Skip to content
فوریه 8, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • زنده‌یاد مرتضی کیوان:‌ ما سعی می‌کنیم عظمت انسان را در بهروزی همهٔ مردم بجوییم
  • ایران
  • تاریخی
  • نوار متحرک

زنده‌یاد مرتضی کیوان:‌ ما سعی می‌کنیم عظمت انسان را در بهروزی همهٔ مردم بجوییم

زنده‌یاد مرتضی کیوان

یکشنبه ۲۷ مهر ۱۴۰۴

درد و رنج تازیانه چند روزی بیش نیست / رازدار خلق اگر باشی همیشه زنده‌ای
(مرتضی کیوان)

۲۷ مهر سالروز درگذشت زنده‌یاد مرتضی کیوان است.

مرتضی کیوان (زادهٔ ۱۳۰۰ در اصفهان − اعدام در روز ۲۷ مهر ۱۳۳۳، تهران،) شاعر، روزنامه‌نگار، و فعال سیاسی توده‌ای بود.

او را به‌حق نخستین ویراستار زبان فارسی می‌دانند. او پایه‌گذار «انجمن ادبی شمع سوخته» بود و بنا به رشتهٔ تحصیلی‌اش، مدتی نیز در وزارت راه کار می‌کرد.
مدیریت داخلی مجله «بانو»، دبیری مجلهٔ «جهان نو»، و عضویت در هیئت تحریریهٔ مجلهٔ «کبوتر صلح» در دهه ۱۳۲۰ و آغاز دههٔ ۱۳۳۰ از عمده مسئولیت‌های فرهنگی و روزنامه‌نگاری مرتضی کیوان بود.
او از سال ۱۳۲۴ به عضویت حزب تودهٔ ایران درآمد و در کنار فعالیت سیاسی در این حزب، سردبیری مجله‌ها و روزنامه‌های متعددی را در فواصل زمانی متفاوت بر عهده داشت. او حلقهٔ پیوند بسیاری از شاعران و نویسندگان بود، از جمله احمد شاملو، سیاوش کسرایی، شاهرخ مسکوب، مصطفی فرزانه، هوشنگ ابتهاج، نجف دریابندری.

احمد شاملو، نیمایوشیج، سیاوش کسرایی، سایه، و احسان طبری در سوگ او شعرهایی سروده‌اند.
بعد از کودتای آمریکایی-انگلیسی ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و بازگشت محمدرضاشاه به قدرت به‌همّت نیروهای خارجی، او را در روز ۳ شهریور ۱۳۳۳ همراه با چند افسر توده‌ای ارتش دستگیر کردند. به گفتهٔ همسرش پوری سلطانی، «او در خانهٔ مخفی زندگی می‌کرد. چند ماهی پس از ۳۰ تیر ۱۳۳۰ او مأمور صیانت از سه تن از افسرانی می‌شود که غیاباً در بیدادگاه شاه محکوم به اعدام شده بودند.»
سحرگاه روز ۲۷ مهر ۱۳۳۳ مرتضی کیوان را که تنها غیرنظامی گروهِ اعدامی‌های پس از کودتای ۲۸ مرداد بود به دستور مستقیم محمدرضاشاه به جوخهٔ اعدام سپردند و تیرباران کردند.

مرتضی کیوان و همسرش پوران‌دخت (پوری) سلطانی که روز ۲۷ خرداد سال ۱۳۳۳ ازدواج کردند. این زندگی مشترک چند ماه بیشتر طول نکشید و با بازداشت و سپس تیرباران مرتضی خیلی زود به پایان رسید.

بیانیهٔ کانون نویسندگان ایران در سالگرد اعدام مرتضی کیوان

یاد

«سال بد
سالِ باد
سالِ اشک
سالِ شک.
سالِ روزهای دراز و استقامت‌های کم
سالی که غرور گدایی کرد.
سالِ پست
سالِ درد
سالِ عزا
سالِ اشکِ پوری
سالِ خونِ مرتضی…»

(احمد شاملو «الف. بامداد»)

مرتضی کیوان، نویسنده، منتقد ادبی، روزنامه‌نگار، مبارز انقلابی، و از تأثیرگذارترین چهره‌های تاریخ معاصر ایران، در سال ۱۳۰۰ خورشیدی در یک خانواده‌ طبقهٔ متوسط مذهبی در اصفهان پا به جهان گذاشت.

زندگی کیوان در نوجوانی با از دست دادن پدر به دشواری گرایید، سایهٔ فقر و حرمان و تنگناهای اقتصادی بر زندگی‌اش سایه افکند، و او را در شناخت جامعه و قرار گرفتن در مسیر مبارزاتی خود آبدیده کرد.

کیوان از جوانی طبع‌آزمایی‌هایی در سرودن شعر و نوشتن داستان کرد که از آیندهٔ درخشان او در عرصهٔ ادبیات خبر می‌داد. پس از مهاجرت به تهران به‌طور جدی روزنامه‌نگاری و نوشتن نقد ادبی را پی گرفت و در نشریه‌های چون «کبوتر صلح»، «مصلحت»، «پیک صلح»، «سوگند»، «به سوی آینده»، و «شهباز» در زمینه‌های مختلف هنری و ادبی و اجتماعی قلم می‌زد. مدتی هم سردبیر مجله‌های «بانو» و «جهان نو» بود.

مرتضی کیوان فعالیت سیاسی را از سال ۱۳۲۱ آغاز کرد. چراغ راه زندگانی‌ او آزادی و نیک‌روزی تمامی مردم بود. از این رو، در عرصهٔ اجتماعی به مبارزی خستگی‌ناپذیر بدل شد که یگانه راه رهاییِ رنجبران و محرومان از زنجیرهای استبداد و استثمار را نهضت انقلابی مردم می‌دانست: «ما سعی می‌کنیم عظمت انسان را در بهروزی همهٔ مردم بجوییم.»

کیوان همچون بسیاری از روشنفکران و نویسندگان و آزادی‌خواهان زمانهٔ خود در پی دادگریِ اجتماعی و پیکار با فقر و جهل و تبعیض بود. او به‌‌جان‌آمده از بیداد حاکم و در آرزوی تحقق آرمان‌های انسانی‌اش «رهایی و اعتلای بشر»، در سال ۱۳۲۴ پا به عرصهٔ فعالیت حزبی [حزب تودهٔ ایران] گذاشت.

کیوان در جریان مبارزات و فعالیت‌های سیاسی‌اش تا پیش از سال ۱۳۳۲ چندین بار دستگیر و یک بار هم به جزیرهٔ خارک تبعید شد: «در تبعید و زندان آموختم که خنده‌ها باید جای خود را به اندیشه‌ها بدهند، بیهوده‌گذرانی‌ها را باید با کار کردن و آموختن جبران کرد… قلعه‌داران ایمان ما چون شب، سیاهی را تحمّل می‌کنند تا شب‌چراغ‌ها به جلوه درآیند و زیبایی را عیان سازند. شما شاعران شب‌افروزان این سیاهی‌ها هستید.»

افزون بر روزنامه‌نگاری، یکی از کارهایی که مرتضی کیوان به آن شهره بود نامه‌های پُرشماری است که به دوستان، شاعران، و نویسندگان هم‌عصر خود می‌نگاشت. در برخی از نامه‌های به‌جای‌مانده‌ از او باورهای انسان‌دوستانه و آزادی‌خواهانهٔ کیوان و اندیشه‌‌اش در هنر متعهد به مردم و آزادیِ انسان تجلی یافته‌اند.

کیوان معتقد به هنر مدرن اجتماعی بود، هنری که قواعد کهن را بر هم زند و، هم‌شانه با مردم، هنر والا را از طریق بازتاب آلام جامعه پدید آورد. به اعتقاد کیوان، پیوندی دوسویه میان هنر و مردم هر جامعه برقرار است که او آن را «مادر هنر» قلمداد می‌کرد، رابطه‌ای که سبب می‌شود شاعر راستین انعکاس‌دهندهٔ رنج‌ها و شادی‌های مردم به زبان هنری باشد به‌گونه‌ای که موضوع را از دل اجتماع بر‌گیرد و با عبور دادن آن از آینهٔ وجود و اندیشهٔ خویش، سرودهٔ خود را به مردم باز ‌گرداند.

بسیاری از دوستان کیوان، که بعدها از نویسندگان و شاعران و مترجمان نام‌آور ادبیات معاصر ایران شدند، او را حلقهٔ اتصال هنردوستان و اهل قلم و نقطهٔ مرکزی جمع‌های ادبی و هنری می‌دانستند که رفاقت و عشق بی‌دریغ به انسان از صفات کم‌نظیرش بود. برخی نیز کشف استعداد و بالیدن خود را مدیون هدایت‌ها و تشویق‌های کیوان دانسته‌اند.

مرتضی کیوان در خرداد ۱۳۳۳ زندگی مشترک با پوران‌دخت سلطانی (پوری) را آغاز می‌کند و عشق شگفت او به پوری با عشق عظیم او به خلق درهم می‌آمیزد: «عشق‌های ما موجی از اقیانوس نهضت ماست و با عشق‌های خود خون نهضتمان را سرخ‌تر می‌سازیم و در خون پاک نهضتمان تابناک‌تر می‌شویم. چه دردی است که نباید عشق خود را با شوق و علاقه به نهضت، عشق به همهٔ زن‌ها و به دوستی همهٔ مردها، درهم آمیخت و این شراب یگانه را لاجرعه سرکشید؟»

در سوم شهريور همان سال، مرتضی کیوان را که خانه‌اش مخفیگاه تنی چند از افسران شاخهٔ نظامی حزب تودهٔ ایران پس از کودتای آمریکایی-انگلیسی سال ۱۳۳۲ بود دستگیر کردند، و با آنکه فردی غیرنظامی بود، در بیدادگاه نظامیِ رژیم کودتاییِ شاه به اعدام محکوم و در سحرگاه ۲۷ مهر ۱۳۳۳ به جوخهٔ اعدام سپرده شد. مرگ خونین مرتضی کیوان، که در مسیر مردم جان بر سر پیمان و آرمان خود نهاد، برگ سیاه دیگری بر کارنامهٔ خون‌بار تاریخ ديکتاتوری در ایران است.

شاهرخ مسکوب در «کتاب مرتضی کیوان» برخی از نوشته‌ها، نقدها، سروده‌ها و نامه‌های باقی‌مانده از او را به همراه مجموعه‌ای از یادنوشته‌ها و سروده‌هایی که در سوگ و ستایش کیوان نوشته شده‌اند گرد آورده است.

یادش گرامی.

Continue Reading

Previous: دسترسی به غذای کافی و سالم حق انسان است، نه امتیاز
Next: اعتراض‌های خیابانی مردم پرو: حق بازپس‌گیری جمهوریت نظام
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved