بحثهای عمومی در مجمع عمومی سازمان ملل متحد. مهر ۱۴۰۴ عکس از Richard Drew/The Associated Press
رضا ساعی
پنجشنبه ۳ مهر ۱۴۰۴
ترامپ در سازمان ملل جهان را تهدید نکرد؛ او جهان را تحقیر کرد. و تحقیر انسانیت همان لحظهای است که باید همه با صدایی بلند فریاد بزنند: نه!
سخنرانی دونالد ترامپ در هشتادمین نشست عمومی سازمان ملل نه یک بیانیهٔ سیاسی بود و نه حتی یک برنامهٔ عمل دیپلماتیک. این سخنرانی نمایش عریانی از فاشیسم قرن بیست و یکم در هیئت پوپولیسم بود، صحنهای که در آن خودشیفتگی بیمارگونه، شارلاتانیزم رسانهای، و حقارت نسبت به انسانیت بهوضوح تمام به نمایش گذاشته شد.
ترامپ در این سخنرانی نهتنها به خود میبالید که «جهان را از دست سیاستهای فاسد نجات میدهد»، بلکه بهشکلی تحقیرآمیز همکاران و متحدان سنتی آمریکا را با زبانی بازاری و عوامفریبانه مورد تمسخر قرار داد. وقتی یک رئیسجمهور در بلندترین تریبون جهانی سازمان ملل توافقهای زیستمحیطی را «کلاهبرداری» مینامد و بحران اقلیمی را افسانه میخواند، معنایش روشن است: او نهتنها با حقیقت دشمنی دارد، بلکه بقای نوع بشر را نیز قربانی جاهطلبیهای شخصی و خودشیفتگی بیمارگونهٔ خود میکند.
نارسیسیسم برهنه، فاشیسم عریان
این سخنرانی هیچچیزی جز آینهٔ روان ترامپ نبود، روانی متورم از توهم عظمت، ویرانشده توسط خودشیفتگی. او جهان را نه همچون شبکهای از ملتها و مردمان با حقوق برابر، بلکه همچون صحنهای برای نمایش خود میبیند. در هر جملهٔ او یک «من» غولآسا بر همهچیز سایه انداخته بود: من بزرگترینم، من حقیقت را میگویم، من در برابر همه ایستادهام. این «من» نه یک ضمیر ساده، بلکه نشانهٔ یک پروژهٔ سیاسی خطرناک است: پروژهای که میخواهد جهان را به تصویر کاریکاتوری ذهن یک دیکتاتور بدل کند.
زبان تحقیرگر ترامپ علیه مهاجران، علیه کشورهای ضعیفتر، علیه توافقهای جهانی فقط یک «سیاست» نیست؛ این زبان ایدئولوژی فاشیسم است که دوباره لباس رسمی پوشیده و بر صحنهٔ جهان ظاهر شده است. او آشکارا میگوید: جهان یا باید تسلیم «من» شود یا به ورطهٔ نابودی فرو غلتد.
شارلاتانیسم در سطح جهانی
ترامپ استاد شارلاتانیسم است: حقایق را انکار میکند، دروغ را بهجای واقعیت مینشاند، و با بازی با واژههای هیجانبرانگیز، جماعتی از پیروان کور را به دنبال خود میکشاند. وقتی تغییر اقلیم را «کلاهبرداری» مینامد، به خوبی میداند که میلیونها انسان در سراسر دنیا زیر بار خشکسالی، سیل، و آتشسوزی جان میبازند. او این را انکار نمیکند چون نمیداند، بلکه انکار میکند چون حقیقت برای او بیارزشتر از لحظهای تشویق و کف زدن است. این همان سطح شارلاتانیسمی است که در تاریخ بارها به جنایتهای بزرگ ختم شده است.
چهرهٔ ضدّانسانی
چهرهٔ واقعی ترامپ در این سخنرانی نه چهرهٔ یک رهبر سیاسی، بلکه چهرهٔ یک شارلاتان تحقیرکننده و ضدّانسان بود. او از درد و رنج میلیاردها انسان سخن نگفت، از جنگها، قحطیها، آوارگیها، یا فاجعههای انسانی سخن نگفت. تنها دغدغهٔ او مرزهای آمریکا، منافع سرمایهداران آمریکایی، و تثبیت خود بهعنوان «منجی» بود. این سخنرانی نه نمایندهٔ مردم آمریکا بود، نه حتی نمایندهٔ سیاست رسمی یک کشور؛ این سخنرانی نمایش یک فرد منزوی، متوهم، و تشنهٔ قدرت بود که میخواهد جهان را تحقیر کند تا احساس بزرگی کند.
نتیجه: یک هشدار جهانی
این سخنرانی باید برای همهٔ مردم جهان یک زنگ خطر باشد. ما نه با یک سیاستمدار معمولی، بلکه با نماد یک جریان جهانی روبهرو هستیم: جریانی که حقیقت را انکار میکند، انسانیت را تحقیر میکند، و فاشیسم را دوباره بر صحنهٔ تاریخ مینشاند. سکوت در برابر چنین نمایش هایی همان چیزی است که فاشیسم را تغذیه میکند.
ترامپ در سازمان ملل جهان را تهدید نکرد؛ او جهان را تحقیر کرد. و تحقیر انسانیت همان لحظهای است که باید همه با صدایی بلند فریاد بزنند: نه!
از فیسبوک