آنان شرط بقای این حرفه است. بسیاری از رهبران رسانه این ضرورت را درک کردهاند. شاید در سال ۲۰۲۵ اتاقهای خبر سرانجام الگوی تازهای برای روزنامهنگاری سیاسی برگزینند.
برگرفته از کانال تلگرامی باشگاه روزنامهنگاران ایران