تصویر از نشریهٔ نامهٔ مردم
بهروز خلیق – در اخبار روز
سهشنبه ۱۸ شهریور ۱۴۰۴
در موج جدید چپ ستیزی که در ماههای اخیر برخاسته است، ماهنامهٔ اندیشهٔ پویا در شماره ۹۷ مطلب مفصلی علیه چپ با عنوان «حزب هزاردستان» به قلم علی ملیحی منتشر کرده است. منبع اصلی نویسنده کتاب «سایهٔ سرخ» است. این کتاب را مؤسسهٔ مطالعات و پژوهشهای سیاسی منتشر کرده که به وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی وابسته است. همزمان با ماهنامهٔ اندیشه پویا، کتاب نامهٔ آگاهی نو در شماره ۷ مطلبی با عنوان «حزب جاسوسان» درج کرده است. منبع مطلب همان کتاب است.
ماهنامهٔ اندیشه پویا به سردبیری رضا خجسته رحیمی و کتاب نامهٔ آگاهی نو به سردبیری محمد قوچانی سابقهٔ طولانی در دشمنی با چپ دارند. آنها مطالب متعددی علیه چپ در نشریات خود منتشر کردهاند. آن دو کینهٔ عمیقی به چپ دارند و به هر بهانهای مطالب مخربی علیه جریانهای چپ می نویسند. البته آنها تنها نیستند. همکار آنها اکبر منتجبی که سردبیر روزنامهٔ سازندگی است در چپ ستیری با آنها همراه است.
این دو نشریه هم زمان و بعد از جنگ ۱۲روزه حزب تودهٔ ایران را یکی «حزب جاسوسان» و دیگری «حزب هزاردستان» نامگذاری کردهاند. در حالی که جنگ ۱۲روزه بار دیگر نشان داد که اسرائیل لشکر جاسوسان در ایران تشکیل داده و در ارگان های متعدد جمهوری اسلامی از جمله ارگانهای امنیتی نفوذ کرده است. اسرائیل با نفوذ گسترده توانست فرماندهان رده بالای سپاه و رئیس و معاون سازمان اطلاعات سپاه و عدهٔ زیادی از دانشمندان هسته ای را بکشد و پدافند هوایی را از کار بیندازد. نفوذ اسرائیل در ارگان های جمهوری اسلامی سابقهٔ طولانی دارد. ترور دانشمندان هسته ای و جاسوس در آمدن مسئول دفتر اسرائیل در وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه شواهد این ادعا است. این دو نشریه بهجای پرداختن به نفوذی های اسرائیل در ارگان های جمهوری اسلامی، به چهار دهه قبل برگشته اند و بر پایهٔ اسناد ارگان های امنیتی جمهوری اسلامی و ورقه های بازجویی که زیر شکنجه های وحشتناک نوشته شده است، حزب تودهٔ ایران را حزب جاسوسان و حزب هزاردستان نامیدهاند. به مناسبات حزب کمونیست شوروی و حزب تودهٔ ایران انتقاد وارد است، ولی جاسوس نامیدن حزب از ارگان های امنیتی و تبلیغاتی جمهوری اسلامی و گروهی از لییرال های ایرانی که هویت خود را در ستیز با چپ تعریف می کنند برمی آید.
جالب است که در مطلب ماهنامه اندیشه پویا ادعا شده است که حزب تودهٔ ایران در سازمان فدائیان خلق نفوذ کرده بود: «برخی نفوذی ها در سازمانهای رقیب مانند چریک های فدایی وظیفهٔ نزدیک سازی مواضع سیاسی چریکها به حزب توده را نیز عهدهدار بودند. برای مثال، زمانی که درون چریکهای فدایی اختلاف بر سر رویارویی مسلحانه یا مسالمت آمیز با جمهوری اسلامی پدید آمد، سعید آذرنگ، نفوذی حزب توده در چریکها، مباحث درونی آنها را به تشکیلات مخفی منتقل و تشکیلات مخفی این مباحث را در تیراژ وسیعی منتشر کرد. موضوعی که به گسترش اختلاف در چریکها و در نهایت تقسیم شدن این سازمان به دو گروه اکثریت (هوادار حزب توده) و اقلیت انجامید.»
ادعای اینکه سعید آذرنگ نفوذی حزب تودهٔ ایران در سازمان چریک های فدایی بود ساخته و پرداخته ارگان های امنیتی و نویسنده مقاله اندیشه پویا است. قاعدتاً نفوذی در یک سازمان باید عضو آن سازمان باشد که اطلاعات را جمعآوری کند. سعید آذرنگ عضو سازمان فدائیان خلق نبود. بهعلاوه، در سال های ۶۰ و ۶۱ حزب تودهٔ ایران و سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) تصمیم گرفته بودند که وحدت کنند. دو جریانی که میخواستند وحدت کنند نفوذ یکی در دیگری معنی نداشت.
مشخص است که وزارت اطلاعات، نویسنده کتاب سایهٔ سرخ، و مقاله نویس اندیشه پویا با هدف تخریب چپ نفوذ حزب تودهٔ ایران در سازمان چریک های فدایی خلق را جعل کرده اند. مبنای این جعل انتشار دفترچه بحثهای درونی سازمان توسط حزب تودهٔ ایران است. انتشار بحث های درونی سازمان چریک های فدایی توسط حزب تودهٔ ایران واقعی است. در سازمان، بعد از انقلاب بهمن، در مورد مبارزهٔ مسلحانه در دورهٔ قبل از انقلاب و سیاست در برخورد با جمهوری اسلامی دو گرایش شکل گرفته بود. در شهریور سال ۱۳۵۸ اجلاس وسیعی از کادرهای سازمان برگزار می شود و حاملان این دو دیدگاه در آن اجلاس نظرات خود را بیان می کنند. یادداشت ها از بحث های صورت گرفته بهشکل دفترچه تنظیم و در اختیار تشکیلات سازمان در شهرهای مختلف قرار میگیرد. بعد از انقلاب، هزاران فعال سیاسی چپ به سازمان پیوستند و سازمان در بازهٔ زمانی کوتاهی به جریان سراسری فرا رویید. سازماندهی این نیروی گسترده در ارگان های سازمان زمانبر بود. در نیمهٔ اول سال ۵۸ سازمان تشکیلات منسجم نداشت. در حفظ اسناد درون سازمان دقت لازم صورت نمی گرفت و اسناد به بیرون از سازمان راه پیدا می کرد. گفته می شود سعید آذرنگ دفترچه را در خانه ای که به آنجا رفت وآمد داشت می بیند و آن را در اختیار حزب تودهٔ ایران می گذارد. حزب تودهٔ ایران برای تشدید شکاف شکل گرفته در سازمان آن دفترچه را منتشر می کند که کاری ناشایسته و غیرپرنسیپی بود. مسئولان سازمان موضوع را پیگیری میکنند و به چاپخانهٔ حزب تودهٔ ایران که دفترچه در آنجا چاپ شده بود می رسند و یقین پیدا می کنند که دفترچه توسط حزب تودهٔ ایران منتشر شده است. بهدنبال آن، سازمان به این کار ناشایست حزب تودهٔ ایران اعتراض می کند.
ارگان های امنیتی و ماهنامه اندیشه پویا غرض ورزانه این مسئله را بهعنوان نفوذ حزب تودهٔ ایران در سازمان چریک های فدایی جا زده اند. ساختن چنین دروغ بی شرمانه کار امنیتی و برای تخریب چپ است. ماهنامه در ضدیت با چپ تنها به جعل نفوذی اکتفا نکرده است، بلکه در ترجمه مطلب تاریخی سیاوش رنجبر دائمی، در عنوان اصلی آن هم دست برده است. عنوان مطلب او «نگرش حزب تودهٔ ایران نسبت به محمد مصدق» را به «حزب توده و کینه از مصدق» تغییر داده است. در سوتیتر هم که عنوانی اصلی آورده است، ایران را از نام حزب حذف کرده است.
در حالی که ماهنامه اندیشه پویا سعید آذرنگ را بهعنوان نفوذی و جاسوس قالب می کند، مطلبی در مورد مبارزات و سرنوشت او، کشتار چند هزار زندانی سیاسی از جمله زندانیان سیاسی جریان های چپ در سال ۶۷، ترور چند صد از فعالان سیاسی ایران در خارج از کشور، و نفوذی های جمهوری اسلامی در صفوف اپوزیسیون و… در شماره های متعدد خودش ننوشته است.

سعید آذرنگ زندانی دو رژیم سرکوبگر بود. سعید در زمان شاه دو بار دستگیر شد و بیش از سه سال و نیم در زندان به سر برد. او پس از آزادی از زندان در سال ۱۳۵۶ به سازمان نوید پیوست که تشکیلات مخفی حزب توده در ایران بود. این سازمان بعد از انقلاب نیز به فعالیت مخفی خود ادامه داد. آذرنگ از کادرهای رده بالا و عضو مشاور کمیته مرکزی حزب تودهٔ ایران بود.
سعید آذرنگ در شب ۷ اردیبهشت ۱۳۶۲ در منزل مسکونی خود در خیابان طالقانی به همراه همسر و فرزند دو سالهاش و یکی از اعضای رهبری تشکیلات مخفی نوید که مدتی با آنها زندگی میکرد توسط مأموران مسلح اطلاعات سپاه پاسداران دستگیر و به زندان اوین منتقل شد. او «در دورهٔ بازجویی مورد شکنجه قرار گرفت.» به گفتهٔ یکی از نزدیکان وی: «شکنجهٔ وحشیانه در حد مرگ. استفاده از دستبند قپانی و شلاق تا جایی که شلاقها با از بین رفتن لایه گوشت به استخوان میرسید. مأموران از او میخواستند که در شوهای معروف تلویزیونی شرکت کند و ابراز ندامت و اقرار به جاسوسی کند. وی را آنقدر شکنجه میکنند که تا سرحد مرگ میرود و بارها و بارها کاملاً بیهوش میشود.» (مصاحبه – ۲۷ خرداد ۱۳۹۸). او سه سال در زندان انفرادی اوین بود. (به نقل از بنیاد عبدالرحمان برومند)
سعید آذرنگ شکنجه گران را ناکام می گذارد و در شوهای تلویزیونی شرکت نمیکند. پایداری و مقاومت او در دورهٔ محکومیت زبانزد زندانیان و سمبل ایستادگی بود و در بین زندانیان از وجههای خاص برخوردار بود. آذرنگ در اعتصاب غذای سال ۱۳۶۵ در زندان اوین بهعنوان یکی از رهبران اعتصاب به سلول انفرادی منتقل شده بود. او آخرین فردی بود که بهدنبال قول مسئولان زندان برای بهبود وضع زندگی در زندان دست از اعتصاب کشید.
سعید آذرنگ در روز ۲۹ تیر ۱۳۶۷ به همراه کیومرث زرشناس، عضو کمیته مرکزی حزب تودهٔ ایران، و فرامرز صوفی از کادرهای سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) در زندان اوین اعدام شد.
آذرنگ یک روز قبل از اعدام تلفنی با خواهر خود تماس گرفته و خبر اعدامش را داده بود. او گفته بود: «من با افتخار به روز آرامش و آسودگی رسیدم. برای من گریه نکنید و سیاه نپوشید، زیرا با گردن افراشته ایستادهام. به مادرم بگو دوستش دارم. به پدر پیرم بگو دوستش دارم و به وجود شما افتخار میکنم. من همه را دوست دارم و خوشحالم که کاری انجام ندادم که شما را سرافکنده کنم. به خواهران و برادرانم بگویید دوستشان دارم. گردنهایتان را افراشته نگه دارید. به پسر گلم بگویید دوستش دارم و میخواهم فرزند سعید باشد. به همسرم بگو مانند همیشه دوستت دارم و تا آخرین لحظهٔ حیات در قلبم هستی…» (همان منبع)
محل دفن سعید آذرنگ در آرامگاه خاوران است. مأموران اطلاعات از برگزاری مراسم بزرگداشت وی در سال ۶۷ ممانعت به عمل آوردند و خانواده وی را تهدید کردند که به یک مراسم ساده در خانه بسنده کنند و اعدام وی را اعلام نکند. همسر وی پس از هشت سال از زندان آزاد شد و پس از مدتی در اثر بیماری سرطان درگذشت. فرزند و خانوادهٔ آقای آذرنگ در طول سالها مورد خصومت بودند و فرصتهای تحصیلی یا مشاغل خاص از آنها گرفته شد.
ماهنامهٔ اندیشه پویا از مبارزی که سالها در دو رژیم مستبد زندانی بود و در راه آرمان های انسانی، دفاع از کارگران و زحمتکشان، و ساختن ایرانی آزاد جان باخت چهرهٔ جاسوس ساخته است، کاری که ارگان های امنیتی رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی از مخالفان خود و بهویژه از جریانها و کنشگران چپ می سازد. این نشریات با ارگانهای امنیتی در پوشاندن جنایات حکومت اسلامی و تخریب چپ همدست هستند.