آزاده ثبوت* – کانون زنان ایرانی
پنجشنبه ۳ مهر ۱۴۰۴
رد کردن کمک ۵۰۰ هزار پوندی اتحادیهٔ آمریکا بهدلیل تمجیدش از بمباران ایران. ما نمیتوانیم آموزش به کودکانمان را با چشم بستن بر بیعدالتی پیش ببریم. ما آن بودجه را برای همیشه از دست دادیم، اما کودکان ما امروز دقیقاً فهمیدند که چرا به زبان ایرلندی درس میخوانند و این برای ما مهم است.
زبان گالیک (ایرلندی) در اروپای غربی قدیمیترین ادبیات بومی را دارد. در حالی که سایر بخشهای اروپا به لاتین مطالبشان را مینوشتند، ایرلندیها تصمیم گرفتند به زبان خاص خودشان بنویسند. با این حال، سرکوب گستردهٔ زبان ایرلندی در دورهٔ استعمار بریتانیا از قرن شانزدهم تا بیستم این زبان را تا مرز نابودی کشاند. تلاش محققان ایرلندی برای حفظ سنت شفاهی این زبان و شکلگیری جنبش احیای زبان ایرلندی در زندانها توسط مبارزان جمهوریخواه هستهٔ اولیهٔ احیای این زبان را در دههٔ هفتاد میلادی شکل داد. پس از استقلال جمهوری ایرلند و تلاشهای نظاممند برای ارتقای بلندمدت و فراگیری زبان ایرلندی، جمعیت گویشوران این زبان گسترش یافت، اما در «ایرلند شمالی» که همچنان تحت اشغال بریتانیا است تعداد مدارس و مراکز آموزشی ایرلندی انگشتشمار و منابع دولتی که به آنها تعلق میگیرد محدود است.

تعهد دیرینه به حمایت از ملتهای تحت ستم
«گلور نا مونا» (Glór na Móna) یک مؤسسهٔ مردمی در غرب بلفاست است که با رویکرد ارتقای زبان ایرلندی در بستر کنشگری اجتماعی شکل گرفته است. این مؤسسه یکی از معدود فضاهایی در بلفاست است که امکان گفتوگو، تحقیق، و کنشگری به زبان ایرلندی را برای جامعهٔ ایرلندیزبان بلفاست فراهم کرده است. اعضای این سازمان اخیراً موفق شده بودند از یک اتحادیهٔ کارگری آمریکایی پانصدهزار پوند کمک مالی برای توسعهٔ پروژهشان دریافت کنند.
رد کمک مالی پانصدهزار پوندی بهدلیل ستایش هارولد دگت از بمباران ایران
این بودجه قرار بود صرف تولید مواد آموزشی، برگزاری کلاسها، و ارائهٔ خدمات آموزشی و اجتماعی به دانشآموزان دارای نیازهای خاص شود، جمعیتی که تا پیش از این از امکانات آموزشی و اجتماعی به زبان ایرلندی محروم بودند. اما پس از آنکه هارولد دگت (Harold Daggett)، رئیس آن اتحادیه، در ژوئن ۲۰۲۵ از بمباران ایران توسط دونالد ترامپ تمجید کرد، «گلور نا مونا» اعلام کرد که این اظهارات با ارزشهای آنان همخوانی ندارد و کمک مالی را نپذیرفت. این مؤسسه تأکید کرده است که همچنان به همبستگی بینالمللی و حمایت از ملتهای تحت ستم، بهویژه مردم فلسطین، پایبند است.[۱]
در سرشماری سال ۲۰۲۱ بریتانیا، ۱۲٫۴٪ از جمعیت ایرلند شمالی تا حدودی به زبان ایرلندی مسلط بودند. از این تعداد فقط معادل ۲٫۴۳٪ از جمعیت امکان این را دارند که روزانه به زبان ایرلندی صحبت کنند. تصمیم به پایان دادن به توافق مالی با اتحادیهٔ کارگری آمریکایی با وجود آن گرفته شد که این قطع کمک یک «پسرفت» برای پروژهٔ جوانان و مرکز اجتماعی این مؤسسه محسوب میشود، پروژهای که با وجود تعهدهای دولت بریتانیا بر رعایت عدالت زبانی پس از ۲۷ سال از توافق «آدینهٔ نیک» (Good Friday)، همچنان کلاسهایش را در واحدهای موقت سیار برگزار میکند.
دی فرِین میگوید: «زبان ایرلندی تنها زبانی است که در دوران معاصر طی یک قرن و نیم از زبان ملی میلیونها نفر به ‘نشانهٔ یک اقلیت پراکنده’ تبدیل شد. اگر در هر کشور دیگری به چنین سرعتی زبان ملی با زبان استعمارگر جایگزین میشد، این وضع تأثیری عمیق بر سلامت ملی تلقی میشد. با این حال، در ایرلند، این ‘دگرگونی زبانی’ کاملاً عادی قلمداد میشود. همانطور که گسست در تداوم فرهنگی ناشی از فروپاشی زبان ایرلندی به فروپاشی اجتماعی-اقتصادی منجر شد، محققان ایرلندی معتقدند که احیای زبان ایرلندی بخشی از روند بازگرداندن این مسیر خواهد بود.»[۲]
با وجود کاهش کمکهای دولتی[۳] در سالهای گذشته و کمبود امکانات و فضا، «گلور نا مونا» توانسته است فضایی را برای برنامههای آموزشی ایجاد کند. هر هفته ۱۵۰ جوان در برنامههای این مرکز شرکت میکنند که در یک کلبهٔ سیار برگزار میشود. بر خلاف برنامههای درسی سیاستزداییشده و سلسلهمراتبی که در مدارس رسمی دولتی به زبان انگلیسی آموزش داده میشود، تمرکز آموزش در «گلور نا مونا» بر مطالعات انتقادی، همبستگیهای بینالمللی و کار جمعی است. من برای مشارکت در برنامههای آموزشی و انجام تحقیق میدانی هفتهای یک بار به «گلور نا مونا» میروم. هفتهٔ گذشته با کیرن مک گولا باین، از مدیران این مرکز و سخنگوی کارزاری که برای تصویب «قانون زبان ایرلندی» در ایرلند شمالی فعالیت میکند، مصاحبهای کردم. در میانهٔ مصاحبه گفتم: شما برای ایستادگی بر اصول اخلاقیتان مجبور به گرفتن تصمیم سختی شدید.
از دست رفتن یک بودجهٔ مالی بلندمدت بهخاطر ایستادگی بر اصول اخلاق
مک گولا باین گفت: «این تصمیم هم سخت بود هم نبود. تصمیم سختی بود، چون ما این بودجه را نهتنها برای امسال، که برای همیشه از دست دادیم. امکانی که میتوانست تضمین مالی بلندمدت و پایداری برای آموزش کودکان کمبرخوردار و خانوادههای آنها فراهم کند و نسل جدیدی از کودکان ایرلندی را با دانشهای بومی خودشان آشنا سازد. اما این تصمیم برای ما سخت هم نبود، زیرا که برای ما استعمارزدایی پروژهای ملی نیست، پروژهای جهانی است. ما فقط بهدنبال استعمارزدایی از ایرلند نیستیم. از این گذشته، کودکیهای من و همنسلیهای من در کانکس سپری شده است. پدر و مادرهای ما میتوانستند ما را به مدارس پُرزرقوبرق دولتی (انگلیسی) بفرستند که از همه جور امکانات برخوردار بود، اما آنها ما را به مدارس ایرلندی فرستادند که در کانکس برگزار میشد. من از یازده سالگی میدانستم چرا مهم است به زبان ایرلندی درس بخوانم و چرا پدر و مادرم چنین تصمیمی گرفتهاند. مسئله فقط این نبود که زبان ایرلندی زبان قشنگی بود و آنها تعصب داشتند که من آن را یاد بگیرم. یادگیری زبان ایرلندی و آموزش یافتن ما به زبان و اندیشهٔ خودمان بخشی از مبارزهٔ ما برای بیعدالتی بود. پس حالا ما نمیتوانیم آموزش به کودکانمان را با چشم بستن بر بیعدالتی پیش ببریم. ما آن بودجه را برای همیشه از دست دادیم، اما کودکان ما امروز دقیقاً فهمیدند که چرا به زبان ایرلندی درس میخوانند و این برای ما مهم است.»

تما اوکون، مربی، مشاور، و فعال عدالت اجتماعی ضدّنژادپرستی، در سال ۱۹۹۹ مقالهٔ مهمی با عنوان «فرهنگ برتری نژاد سفید»[۴] نوشت. او در این مقاله به ارزشها و رفتارهای خاصی اشاره میکند که برتری سفیدپوستان را در مناسبات اجتماعی، سازمانها، و مؤسسات، اغلب بهصورت ناخودآگاه، بازتولید میکند. این ارزشها و رفتارها اگرچه همواره مناسبات استعماری را تثبیت میکند، اما الزاماً همیشه توسط «سفیدپوست»ها تولید نمیشوند. یکی از این ارزشها فردگرایی است. باور به اینکه «جهان مرکز رقابت است، پس تو باید به فکر خودت باشی و بر مسائل مربوط به خودت تمرکز کنی». بر خلاف جوامع استعماری، که کرامت انسانی در آنها در چارچوب حقوق بشری لیبرال و فردی فهم میشود، کرامت انسانی در جوامع بومی ارزش اساسی انسانی شناخته میشود که هم بهصورت جمعی ایجاد میشود و هم بهصورت جمعی حفظ میشود، بهویژه در جوامعی که فلسفه و شیوهٔ زیستشان در هماهنگی با زیستبوم و با یکدیگر تعریف میشود.
اخلاق همبستگی فراملی، بهویژه در چارچوبهای فمینیسم بومی، بر اصول همدلی اجتماعی و احترام متقابل استوار است، اصولی که کارول سی. گولد آنها را برای درک و دفاع از حقوق دیگرانی فراتر از جامعهٔ خود ضروری میداند. این همبستگی یک عمل خیریهٔ ساده نیست، بلکه درگیری اخلاقی عمیقی است که نیازمند شناخت و مقابله با ساختارهای (نو)استعماری، سلب مالکیت سرزمینی، و خشونت دولتی است که همچنان بر جوامع بومی و دیگر گروههای بهحاشیهراندهشده در سراسر جهان اثر میگذارد.
ماری پیر لِمِی، استاد فلسفه دانشگاه کارلتون اتاوا، کانادا، در مقالهای با عنوان « همبستگی فراملی در اقدام فمینیستی: قدرت، مشارکت و پاسخگویی» مینویسد: «همبستگی فراملی باید متضمن تعهد به بر هم زدن سلسلهمراتب جهانی قدرت و نیز ساختن شیوههایی از پاسخگویی و توجه به ساختارهای قدرت باشد. او تأکید میکند که همبستگی فراملی باید با تعهدی روشن و عملی به مقاومت در برابر بیعدالتیهای جهانی همراه شود. با این حال، فشارهای ناشی از نیاز به پایداری مالی و بقا سبب میشود همهٔ کنشگران نتوانند بهصراحت باورهایشان را در برابر نهادهای تأمینکنندهٔ مالی ابراز کنند. به همین دلیل، فهم تکبعدی و غیرانتقادی از همبستگی، که به ساختارهای قدرت موجود توجهی ندارد، ناخواسته به غیرسیاسی شدن جنبشهای همبستگی فمینیستی منجر میشود.»[۵]
وقتی از دریچهٔ فمینیسم سیاه و بومی به همبستگی فراملی مینگریم و بر ساختارهای (نو)استعماری، سلب مالکیت از زمین، و اعمال خشونت دولتی تمرکز میکنیم که در جوامع ما تداوم یافته و اثر میگذارد، با مفهومی به نام تقاطعمندی مقاومت روبهرو میشویم. بریتنی اس. منگیستو، پژوهشگر فمینیست و مدرس سلامت جهانی در دانشگاه آزاد آمستردام، میگوید: «مقاومت همیشه در قالب پلاکارد و تظاهرات آشکار نمیشود، بلکه میتواند در کنشهای ظریف و روزمرهای متجلی شود که نظم ستمگر را به چالش میکشد. ما که حامل هویتهای چندگانه و بهحاشیهراندهشده هستیم باور داریم که مقاومت در برابر نابرابری قدرت لایهلایه است و به مفهوم «تقاطعمندی مقاومت» راه میبرد. تلاقی مقاومتها ما را وادار میکند تجربههای خود را بازاندیشی کنیم و آنها را با مبارزات مشابه دیگر در برابر نابرابریهای قدرت و استعمار پیوند دهیم. تقویت همبستگی فراملی مستلزم ذهنیت جمعگرایانه است تا هرگونه تغییر ممکن شود. ما خواستار مسئولیتپذیری جمعی و آگاهی مشترک برای مقاومت در برابر نظامهایی هستیم که بهطور تاریخی و کنونی به جوامع بومی آسیب زدهاند.»[۶]
وقتی از بودجه گذشتیم تا کودکانمان حقیقت آموزش را بفهمند

جوامع بومی به ما میآموزند که نخستین گام بهسوی همبستگی فراملی این است که تعهد خود را به برچیدن نظامهای ستمگری اعلام کنیم که نابرابری را تداوم میبخشند، سلطه را تقویت میکنند، و به ویرانی محیطزیست دامن میزنند، و برای جایگزینی آنها با ساختارهایی بکوشیم که به کرامت انسانی، تجربهٔ زیسته، و احترام به زمین ارج مینهند.
از «گلور نا مونا» خارج میشوم و همکار سابقم شان مک برادی- مدیر اجرایی سازمان مشارکت و اجرای حقوق- را میبینم. از او می پرسم: «حالا برای جبران بودجهٔ ازدسترفته چه میکنید؟» می گوید: «نگران نباش، ما باید به خودمان و جامعهمان متکی باشیم. به راههایی برای همیاری و اقتصاد همبستگی فکر کنیم. آموزش به زبان بومی و تلاش برای احیای آن به چه دردی میخورد اگر نتوانی با آن زبان دربارهٔ عدالت سخن بگویی؟»
[۱] https://www.thejournal.ie/irish-language-organisation-rejects-funding-from-us-union-over-its-leaders-praise-for-bombing-iran-6782181-Aug2025/
[2] De Fréine, Seán, 1960. Saoirse gan Só. Dublin: FNT
[3] https://belfastmedia.com/glor-na-mona-s-flagship-irish-language-facility-facing-funding-shortfall
[4] https://vawnet.org/material/characteristics-white-supremacy-culture
[5] https://globalhealth.ie/equity-action-transactional/
[6] https://globalhealth.ie/equity-action-transactional/
* آزاده ثبوت، مدرس و محقق پسادکتری در دانشگاه کوینز بلفاست