الف. هوشیار
جمعه ۲ آبان ۱۴۰۴
چکیده
در عصر پساحقیقت (Post-Truth Era)، واقعیت دیگر بر پایهٔ دادهها و شواهد مشترک تعریف نمیشود، بلکه محصولی از روایتهای رسانهای و بازنماییهای احساسی است. این مقاله به بررسی چگونگی شکلگیری «جهانهای موازی» در سیاست بهویژه از دید روانشناسی اجتماعی میپردازد، جهانی که در آن هر جریان سیاسی یا اجتماعی میتواند نظامی از گزارهها، تصاویر، و احساسات را سامان دهد که برای پیروانش واقعیت انکارناپذیر به نظر میرسد. تلاش میشود در این چارچوب نقش رسانهها، شبکههای اجتماعی، و سازوکارهای روانی چون سوگیری تأییدی و هویت جمعی بررسی و تحلیل شود.
۱. مقدمه: از جهانهای موازی در فیزیک کوانتومی تا واقعیتهای موازی در جهان سیاسی
در فیزیک کوانتومی، نظریهٔ «جهانهای موازی» یا Many-Worlds Interpretation را نخستین بار «هیو اِوِرت» در دههٔ ۱۹۵۰ مطرح کرد. بر اساس این نظریه، هر بار که یک رویداد کوانتومی رخ میدهد، جهان به شاخههای متعددی تقسیم میشود که در هر کدام یکی از نتایج ممکن تحقق مییابد. بدین ترتیب، واقعیت نه یگانه و خطی، بلکه شبکهای بیپایان از امکانهای همزمان است- جهانی که در آن همهٔ «اگر»ها واقعاً جایی در کیهان، که برای ما ممکن است قابلرؤیت هم نباشد، رخ میدهد.
در عرصهٔ سیاست معاصر نیز شاهد پدیدهای مشابهیم و آن واقعیتهای موازیِ ادراکی است. در دنیایی که تجربهٔ مستقیم از واقعیتهای جهانی در بسیاری از موارد تقریباً ناممکن است، رسانهها بهمثابهٔ واسطههای شناختی عمل میکنند و هر کنشگر سیاسی یا اجتماعی از رهگذر شبکهٔ رسانهای خودش جهانی از معنا و احساس ادراک میکند.
در همیشهٔ تاریخ، «جهان زحمتکشان» و «جهان نخبگان»، یا «جهان مقاومت» و «جهان حاکمان»، و «جهان مرکز» و «جهان حاشیه» تفاوتهای معنایی متفاوتی داشته است، اما این تفاوتها در یک واقعیت تا حد زیادی مشترک متصور میشده است. اما در این دوران اکوسیستمهای ادراکی و روایی تا حد قابل توجهی متفاوت شدهاند و این تفاوت به موارد پیشگفته خلاصه نمیشود.
۲. چارچوب نظری: از پساحقیقت تا اقتصاد توجه
سیاست، در کلانترین نگاه، راهیابی حقیقت به حوزهٔ عمومی تعبیر شده است. اما در عصر پساحقیقت، سیاست به مدیریت شناخت و احساسات تبدیل میشود.
مطالعهٔ «ک. سادیرووا» (K. Sadirova، 2025) نشان میدهد که در گفتمان رسانهای، معنا نه بر پایهٔ داده، بلکه بر پایهٔ همسویی عاطفی و فرهنگی ساخته میشود. در این فضا «اقتصاد توجه» (attention economy) تا حد زیادی جایگزین «اقتصاد واقعیت» میگردد، جایی که هر جریان سیاسی میکوشد روایت خودش را بهگونهای عرضه کند که بیشترین واکنش عاطفی را برانگیزد.
از سوی دیگر، هامالیرز (Hameleers، 2025) با مفهوم حقایق موازی «Parallel Truths» توضیح میدهد که در جوامع معاصر، نظامهای اطلاعاتی تا حد زیادی بهصورت مجزا تکامل مییابند؛ هر گروه از شهروندان در فضای رسانهای متفاوتی زندگی میکند و دادههای متفاوتی را بهعنوان «حقیقت» میپذیرد.
۳. جهانهای موازی در سیاست معاصر
۳.۱. سیاست بهمثابهٔ روایت
در بسیاری از کشورها، سیاست به رقابت روایتها تبدیل شده است. سیاستمداران بهجای تکیه بر دادهها، از ابزارهای گفتاری، استعاره، و روایتهای احساسی بهره میبرند تا واقعیتی بدیل بیافرینند. نمونههای بررسیشده در پژوهش سادیرووا (Sadirova، 2025) در مطالعهٔ تطبیقی بین گفتمان سیاسی در انگلستان و کازاخستان نشان میدهد که رسانهها از تکنیکهایی چون «بازنمایی دشمن»، «افزایش هیجان بحران»، و «استعارهٔ جنگی» برای ایجاد انسجام احساسی استفاده میکنند.
۳.۲. سیاست دیجیتال و قطببندی اجتماعی
مطالعات هامیلیرز و وثوقی (Vosoughi، 2023) نشان میدهد که شبکههای اجتماعی با الگوریتمهای شخصیسازی محتوا کاربران را در «اتاقهای پژواک» (Echo Chambers) محصور میکنند. در این فضا، هر کاربر عمدتاً با دادههایی مواجه میشود که باورهای پیشین او را تقویت میکند. در نتیجه، دو یا چند جامعهٔ سیاسی شکل میگیرد که عملاً در جهانهای شناختی متفاوتی زندگی میکنند.
۳.۲. پیامدهای غیر دموکراتیک
مدرسهٔ بازرگانی کلمبیا (2024 ,Columbia Business School) هشدار داده است که «جهانهای موازی اطلاعاتی» تهدیدی برای هر نوع دموکراسیاند، زیرا امکان گفتوگوی مشترک را از میان میبرند. اگر هیچ واقعیت مشترکی وجود نداشته باشد، توافق اجتماعی نیز ناممکن میشود.
۴. بازتاب روانشناختی: ادراک، هویت و احساس تعلق
از منظر روانشناسی اجتماعی، سه سازوکار کلیدی در پایداری جهانهای موازی دخیلاند:
- سوگیری تأییدی: افراد بهطور طبیعی اطلاعاتی را میپذیرند که باورشان را تأیید کند.
- هویت گروهی: وقتی واقعیت با هویت سیاسی یا فرهنگی گره میخورد، رد کردن این واقعیتِ متفاوت بهمنزلهٔ دفاع از هویت خود تلقی میشود.
- ناامنی شناختی: سرعت انتشار اطلاعات و کاهش اعتماد به نهادهای خبری باعث میشود افراد به منابع احساسی و گروهی پناه ببرند.
به گفتهٔ دان پری (Dan Perry، 2024)، ذهنِ مدرن گرفتار «ویروس واقعیتهای موازی» شده است، یعنی مغز انسان برای زندگی در جهان چندروایتی تنظیم نشده است و در نتیجه احساس اضطراب و جدایی از «دیگران» افزایش مییابد.
۵. تحلیل تطبیقی فرهنگی
مطالعهٔ تطبیقی سادیرووا (Sadirova، 2025) و پژوهش سادیروا و کونانبایوا (Sadirova & Kunanbayeva، 2024) نشان میدهد که اگرچه الگوهای پساحقیقت جهانیاند، اما با واکنش فرهنگی متفاوتی روبهرو هستیم:
● در جوامع اروپای شرقی یا پساسوسیالیستی، گفتمانهای ملیگرا تمایل دارند «روایت حقیقت بومی» را جایگزین حقیقت جهانی کنند.
● در جوامع غربی، رقابت میان روایتهای حزبی (مثلاً میان دموکراتها و جمهوریخواهان در آمریکا) منجر به قطببندی شدید شناختی میشود.
● در جنوب جهانی (کشورهای در حال توسعه)، روایتهای مقاومت در برابر امپریالیسم یا ضدّامپریالیستی گاه جهانهایی بدیل میسازند که در آن معنا و حقیقت و عدالت مفاهیم بومی خاص خودشان دارند.
۶. نتیجهگیری: بازسازی واقعیت مشترک
در عصر پساحقیقت، بازسازی واقعیت مشترک بیش از آنکه وظیفهٔ رسانه یا دولت باشد، وظیفهای فرهنگی و شناختی است. باید ابزارهایی برای «سواد شناختی رسانهای» (media cognitive literacy) ایجاد شود تا افراد بتوانند تفاوت میان داده، احساس، و روایت را تشخیص دهند.
از سوی دیگر، اندیشیدن به «پلهای گفتوگو» میان جهانهای موازی- از طریق هنر، آموزش، و فضاهای تعاملی- ضرورت حیاتی دارد. جهان امروزی نیازمند آن است که در مورد سیاستهای موجود رسانهای و پلتفرمهای شبکههای اجتماعی بازنگری جدی صورت بگیرد.
منابع:
1. Sadirova, K. (2025). Political Media Discourse in the Post-Truth Era: A Cross-Cultural Study. International Journal of Society, Culture & Language. https://www.ijscl.com/article_722213.html
2. Hameleers, M. (2025). Entering an Information Era of Parallel Truths? Journal of Communication, 75(3), 421-440. https://journals.sagepub.com/doi/full/10.1177/00936502231189685
3. Many Fear Fake News and ‘Parallel Universes’ Threaten Democracy. The Reality of News Perception Is More Complex
4. Perry, D. (2024). The Parallel Realities Mind Virus. Substack Essay. https://danperry.substack.com/p/the-parallel-realities-mind-virus
5. Vosoughi, S., Roy, D., & Aral, S. (2023). The Spread of True and False News Online. Science, 359(6380), 1146–1151.