مسعود فرهیخته، فعال صنفی معلمان، محکوم به سه سال و شش ماه و یک روز زندان
از سایت «شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران»
سهشنبه ۱ مهر ۱۴۰۴
بیانیهٔ مسعود فرهیخته، فعال صنفی فرهنگیان و معلم زندانی، از سالن ۱۵ زندان مرکزی کرج در محکومیت صدور احکام ناعادلانه در بیدادگاههای جمهوری اسلامی و هیئتهای تخلفات اداری و پرونده سازیهای نخ نمای امنیتی برای فعالان صنفی و مدنی و سیاسی.
جمهوری اسلامی با توزیع وسیع و بهوفور ظلم، فقر، و سرکوب در بین اقشار مختلف، به کشتن عدل از همان ابتدای خود اقدام ورزید.
جمهوری اسلامی طی بیش از چهار دهه، ظلم و فقر و سرکوب را به بالاترین سطح در جایجای ایران گسترانیده و انباشت نارضایتیها در سطوح مختلف جامعه حاصل این رویکرد مردمستیزانه جمهوری اسلامی است.
جمهوری اسلامی یکی از بزرگترین زندانهای جهان به گستردگی کل مرزهای جغرافیایی است. ایران را برای مردمش زندان ساخته است.
در جمهوری اسلامی دزدی و غارت اموال و منابع عمومی بیداد میکند و زیادهخواهی و منفعتطلبی کاسبان تحریم و رانتخواران و انگلزادههای آنان باعث نارضایتی روزافزون مردم شده است.
ساختوسازهای نادرست نهادها و رانتخواران حکومتی در بهترین زمینهای چیتگر تهران و اطراف کوه دماوند و رشتهکوههای البرز و زاگرس، یا به عبارتی زمینخواری و کوهخواری و تخریب جنگلها در نقاط بکر و زیبای مناطق شمال، جنوب، شرق و غرب کشور، وحشتناک است.
جمهوری اسلامی در طی عمر نامبارک ۴۷ ساله خود باعث تخریب بیش از ۸۰درصد محیطزیست کشور شده و یقین داریم اگر فرصت زیست بیشتری داشته باشد، شاهد تخریب و غارت باقیماندهٔ منابع طبیعی و عمومی کشور خواهیم بود.
علاوه بر فاجعهآفرینی زیستمحیطی، میبینیم که شرایط موجود حاکم بر جامعه نیز ویران و شوم است.
بخشهای عظیمی از مردم تحت فشارهای افسارگسیختهٔ گرانی و تورم، بیکاری، استثمار نیروی کار، بهرهکشی از کودکان کار بهخاطر فقر خانوادهها، ناکارآمدی مدیریتی در حوزههای مختلف از جمله بیآبی، بیبرقی، بیعدالتی و قانونگریزی طبقهٔ حاکم، هر روز ستمی بیشتر از قبل را تحمیل میکنند.
آیا سکوت در این شرایط جایز است؟
سکوت در مقابل بیعدالتی و نابرابری حاکمیت بهطور یقین پسندیده نیست و به همین خاطر است که ما در ایران همیشه شاهد فریادهای اعتراضی و اعتصابات بخشهای عظیمی از اقشار مختلف مردم هستیم. پاسخ نادرست حاکمیت به اعتراضات و اعتصابات به حق فعالان صنفی، مدنی، و محیط زیستی و… فقط سرکوب، پروندهسازی امنیتی، تبعید، بازنشستگی اجباری، انفصال و اخراج از کار، زندان و اعدام آنان بوده و هست.
با توجه به موارد ذکرشدهٔ بالا، میتوان به حماسهٔ باشکوه و اعتراض فعالان صنفی و مدنی و محیطزیستی در منطقهٔ آبیدر سنندج علیه احکام ظالمانهٔ اخراج و انفصال از خدمت، بازنشستگی اجباری، و تبعید همکاران دلسوز و توانمند استان کردستان، مجید کریمی، غیاث نعمتی، کاوه محمدزاده، امید شاهمحمدی، هیوا قریشی، پرویز احسنی، جهانگیر بهمنی، سمیه اخترشمار، نسرین کریمی، لیلا زارعی، سلیمان عبدی، لقمان اللهمرادی، صلاح حاجیمیرزایی، شهرام کریمی، لیلا سلیمی، فیصل نوری، توسط هیئت تخلفات اداری، که متأسفانه بازوان نیروهای امنیتی محسوب میشوند، اشاره کرد.
حاکمیت ناکارآمد هر چه خود را به کر شدن بزند، اما نمیتواند فریادهای مردمی که خواهان آزادی بیقیدوشرط زندانیان سیاسی و فعالان صنفی و مدنی از جریانات و نحلههای گوناگون فکری و سیاسی موجود در جامعه هستند را نادیده بگیرد.
ابوالفضل قدیانی، امیرحسین مرادی، علی یونسی، داود رضوی، سعید مدنی، محمد نجفی، سعید ماسوری، رضا خندان، مهناز طراح، آنیشا اسداللهی، گلرخ ایرایی، مهدی فراحی شاندیز، هاشم خواستار، جواد لعلمحمدی، فاطمه سپهری، محمدحسین سپهری، ایرج توبیهای نجفآبادی، حجتالله رافعی، ماشالله کرمی، ناهید شیرپیشه، فاطمه تدریسی، امان جلالینژاد، حسین واحدی، علیرضا مرداسی، ابوالفضل خوران، وحید بنیعامریان، اکبر دانشور کار، بابک علیپور، محمد تقوی و ابوالحسن منتظر، زرتشت احمدی راغب، سپهر امام جمعه، لقمان امینپور، احمدرضا حائری، میثم دهبانزاده، رضا سلمانزاده، حمزه سواری، رضا محمد حسینی، پویا قبادی، بابک دادبخش، حمزه درویش، منوچهر بختیاری، حمید قرهحسنلو، فرزانه قرهحسنلو، تنها بخش کوچکی از زندانیان سیاسی بیشمار در حاکمیتی هستند که وجود زندانی سیاسی را همیشه انکار کرده و اخیراً نیز دولت مطیع و حلقهبهگوش و سخنگوی اطلاعرسانیش این دروغ مضحک را تکرار کرده است.
متأسفانه این روزها بیش از قبل شاهد احکام غیرانسانی و خلاف منشور حقوق بشری صادرشدهٔ اعدام در بیدادگاههای جمهوری اسلامی علیه شریفه محمدی، وریشه مرادی، پخشان عزیزی، منوچهر فلاح، پیمان فرحآور، امید تباری مقدم، احمدرضا جلالی و بچههای اکباتان و… هستیم. متأسفانه بابک شهبازی در روزهای اخیر و پیش از این مهدی حسنی، بهروز احسانی و مجاهد کورکور هم بدون دادرسی عادلانه و علنی اعدام شدند.
از سویی شاهد اعتراض فعالان صنفی و مدنی در محافل داخلی و خارجی و دادخواهی خانوادهٔ هزاران انسان شریفی هستیم که قبل و بعد از جنبش مترقی «زن، زندگی، آزادی» در جمهوری اسلامی اعدام شدهاند و احکام متحجرانه و غیرانسانی اعدام را محکوم و «نه به اعدام» را جزو مطالبات همیشگی و اصلی خود تلقی میکنند.
از نافرمانیهای مدنی مردمی و فاصله گرفتن روزافزون بیش از ۹۰درصد مردم از حاکمیت میتوان نتیجه گرفت که احکام تبعید، بازنشستگی اجباری، انفصال و اخراج از کار، زندان و اعدام فعالان سیاسی و مدنی توسط جمهوری اسلامی اعتراض شدید جامعه را برانگیخته و مشروعیت وجودیاش را به چالشی سخت گرفته است. پس حاکمان جمهوری اسلامی بهتر است که از خواب غفلت بیدار شوند و از سیاستهای ویرانگر سرکوب و خشونت و اعدام فاصله گرفته و «قبل از اینکه خیلی دیر شود» از کشورهای اسلامی همجوار درس عبرت بگیرند و سایهٔ سیاه و شوم ظلم و ستم را از سر مردم شریف ایران بردارند و شرایط را بهطور مسالمتآمیز برای تشکیل مجلس مؤسسان و تشکیل شورای گذار برآمده از منتخبین فعالان صنفی و مدنی و سیاسی داخل کشور، با دعوت از تمامی ایرانیهای داخل و خارج از کشور، فراهم آورند و برای جلوگیری از هزینههای طاقتفرسا به انتخاباتی آزاد زیر نظر سازمان ملل، با رویکرد پلورالیسم و توجه ویژه به منشور حقوق بشر و صلحدوستی با جهانیان، برای تشکیل نظامی دموکراتیک و مبتنی بر جمهوری حقیقی و برابر و سکولار برای همهٔ جریانهای موجود تن دهند.
به امید آزادی ایران
مسعود فرهیخته
سالن ۱۵ زندان مرکزی کرج اول مهر ۱۴۰۴