الف. هوشیار – اندیشهٔ نو
دوشنبه ۷ مهر ۱۴۰۴
چکیده:
سیاستورزی، بهمثابهٔ عرصهای پیچیده و پویا، ذاتاً مستعد خطا و اشتباه است. هویت و اعتبار هر حزب، جریان، یا شخصیت سیاسی را نمیتوان صرفاً بر پایهٔ فهرستی از اشتباهاتش تعریف کرد. در عوض، این هویت در گرو «مجموعهٔ کارها» و «اثرگذاریهای کلان» آن نیرو در بستر جامعه است. نقد اگرچه برای شفافیت و پویایی ضروری است، اما اگر به ابزاری برای تقلیل هویت سیاسی به فهرست درست یا نادرستی از خطاها تبدیل شود، تحلیلی ناقص و گمراهکننده ارائه میدهد.
مقدمه:
در فضای گفتمان سیاسی، اغلب شاهد آن هستیم که مخالفان هویت یکدیگر را در اشتباهاتشان خلاصه میکنند. هر تصمیم نادرست، هر سخن نسنجیده، و هر شکست اجرایی سنگبنای هویت سیاسی رقیب قلمداد میشود. این در حالی است که ماهیت کار سیاسی، بهدلیل تعامل با متغیرهای بیشمار انسانی، اقتصادی، اجتماعی و بینالمللی، از پیچیدگی ذاتی برخوردار است. در چنین محیطی، وقوع اشتباهات کوچک و بزرگ نهتنها محتمل، بلکه تقریباً اجتنابناپذیر است. پرسش اصلی اینجاست: آیا میتوان هویت یک نیروی سیاسی را فقط از دریچهٔ این اشتباهات شناخت؟
۱. پیچیدگی ذاتی عرصهٔ سیاست و گریزناپذیری خطا
سیاست از علوم دقیقه نیست. این عرصه ترکیبی است از مدیریت منابع محدود، پیشبینی رفتارهای غیرقابل پیشبینی، تعامل با افکار عمومی متنوع، و پاسخگویی به نیازهای متضاد. قانونگذار، دولتمرد، یا استراتژیست حزبی همواره در حال تصمیمگیری در شرایط عدمقطعیت است، تصمیمهایی که نتایج آنها ممکن است سالها بعد آشکار شود. آیا میتوان همهٔ پیامدهای یک توافق بینالمللی، یک طرح اقتصادی، یا یک تغییر فرهنگی را با دقت صددرصد پیشبینی کرد؟ مسلماً خیر. بنابراین، ارزیابی هر جریان سیاسی باید با در نظر گرفتن این بستر پیچیده انجام پذیرد. خطا بخشی از فرایند یادگیری و تطبیق در سیاست است، نه لزوماً نشانهٔ بیکفایتی مطلق.
۲. نقد بهمثابهٔ ابزار، نه تعریفکنندهٔ هویت
نقد و بازخورد موتور محرک اصلاح و بهبود در هر سیستم پویایی است. نقد سازنده اشتباهات را شناسایی میکند و راهحلهایی برای بهبود امور پیشنهاد میدهد. با این حال، مشکل زمانی آغاز میشود که «نقد» از جایگاه «ابزار» برای ارزیابی، به «تعریفکنندهٔ اصلی» هویت تبدیل شود. هنگامی که تعریفِ هویت یک حزب فقط در «اشتباهاتش» خلاصه شود، تصویری مخدوش و یکبُعدی ارائه میگردد. در این نگاه، نقاط قوت، ایدههای نو، خدمات انجامشده، و تأثیرات مثبت نادیده گرفته میشود و تمام تمرکز بر نقاط ضعف است. این نوع نگرش بیشتر شبیه به «سیاستزدایی» از سیاست است، زیرا که آن را به بازیای مملو از عیبجوییهای متقابل تقلیل میدهد. این شیوهٔ نادرست گاه در خدمت پروژههای «دیو پنداری» قرار میگیرد که هدفش تخریب و تضعیف نیروی سیاسی مخالف یا رقیب است و نه اصلاح یا بهبود عملکرد آن. چنین اقداماتی در عمل، برخلاف پوشش انتقادیاش، به تضعیف جدی فرایند «انتقاد و انتقاد از خود» درونی جریان سیاسیای میانجامد که هدف حمله قرار گرفته است.
۳. هویت واقعی: مجموعهٔ کارها و اثرگذاری در جامعه
هویت واقعی و ماندگار هر نیروی سیاسی در کارنامهٔ عملی و تأثیر ملموس آن بر جامعه شکل میگیرد. این هویت فرایندی است از:
ایدهها و آرمانها: چه اهدافی را دنبال میکند و این اهداف تا چه حد پاسخگوی نیازهای اساسی جامعه است؟
پروژههای موفق: چه برنامههایی را با موفقیت به اجرا گذاشته و چه تغییرات مثبتی در زندگی طبقات اجتماعی ایجاد کرده است؟
مسیر کلان: آیا مسیر کلی حرکت این جریان بهسمت پیشرفت، عدالت، استقلال، و ارتقای جایگاه کشور بوده است؟
اصالت و پایبندی: آیا در مواجهه با بحرانها و وسوسهها، بر اصول خود پایدار مانده است؟
نقش در ارتقای گفتمان عمومی: آیا توانسته است مباحثههای سازندهای را در جامعه دامن بزند و افقهای جدیدی بگشاید؟
و آیا در عمل از اشتباهاتش درسهای لازم را میگیرد و پراتیک سیاسیاش را بهبود میدهد؟
برای نمونه، نمیتوان هویت یک دولت را فقط با یک طرح اقتصادی ناموفق یا یک مذاکرهٔ دیپلماتیک پُرچالش تعریف کرد. باید دید که در مجموع، شاخصهای توسعهٔ انسانی، رفاه عمومی، امنیت ملی، و جایگاه بینالمللی کشور در دوران آن دولت در چه مسیری حرکت کرده است. یک اشتباه یک نقطه در این مسیر است، نه خود مسیر.
نتیجهگیری:
سیاست عرصهٔ فعالیت انسانهای خطاپذیر است که با مسائل پیچیده دستوپنجه نرم میکنند. اگر هویت سیاسی را معادل اشتباهات بدانیم، عملاً هیچ نیروی سزاواری برای رهبری باقی نخواهد ماند. آنچه یک جریان سیاسی را شایسته میسازد، نه بیخطایی، بلکه «توانایی یادگیری از خطاها»، «تعهد به اهداف کلان»، و «اثرگذاری مثبت و ملموس» در بلندمدت است. بنابراین، جامعه و رسانهها باید از وسوسهٔ «عیبجویى محض» فراتر بروند و با نگاهی کلنگر و منصفانه به ارزیابی «کارنامهٔ عمل» و «اثر جمعی» نیروهای سیاسی بپردازند. تنها در این صورت است که میتوان تصویری واقعبینانه و عادلانه از هر یک از بازیگران عرصهٔ سیاست به دست آورد.