سمین بلوچ – در کمپین فعالان بلوچ
سهشنبه ۱ مهر ۱۴۰۴
در تاریخ معاصر ایران، حادثهٔ جمعهٔ خونین یکی از فاجعهبارترین لحظاتی است که هنوز زخم آن بر پیکر مردم بلوچ باقی است. دهها نفر در جریان یک سرکوب برنامهریزیشده و هماهنگ تنها به جرم اعتراض یا حتی عبور از خیابان با گلوله پاسخ گرفتند. بسیاری از آنان کودک، نمازگزار، یا رهگذر بودند. اما پس از گذشت ماهها، نهتنها حقیقت این جنایت گفته نشد، بلکه عدالت نیز قربانی سکوت و انکار شد.
در حالی که جامعه منتظر شفافسازی و محاکمهٔ عاملان این کشتار بود، مسئولان قضایی اعلام کردند که بهدلیل نامشخص بودن هویت تیراندازان تنها ده سال حبس برای برخی افراد در نظر گرفته شده است. این پاسخ نه اجرای عدالت، بلکه پاک کردن صورتمسئله بود. اما آنچه نباید از آن غافل شد ریشههای تبعیضی است که این جنایت را ممکن ساخت.
مردم بلوچ سالهاست با سیاستهای سیستماتیکِ محرومسازی، تبعیض، سرکوب، و خشونت دولتی روبهرو هستند، از نداشتن شناسنامه و خدمات اولیه تا صدرنشینی در آمار اعدام، زندانی سیاسی، فقر و بیکاری، کشته شدن مکرر سوختبران بلوچ در جادهها، و قتل کولبرانش در مرزها، نه حادثه، بلکه بخشی از یک الگوی تکرار شوندهٔ سرکوب و تحقیر است.
حادثهٔ جمعهٔ خونین هم تکهای از همین پازل است؛ وقتی جان بلوچها در نگاه حاکمیت ارزش کمتری دارد، قتلشان نیز به سادگی توجیه و فراموش میشود.
امروز بسیاری از خانوادههای قربانیان نهتنها از عدالت محروم ماندهاند، بلکه حتی دیهای دریافت نکردهاند، نام عزیزانشان در رسانههای رسمی ذکر نشده، و صدایشان در دستگاههای قضایی بازتاب نیافته است. اما ما فراموش نمیکنیم، ما صدای این خانوادهها هستیم و ما باور داریم که عدالت فراموشی را نمیپذیرد.
جنایت جمعهٔ خونین باید بارها و بارها گفته شود و عاملان آن باید شناسایی و محاکمه شوند و ساختارهایی که این تبعیض و خشونت را ممکن میسازند باید پاسخگو باشند، نه برای انتقام، بلکه برای احیای حرمت جان انسان. برای احقاق حقوق پایمالشدهٔ مردمی که سالهاست در حاشیه رانده شدهاند.
عدالت تنها زمانی معنا دارد که برای همه باشد، نه فقط برای برخی.