ثریا نور – معلم
شنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۴
ده اکتبر (۱۸ مهر) مصادف است با روز جهانی سلامت روان و روز جهانی لغو مجازات اعدام.
بهدلیل همزمانی این دو مناسبت کنجکاو شدم بدانم آیا ارتباطی بین آمار زیاد مجازات اعدام و به خطر افتادن سلامت روان در جامعه وجود دارد؟ سؤالم را از هوش مصنوعی پرسیدم و پاسخی را که گرفتم برای مخاطبان محترم نقل میکنم.
تحقیقها و تحلیلهای جامعهشناسان و روانشناسان نشان میدهد که ارتباط قوی و منفی بین ترویج اعدام (بهویژه اجرای پُرشتاب و علنی آن) و به خطر افتادن سلامت روان افراد جامعه وجود دارد. این تأثیرهای منفی میتواند از جنبههای گوناگونی بر سلامت روان جامعه اثر بگذارد:
۱ـ عادیسازی و ترویج خشونت
*کاهش حساسیت: تکرار و ترویج صحنههای اعدام یا اخبار آن میتواند منجر به عادیسازی خشونت در جامعه شود.
*انتقامجویی بهجای عدالت: این روند بهجای ترویج فرهنگ صلح و حل مسالمتآمیز اختلافها، حس انتقام و خشونت را در میان شهروندان تقویت میکند و این خود عاملی برای افزایش خشونتهای فردی در آینده است.
*خشونت نهادینه: اجرای اعدام بهعنوان خشونت قانونی میتواند به شکلگیری نوعی ترس اجتماعی و خشونت نهادینه شود.
۲ـ ایجاد اضطراب و ترس جمعی، افزایش ناامنی
انتشار گستردهٔ اخبار اعدامها، بهویژه در شرایط تنش اجتماعی، میتواند به افزایش اضطراب و ترس در میان عموم مردم منجر شود.
*احساس تحقیر جمعی: برخی تحلیلها نشان میدهد که نمایش خشونت در فضای عمومی میتواند اعتماد شهروندان به نهادهای حکومتی را کاهش دهد و احساس تحقیر جمعی ایجاد کند.
*آسیب به جامعهٔ خسته: متخصصان روان بر این باورند که پیامدهای منفی جاری شدن این احکام در جامعهای که با تنگناهای اقتصادی، معیشتی، و اجتماعی درگیر است میتواند پیامدهای بسیار بدی بر روح و روان آن جامعه داشته باشد.
۳ -تأثیر مستقیم روانی بر افراد درگیر
*خانوادهٔ محکومان: روان خانواده و نزدیکان فرد محکوم به اعدام از این مسئله بهشدت آسیب میبیند و این افراد ممکن است هرگز به زندگی سالم بازنگردند.
*شاهدان اعدام: تماشاکنندگان اعدام، بهویژه کودکان، در معرض خطر ابتلا به مشکلات روانی جدی مانند اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) قرار میگیرند.
*اجرا کنندگان: پرسنل زندان و مجریان حکم نیز ممکن است دچار آسیبهای روانی شوند.
جمعبندی
بسیاری از متخصصان اعدام را بهدلیل آثار آسیبرسان شدیدش بر سلامت روان عمومی جامعه و نقض اصول کرامت انسانی مورد انتقاد قرار میدهند و خواستار حرکت بهسوی لغو این مجازات هستند. این مجازات نهتنها بر فرد محکوم و خانوادهٔ او، بلکه بر کل ساختار روانی و اخلاقی جامعه اثرات مخربی دارد.
با توجه به متن فوق، که بدون در نظر گرفتن دلایل اعدامها از جمله حکومتی یا سیاسی، تجاوز، قتل عمد (زنکشیها یا قتلهای موسوم به قتل ناموسی، فرزند کشی و جرایم مرتبط با موادمخدر) نوشته شده، حال سؤال مهم و اساسی ایناست: در کدامیک از دلایل فوق سلب حق حیات (اعدام) بدون اثرات ویرانگر آن بر روح و روان جامعه نقش بازدارندگی داشته است؟
آیا پژوهشی وجود دارد که از جنبهٔ حقوقی، روانشناختی، یا جامعهشناسی بازدارندگی اعدام را نشان دهد؟
آیا تلاقی این دو مناسبت در یک روز، که اولی با کیفیتبخشی به زیست انسان و دومی به سلب حیات انسان مرتبط است، میتواند حاوی معنای خاص یا تلنگری برای وجدانهای بیدار باشد؟
نقل از کانال تلگرام شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران