Skip to content
دسامبر 14, 2025
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • ترس به‌عنوان ابزار سیاسی: ‏چگونه اضطراب جمعی محافظه‌کاری و حفظ وضع موجود را تقویت می‌کند
  • علوم اجتماعی
  • نوار متحرک
  • ویژه اندیشهٔ نو

ترس به‌عنوان ابزار سیاسی: ‏چگونه اضطراب جمعی محافظه‌کاری و حفظ وضع موجود را تقویت می‌کند

الف. هوش‌یار

پنجشنبه ۱۵ آبان۱۴۰۴

مقدمه
ترس از نظر روان‌شناختی واکنشی به خطر و در سیاست ابزاری برای مدیریت آزادی و اطاعت است. به تعبیر نظریه‌پرداز ‏آمریکایی کُری رابین در کتاب «ترس: تاریخ یک ایدهٔ سیاسی»‏۱، «ترس صرفاً نبودِ آزادی نیست، بلکه فنّی سیاسی برای ‏مدیریت آن است.»‏
در این معنا، ترس نه احساس فردی، بلکه سازوکاری ساختاری است؛ سازوکاری است که حکومت‌ها، رسانه‌ها، و نیروهای ‏محافظه‌کار از آن برای حفظ نظم موجود بهره می‌گیرند.‏

ترس به‌مثابهٔ فناوریِ سیاسی‎ (Fear as Political Technology) ‎
از «کتاب لویاتان» هابز تا تبلیغات ضد‌ّکمونیستیِ قرن بیستم، ترس همواره زبانِ نظم و اطاعت بوده است. کُری رابین ‏می‌نویسد: «ترس در سیاست مدرن بیش از آنکه از هرج‌ومرجِ پایین بجوشد، ابزار کنترلِ از بالا بوده است.»۲ ‎در چنین ‏وضعی، دولت‌ها با روایت «حفاظت از جامعه» حالتِ استثنا می‌آفرینند (به تعبیر آگامبن) و آزادی را موقتاً تعلیق می‌کنند، در ‏حالی ‌که این تعلیق، به‌شکل مزمن، به سیاستِ ترسِ دائمی بدل می‌شود.‏

منطق محافظه‌کارانهٔ ترس‎ (The Conservative Logic of Fear) ‎
پژوهش‌های روان‌شناسی سیاسی نشان داده‌ است که احساس تهدید وجودی باعث افزایش گرایش به ثبات و سلسله‌مراتب می‌شود. به ‏بیان دیگر، ترس با محافظه‌کاری هم‌نشین است. جان جاست۳‎‏ و همکارانش با مرور چند ده مطالعه در حوزهٔ روان‌شناسی ‏اجتماعی و سیاسی نشان می‌دهند که:‏
‏●‏ احساس تهدید وجودی (‏existential threat‏)- مانند ترس از مرگ، ناامنی اقتصادی، یا تهدیدهای فرهنگی- ‏تمایل به نظم، ثبات، و ساختار سلسله‌مراتبی را در افراد تقویت می‌کند.‏
‏●‏ چنین احساساتی اغلب افراد را به‌سوی گرایش‌های محافظه‌کارانه‌تر (‏right-leaning‏) سوق می‌دهد، زیرا ‏ایدئولوژی‌های محافظه‌کارانه معمولاً وعدهٔ امنیت و ثبات اجتماعی می‌دهند.‏
به این ترتیب، از دید جان جاست و همکارانش، محافظه‌کاری نه صرفاً مجموعه‌ای از باورهای سیاسی، بلکه پاسخی ‏روان‌شناختی به اضطراب وجودی و نیاز به اطمینان و نظم تلقی می‌شود.‏‏

در کتاب تازهٔ آرتور گُلدواگ به نام «سیاست ترس»‏۴‎‏ آمده است: «ترس نوعی معماریِ عاطفی بر واکنش است؛ ترس ‏جوامع را با اضطراب مشترک به‌ هم پیوند می‌دهد و از دست‌دادنِ موقعیت را به خشم اخلاقی بدل می‌کند.» در این فرایند، ‏اضطرابِ پراکنده به وفاداریِ سیاسی ترجمه می‌شود و وعدهٔ «بازگشت کنترل»- بر مرزها، سنت‌ها، یا بدن‌ها- جایگزینِ ‏عدالت ساختاری می‌شود.‏

گفتمان پوپولیستی و تولید «دیگری» ‏‎ (Populist Discourse and the Production of the Other)‎
زبان‌شناس منتقد روت وُدَک در کتاب «سیاست ترس: گفتمان پوپولیستی راست چه معنایی دارد»‏‎۵‎‏ نشان می‌دهد که رهبران ‏راست افراطی چگونه «منظره‌های ترسناک» می‌سازند: «سیاستِ ترس از طریق نام‌گذاری و تکرار خطرناک بودن ‏‏’دیگری’ و چارچوب‌بندیِ مفهومی برای آن عمل می‌کند.»‏‎۶
در اینجا «دیگری» می‌تواند پناه‌جو، مهاجر، زنان، اقلیت‌های ملی یا فرهنگی، یا «چپ‌» باشد. سوژهٔ مورد نظر در ‏کارزار ترس‌آفرینی به نشانه‌ای از تهدید بدل می‌شود؛ ترس ساختار می‌یابد و از احساس شخصی به سیاست جمعی تبدیل ‏می‌شود. و در این فرایند، نظم موجود خودش را به‌صورت «پناهگاه عقلانیت» بازنمایی می‌کند.‏

ترس و حفظ وضع موجود‎ (Fear and the Reproduction of the Status Quo) ‎
به گفتهٔ کارمن لورِنس در کتاب «ترس و سیاست‌ورزی»۷، ‎‏«ما عادت کرده‌ایم که مدیریت ترس را به حکومت بسپاریم؛ هرچه ‏حکومت بیشتر وعدهٔ امنیت دهد، خودمختاری ما شکننده‌تر می‌شود.»‏
ترس، با ایجاد حسِ وابستگی به اقتدار، نقد را به خطر تعبیر می‌کند و دگرگونی را به تهدید. از این‌ رو، در دوران بحران، مردم ‏به‌جای مطالبهٔ عدالت، در پی امنیت می‌روند و بدین‌سان است که سلطه حفظ و بازسازی می‌شود.‏

از امنیت تا هژمونی‎ (From Security to Hegemony) ‎‏
با الهام از مفهوم «هژمونی» در اندیشهٔ آنتونیو گرامشی می‌توان گفت: ترس نه‌فقط سرکوب می‌کند، بلکه به‌نوعی رضایت نیز ‏می‌سازد. چگونه؟
در جوامع نولیبرال، رسانه‌ها و سیاست‌مداران با بازنمایی مداوم بحران‌های نظامی، اقتصادی، زیست‌محیطی، یا مهاجرتی ‏نوعی «حسّ اضطرار دائم» ایجاد می‌کنند. این وضع، به تعبیر کُری رابین در «ذهن واکنشی»‏‎،۸‎‏ نوعی سیاست مدیریت ‏اضطراب است که در آن شهروندان یاد می‌گیرند ناامنی را شرط طبیعی آزادی بدانند و برای حفظ نظم به ریاضت ‏اقتصادی و نظارت دیجیتال تن دهند.

از منظر گرامشی، این فرایند همان شکل‌گیری «هژمونی ترس» است، یعنی قدرت از طریق تولید رضایت عاطفی، و نه ‏صرفاً زور عریان، عمل می‌کند. ترس، به این معنا، پیوندی میان اقتدار و رضایت برقرار می‌سازد: مردم با احساس خطر ‏خود را در اطاعت از نظم موجود «آزاد» می‌پندارند.

همان‌طور که در نظریات جان جاست توضیح داده شد، پژوهش‌های روان‌شناسی سیاسی نیز این سازوکار (مکانیسم) را تأیید ‏می‌کنند. این سازوکار روانی، در سطح اجتماعی، به سیاست رضایت از ترس (‏fear-based consent‏) تبدیل می‌شود: ‏رضایتی که از اضطراب تغذیه می‌کند و بدین‌سان سلطه را حفظ و بازتولید می‌نماید.

به تعبیر وندی براون در کتاب «فروپاشی دموکراسی از درون توسط انقلاب خزندهٔ نولیبرالیسم»۹‎، نولیبرالیسم با تحریف ‏معنای آزادی آن را از «رهایی از سلطه» به «آزادی در پذیرش خطر و رقابت» بدل کرده است. در چنین نظمی، شهروند ‏مدرن به‌جای مقاومت در برابر ناامنی، آن را جزئی ضروری از آزادی‌اش می‌پندارد و این همان لحظه‌ای است که ترس، ‏به تعبیر گرامشی، به هژمونی بدل می‌شود.‏

ترس، رسانه، و حکمرانی هیجانی‎ (Fear, Media, and Emotional Governance) ‎
زی‌زی پاپاکاریسی در کتاب «سیاست‌ورزی هیجانی»۱۰‎‏ می‌نویسد: «رسانه‌های شبکه‌ای ترس را به احساسی مشترک بدل ‏می‌کنند، ترسی بزرگ‌شونده، مُسری، و نمایشی.» در چنین ساختاری، کاربران خودشان در بازتولید ترس مشارکت می‌کنند. ‏اقتصادِ کلیک بازتابی از اقتصادِ ترس است: هرچه اضطراب بیشتر، گردشِ داده‌ها و سودِ رسانه بیشتر.‏

نتیجه‌گیری ‏
ترس بنیادِ اطاعت مدرن است؛ احساسی است که با وعدهٔ تامین امنیت، آزادی را محدود و تغییر را خطرناک جلوه می‌دهد. با ‏این حال، همان‌گونه که رابین یادآور می‌شود: «هر سیاستی که بر ترس استوار است در مقابل تصوری از آزادی را نیز ‏حمل می‌کند.»۱۱ ‎
مقابله با سیاست ترس به معنای انکار خطر نیست، بلکه بازپس‌گیری قدرت از نهادی است که خطر را تعریف می‌کند.‏


‎1. Robin, C. (2004). Fear: The History of a Political Idea. Oxford University Press.‎
‎2. Robin, C. (2004). P45.‎
‎3. Jost, J. T., Stern, C., Rule, N. O., & Sterling, J. (2017). The politics of fear: Is there an ‎ideological asymmetry in existential motivation? Social Cognition, 35(4), 324–353.‎
‎4. Goldwag, A. (2024). The Politics of Fear. Penguin Random House..‎
‎5. Wodak, R. (2015). The Politics of Fear: What Right-Wing Populist Discourses Mean. SAGE ‎Publications.‎
‎6. Wodak, R. (2015). P47.‎
‎7. Carmen Lawrence: (2003), Fear and Politics, Scribe Publications.‎
‎8. Robin, C. (2011). The Reactionary Mind: Conservatism from Edmund Burke to Sarah Palin. ‎Oxford University Press.‎
‎9. Brown, W. (2015). Undoing the Demos: Neoliberalism’s Stealth Revolution. Zone Books.‎
‎10. Papacharissi, Z. (2015). Affective Publics: Sentiment, Technology, and Politics. Oxford ‎University Press.‎
‎11. Robin C, (2004), p. 212‎

Continue Reading

Previous: تأملی دربارهٔ امپریالیسم
Next: حکومت نظامی هم مانع تداوم مبارزات مردم و باعث نجات رژیم نمی‌شود!
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved