صادق کار
پنجشنبه ۱۵ آبان ۱۴۰۴
تشدید سرکوب و اختناقی کە بعد از تجاوز اسرائیل و آمریکا بە ایران شروع شدە بود روزبەروز دامنەدارتر شدە است. این سرکوبها در هفتۀ گذشتە با یورشها و دستگیریهای پیاپی تعدادی از فعالان سیاسی و مدنی کە همهٔ آنها با تجاوز اسرائیل و آمریکا و تحریمهای اقتصادی تازە مخالفت کردە بودند وارد مرحلۀ معنیداری شدە است.
بە نظر میرسد نیروهای اقتدارگرا در تدارک استقرار نظمی تازەاند کە بیشباهت بە حکومت نظامی خشن پینوشەیی نیست. البتە تشدید اختناق و سرکوب ماەها قبل از تجاوز اسرائیل و آمریکا بە ایران شروع شدە بود، ولی بعد از آن دامنەاش گستردەتر و وحشیانەتر شد.
این حالت در حالی شکل گرفت کە مردم در جنگ دوازدهروزە پیامهای فریبکارانۀ اسرائیل و آمریکا و عامل و همدست آنها رضا پهلوی را برای حمایت از تجاوزشان بیپاسخ گذاشتند. علی خامنەای و سایر کارگزاران رژیم فقاهتی نیز همراهی نکردن مردم را ستودند و با اینکە میدانستند دلیل واکنش مردم حمایت از رژیم نیست، سعی کردند بە حساب حمایت از خودشان بگذارند.
عدەای از مقامات سابق مانند روحانی نیز همین را تبلیغ کردند و سعی داشتند با استناد بە این تفسیر وارونە راە بازگشت دارودستۀ خودشان بە قدرت را فراهم کنند و آن را بە حساب ناسپاسی جریان غالب از مردم تعبیر کردند.
اما رویدادهای بعد از جنگ و رفتار رژیم با مردم نشان داد کە رژیم میداند کە انگیزە و هدف مردم بەهیچروی حمایت از رژیم نبودە، بلکە مخالفت با اشغال ایران، استـعمار خارجی، و افتادن از دام رژیم اسلامی بە دام استـعمارگران خارجی بودە است.
اگر رژیم براستی آنطور کە ادعا میکند امتناع مردم را بە حساب حمایت از خودش میدانست، در آن صورت دیگر چە نیازی بە تشدید سرکوب و تعمیم دامنۀ آن بە میان کسانی داشت کە حملۀ اسرائیل و آمریکا را محکوم کردە بودند؟
خیر. چنین نیست. تشدید سرکوب، کە همهٔ مخالفان و منتقدان رژیم را در بر گرفتە و بە نظر میرسد رژیم آن را یگانە راە بقای خودش میبیند، ادامە پیدا خواهد کرد. رژیم تلاش خواهد کرد آن را بە حساب حمایت مردم از خودش و ناکامی اسرائیل جلوە دهد. این تاکتیک مکارانە شاید تا زمانی کە سایۀ جنگ از سر مردم بر طرف نشدە باشد، تا حدودی عمل کند. اما بهواسطۀ تناقضهای متعددی کە بین آن با آنچە مردم در عمل مشاهدە میکنند وجود دارد، میتواند ضد خودش عمل کند.
البته جنگ دوازدهروزە برای رژیم کلاً خالی از دستاورد هم نبود. در اثر این جنگ ضرباتی بر پیکر جنبشهای مردمی در کوتاەمدت وارد شد، بخشی از بدنۀ رژیم کە ریزش کردە بود بهسوی رژیم برگشت، موقعیت خامنەای و رژیم بهخاطر جنایات اسرائیل و اشغال سرزمینهای تازە در لبنان و سوریە در میان مردم عرب تقویت شد، و موقعیت جناح غربگرایان در حکومت تضعیف و موقعیت مخالفان مصالحە با آمریکا تقویت شد. این عوامل نیز بە نوبۀ خود وسوسۀ یکدستسازی حکومت را تقویت کردە است.
من هیچ نهاد واقعی مدنی، صنفی، حقوق بشری، و سیاسی را ندیدم کە از حملە بە ایران حمایت کند. خیلیها حتی آن را محکوم کردند. اما از اظهارات سرداران سپاە میشنویم کە آنها همۀ این نهادها و اعتراضهای مطالباتی تا جنبش «زن، زندگی، آزادی» را بدون ارائۀ مستندات بە پروژەهای براندازانۀ کشورهای خارجی متهم میکنند و سرکوب آنها را در دستور کار قرار دادەاند.
مقصود واقعی از این اتهامهای جعلی بە نهادهای مدنی و تشدید روزافزون سرکوب و اختناق فراهم کردن نوعی حکومت نظامی وحشیتر از حالت فعلی است کە دامنۀ آن حتی بخشهایی از جریانهای درونی نظام امثال دارودستۀ اصلاحطلبان و روحانی و رفسنجانی را در بر میگیرد و از هماکنون کلید خوردە است.
پروژۀ مشترک دولت وفاق خامنەای و اصلاحطلبان، کە در دورۀ رئیسی نافرجام ماند، اکنون دوبارە تلاش میشود با استفادە از فضای جنگی در شکلی خشنتر احیا شود. به همین جهت است کە بەرغم کاهش خطر جنگ، سرداران سپاە دوبارە بە رجزخوانیهای جنگی روی آوردەاند و تلاش میکنند این فضا را برای پیشبرد اهداف خودشان برپا نگە دارند.
با این احوال، این رویکرد نیز کجراهۀ دیگری است مانند کجراهەهای پیشین، کە اگرچە خسارتهای تازەای بر مردم و کشور وارد میکند، مانع سرنگونی و فروپاشی رژیم خامنەای بە دستهای توانای مردم ایران نخواهد شد.
نقل از سایت بهپیش