Skip to content
آوریل 29, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • قتل‌عام اجتماعی مهاجرین افغانستانی
  • اجتماعی
  • ایران
  • دیدگاه‌ها
  • نوار متحرک

قتل‌عام اجتماعی مهاجرین افغانستانی

امین قضایی – سایت خط صلح

پنجشنبه ۱۳ شهریور ۱۴۰۴

بعد از جنگ دوازده‌روزهٔ ایران و اسرائیل، حکومت ایران که ساختار امنیتی‌اش را فروپاشیده می‌دید دست به دستگیری‌های کور و فله‌ای و اخراج بیش از نیم میلیون افغانستانی طی تنها شانزده روز زد. جمهوری اسلامی مدعی بود که اتباع غیرمجاز علیه امنیت ملی و به نفع اسرائیل اقدام می‌کنند. در شرایطی که دستگاه‌های امنیتی این حکومت حتی توان محافظت از مقامات ارشد سپاه را نداشتند، باورپذیر نیست که ظرف چند روز به چنان اِشراف اطلاعاتی دست یافته باشند که صدها نفر را به‌عنوان جاسوس شناسایی و بازداشت کنند. به همین منوال، ادعای همکاری گستردهٔ افغانستانی‌ها با اسرائیل و تهدید امنیت ملی نیز قابل پذیرش نیست. بدیهی است اگر چنین اشراف اطلاعاتی وجود داشت، همان دستگاه‌ها در حفاظت از جان ارشدترین مقام‌های حکومتی و نظامی‌شان به چنین طرز خجالت‌آوری ناکام نمی‌ماندند.

بنابراین، اخراج صدها هزار تبعهٔ افغانستانی در مدت کوتاه هیچ توجیه و مبنای امنیتی قابل قبولی ندارد. البته این ادعا مطرح می‌شود که ورود و اقامت غیرقانونی در یک کشور نقض قوانین مهاجرت است و در نتیجه هر کشوری حق دارد مهاجران فاقد مدارک قانونی را اخراج کند.

اما تبعیض تنها در محتوای قانون رخ نمی‌دهد، بلکه در نحوهٔ اجرای آن نیز می‌تواند وجود داشته باشد. قانون باید صریح، مشخص، و عاری از تبعیض باشد، و شاید مهم‌تر از آن، اجرای قانون نیز نباید سلیقه‌ای و گزینشی صورت گیرد.

اِعمال سلیقه‌ای قانون ممکن است به‌لحاظ مکانی یا زمانی رخ دهد. نهادهای مسئول اجرای قانون ممکن است آن را برای برخی افراد اعمال کنند و برای برخی دیگر نه. اما اعمال قانون همچنین می‌تواند به‌لحاظ زمانی ناسازگار باشد و براساس تغییر سیاست در طول زمان تغییر کند، مانند ثبت‌نام موقت مهاجران افغانستانی و سپس تمدید نکردن یا ابطال آن در سال‌های بعد. چنین وضعی موجب کاربرد غیرقابل پیش‌بینی می‌شود، به‌گونه‌ای که فرد مهاجر نمی‌داند آیا از کشور اخراج خواهد شد یا خیر. پس با این کار اِعمال قانون و زمان و مکان آن نامشخص و تحت ارادهٔ سیاستمداران و سلیقهٔ بُلهوسانهٔ نهادهای اعمال قانون قرار می‌گیرد. همان‌گونه که پس از جنگ ایران و اسرائیل دیدیم، ناگهان و یک‌شبه، با یک تغییر سیاست امنیتی، مهاجر افغانستانی مجبور شد زندگی‌ای را که طی سال‌ها با مشقت ساخته بود رها کند و برود. برای بسیاری از کودکان افغانستانی افغانستان فقط یک نام است و آنها ناگهان باید پا به سرزمینی ناشناخته بگذارند.

جدا از این، دولت ایران در نحوهٔ اجرای قانون نیز هیچ اصولی را رعایت نکرده است و حتی یک مهلت زمانی کافی (Grace Period) مقرر نکرد. بدین‌ ترتیب، زمینهٔ سوءاستفاده‌های فراوان علیه اتباع افغانستانی فراهم شد، از جمله خودداری از پرداخت پول پیشِ اجارهٔ منزل، دستمزد، یا بدهی‌ها. می‌دانیم که بسیاری از اتباع افغانستانی به‌علت نداشتن دسترسی به سیستم بانکی بالاجبار پس‌اندازهایشان را به‌صورت نقد نگه می‌دارند یا نزد دیگران به امانت می‌گذارند، موضوعی که همواره زمینهٔ سوءاستفاده و وقوع جرم را فراهم می‌کند. کاملاً روشن است که با این اخراج‌های ناگهانی آنان متحمل چه خسارات سنگینی شده‌اند.

بروز این فاجعهٔ انسانی، که می‌توان آن را حتی نوعی پاک‌سازی قومی یا قتل‌عام اجتماعی مهاجران افغانستانی در ایران دانست، نشان می‌دهد که اعمال سلیقه‌ای قانون می‌تواند از تبعیض قانونی نیز بدتر باشد، و این عرصه‌ای است که کمتر مورد توجه فعالیت‌های سازمان‌های حقوق بشری قرار گرفته است.

به این ترتیب، مهاجران افغانستانی در ایران در وضعیت معلق و خارج از قانون قرار می‌گیرند. بسیاری از آنها به امید قانونی‌ شدن در آینده سال‌ها در این حالت معلق باقی می‌مانند و در این مدت از حق کار قانونی، آموزش، بهداشت، و محافظت حقوقی محروم می‌شوند. اما عواقب سال‌ها زندگی در این فضای تعلیقی تنها محرومیت نیست؛ افغانستانی‌ها در ایران، در اثر سال‌ها زندگی در حیطهٔ بیرون از قانون، به افراد طبقهٔ پایین (Under-Class) تبدیل شده‌اند. به‌لحاظ منزلت اجتماعی، این طبقهٔ خارج از قانون تفاوت چندانی با بردگان امپراتوری روم یا یک نظام کاستی ندارد. مهاجر افغانستانیِ بدون مدرک نه حتی با عنوان «اتباع بیگانه» یا «مهاجر» یا «خارجی»، بلکه صرفاً به‌عنوان کارگر کارهای ساده و سیاه شناخته می‌شود و از این‌ رو هرگز شانسی برای پیشرفت اجتماعی نخواهند داشت. آنان در یک کاست باقی می‌مانند. پس هویت افغانستانی به‌صورت داغ ننگ (Stigma) در می‌آید و آنان قربانی شدیدترین اشکال نژادپرستی و آزار می‌شوند. این همه با وجود این صورت می‌گیرد که افغانستانی‌ها تنها [مردم] کشور همسایهٔ ایران با زبان مشترک هستند.

با گذشت سال‌ها، حکومت ایران نتوانسته است چارچوبی قانونی متناسب با نیازها و ظرفیت‌های کشور برای پذیرش مهاجران افغانستانی تعیین کند. از سوی دیگر، بخش بزرگی از مردم ایران نیز هنوز نتوانسته‌اند بپذیرند که افغانستانی‌ها، به‌عنوان مردم تنها کشور همسایه و هم‌زبان، باید جایگاه و منزلتی شایسته در جامعهٔ ایران داشته باشند. پس افغانستانی‌ها در ایران در دوراهیِ «اخراج توده‌ای» یا «زندگی در وضعیت بی‌قانون» گیر کرده‌اند. برای سازمان‌های حقوق بشری، وضع مهاجران افغانستانی در ایران باید به‌عنوان آشکارترین تبعات اعمال سلیقه‌ای قانون و تبعیض در اعمال قانون مورد توجه قرار بگیرد و محکوم شود.

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: حکومت‌ها چگونه اصلاح می‌شوند؟
Next: تحریم‌های آمریکا و اتحادیه اروپا از سال ۱۹۷۰ تا کنون ۳۸میلیون نفر را کشته است
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved