Skip to content
آوریل 27, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • جنبش صلح: نبرد گفتمان‌ها در میدان جنگ و سیاست
  • صلح
  • نوار متحرک
  • ویژه اندیشهٔ نو

جنبش صلح: نبرد گفتمان‌ها در میدان جنگ و سیاست

الف. هوش‌یار – اندیشهٔ نو

یکشنبه ۱۳ مهر ۱۴۰۴

مقدمه
خیابان‌های جهان مدت‌هاست شاهد اعتراض‌های گستردهٔ مردم به نسل‌کشی و جنایت‌های جنگی اسرائیل در غزه و سرزمین‌های ‏فلسطین بوده است. جنبش جهانی صلح با شعارهای جهانی مانند «آتش‌بس الآن» و «عدالت برای فلسطین» در تقابلی مستقیم با ‏گفتمان جنگ‌طلبانه و توجیه‌گرایانهٔ حاکم بر بسیاری از دولت‌های قدرتمند ایستاده است. میلیون‌ها نفر در شهرهای ‏جهان، از لندن و برلین تا نیویورک و کوالالامپور، با حضور در خیابان‌ها گفتمان مسلط را به چالش کشیده‌اند و با افشای ‏نقض‌های فاحش حقوق بشر و قوانین بین‌المللی، روایت رسمی از جنگ را «عوام‌فریبانه» خوانده‌اند. آنها با یادآوری آمار ‏بی‌سابقهٔ کشته‌شدگان غیرنظامی، به‌ویژه کودکان، و محاصرهٔ کامل اسرائیل بر مناطق مختلف نوار غزه با اعمال قحطی سازمان‌یافته، در حال ‏بازتعریف مفاهیمی چون «حق دفاع از خود» و «امنیت جمعی»اند و بر «حق زندگی صلح‌آمیز» برای همهٔ مردم منطقه، فارغ از ‏نژاد و مذهب، تأکید می‌ورزند. این جنبش تا کنون موفق شده است افکار عمومی جهان را به‌شدت جلب کند، بحث‌های سیاسی ‏را در پارلمان‌ها دگرگون سازد، و فشار بی‌سابقه‌ای بر متحدان رژیم صهیونیستی وارد آورد و نشان دهد که گفتمان‌سازی ‏سلاح اولیهٔ جنبش‌های مردمی در قرن بیست و یکم است. ‏

جنبش‌ها به‌مثابهٔ کارگاه گفتمان‌سازی
جنبش‌های اجتماعی در هستهٔ مرکزی‌شان نه نهادهایی برای کسب قدرت سیاسی، بلکه «کارگاه‌های گفتمان‌سازی» هستند. ‏قدرت اصلی آنان نه در تصرف کاخ‌ها، که در تسخیر اذهان و قلب‌ها نهفته است. آنان با خلق، ترویج، و تثبیت روایت‌های ‏نوین، بنیان‌های فکری حکومت‌ها را به چالش می‌کشند. در این میان، جنبش صلح، به‌عنوان یکی از اصیل‌ترین این جنبش‌ها، ‏مأموریتی خطیر بر عهده دارد: رویاندن «گفتمان حق زندگی صلح‌آمیز» به هنجاری مسلط در برابر «گفتمان جنگ‌طلبانه و ‏جنگ‌آفرین».‏

گفتمان مسلط جنگ: عوام‌فریبی و توجیه‌گری
برای درک نقش جنبش صلح، ابتدا باید دشمن آن را شناخت. گفتمان جنگ، که با بهره‌گیری از اقتصاد نظامی، رسانه‌ها، و ‏سیاستمداران مدافع مجرمان جنایت‌های جنگی و نسل‌کشی ترویج می‌شود، به‌ندرت خودش را به‌شکلی عریان عرضه می‌کند. این ‏گفتمان با زبانی فریبنده و عوام‌فریبانه خودش را در پوشش‌هایی چون «امنیت ملی»، «مأموریت تمدنی»، «ضرورت ‏استراتژیک»، یا «دفاع از ارزش‌ها» پنهان می‌سازد. در این روایت جنگ «اقدام اجتناب‌ناپذیر قهرمانانه» و دشمن ‏«هستی سیاه» و غیرانسانی تصویر می‌شود. خشونت تقدیس می‌شود و مخالفت با آن خیانت معنا می‌شود. این گفتمان ‏هزینه‌های انسانی و زیست‌محیطی جنگ را حذف یا ناچیز جلوه می‌دهد و بر پرچم‌ها و افتخارات ساختگی تکیه می‌زند.‏

مأموریت جنبش صلح: افشاگری و بازگفتمان‌سازی‏
وظیفهٔ اصلی جنبش صلح در این میدان افشای این گفتمان‌های عوام‌فریبانه است. این جنبش با شجاعت نقاب از چهرهٔ ‏مجرمان برمی‌دارد و نشان می‌دهد که پشت شعارهای پُرشکوه، منافع اقتصادی و قدرت‌طلبی‌های شخصی و ایدئولوژی‌های ‏متعصبانه نهفته است. جنبش صلح آمار کشته‌شدگان و تصاویر ویرانی‌ها و روایت‌های رنج‌دیدگان را به سلاحی گفتمانی بدل ‏می‌سازد تا واقعیت خونین جنگ را در برابر توهم‌های قهرمانانه‌سازی‌شده قرار دهد.‏

در تقابلی خلاقانه، جنبش صلح به بازتعریف مفاهیم می‌پردازد:‏
شجاعت: نه در حمله به دیگری، که در ایستادگی در برابر هیاهوی جنگ است.‏
میهن‌‌دوستی: نه در پشتیبانی کورکورانه از هر اقدام نظامی، که در خواستِ حفظ جان شهروندان و آبادانی میهن است.‏
امنیت: نه در انباشت سلاح و ایجاد دشمن‌تراشی، که در دیپلماسی و همکاری و عدالت بین‌المللی است.‏

آیا جنبش صلح می‌تواند جنگ را متوقف کند؟ ‏
این پرسش که «آیا جنبش صلح می‌تواند جلوی جنگ را بگیرد یا نه» پاسخی ساده ندارد. همان‌طور که اشاره شد، این امر ‏‏«بستگی به عوامل بسیاری دارد». قدرت هر جنبش صلح به عواملی چند بستگی دارد:‏

‏۱. بستر سیاسی: در جوامع بسته و تمامیت‌خواه، فضای مانور این جنبش بسیار محدود است. در دموکراسی‌ها، امکان اثرگذاری ‏از طریق رسانه‌ها، اعتراض‌های مسالمت‌آمیز، و میانجی‌گری بیشتر است.‏
‏۲. تعداد و ترکیب نیرو: هرچه ترکیب اقشار گوناگون جامعه (دانشجویان، کارگران، هنرمندان، زنان و…) در جنبش ‏صلح وسیع‌تر باشد، امکان فراگیری و مؤثر بودن آن بیشتر می‌شود.
‏۳. زمان‌بندی: گاهی جنبش‌های صلح در مرحلهٔ پیش از جنگ (مانند اعتراض به جنگ عراق در سال ۲۰۰۳) فعال می‌شوند ‏و گاهی در میانهٔ یک درگیری طولانی (مانند جنبش‌های ضدّ جنگ ویتنام). تأثیر آن در هر مرحله متفاوت است.‏
‏۴. ماهیت درگیری: اگر جنگ بر سر منافع حیاتی و مستقیم امنیتی کشوری تلقی شود، تأثیرگذاری جنبش صلح دشوارتر ‏خواهد بود.‏
‏۵. حمایت بین‌المللی: پیوند جنبش صلح داخلی با شبکه‌های بین‌المللی و نهادهای جهانی قدرت و حقانیت آن را ‏افزایش می‌دهد.‏

با این حال، حتی اگر جنبش صلح نتواند در کوتاه‌مدت از وقوع جنگ جلوگیری کند، کارکرد گفتمانی آن بی‌ثمر نیست. این ‏جنبش بذر اندیشهٔ «نفی جنگ به‌مثابهٔ ابزار» را در اذهان می‌کارد. مخالفت امروز ممکن است بنیان اخلاقی برای صلح فردا ‏باشد. افشاگری‌های آن سوابقی تاریخی ایجاد می‌کند که محاکمهٔ مجرمان جنگی را در آینده ممکن می‌سازد.‏

نتیجه‌گیری: صلح – پروژهٔ گفتمانی بلندمدت
جنبش صلح می‌تواند به توقف جنگ‌ها بینجامد، اما آن را نباید صرفاً با موفقیت یا شکست در متوقف کردن هر جنگ خاصی ‏سنجید. موفقیت اصلی این جنبش در «تغییر ادبیات و نگرش جامعه» است. هرگاه که گفتمان «حق زندگی صلح‌آمیز» بتواند ‏خود را در مدرسه، محله، رسانه، یا قانون جای دهد، جنبش صلح به هدفش نزدیک‌تر شده است. این ‏جنبش یادآور وجدان بیدار جامعه است که در هیاهوی طبل‌های جنگ فریاد می‌زند که «صلح نه یک آرمان گران‌‌قیمت، که ‏یک حق بنیادین است» و این فریاد، حتی اگر در کوتاه‌مدت شنیده نشود، در طول تاریخ طنین‌انداز خواهد بود. نبرد واقعی از ‏جمله نبردی است برای تسلط بر گفتمان موجود و جنبش صلح سرباز خط مقدم این نبرد است.‏

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: عقب‌نشینی ناگریز حکومت در برابر خواست زنان کارمند
Next: بیانیه انجمن صنفی فرهنگیان شاغل و بازنشسته کرمانشاه به‌مناسبت روز جهانی معلم
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved