ترجمه و تنظیم از ب. دیدار – برای اندیشهٔ نو
پنجشنبه ۱۳ شهریور ۱۴۰۴
ایالات متحده و اروپا مدتهاست که از تحریمهای یکجانبه به عنوان ابزاری برای قدرت امپریالیستی، برای منضبط کردن و حتی نابودی دولتهای جنوب جهان که به دنبال رهایی از سلطه غرب، ترسیم مسیری مستقل و ایجاد هرگونه حاکمیت معنادار هستند، استفاده میکنند.در طول دهه ۱۹۷۰، به طور متوسط حدود ۱۵ کشور در هر سال تحت تحریمهای یکجانبه غرب قرار داشتند. در بسیاری از موارد، این تحریمها به دنبال مسدود کردن دسترسی به امور مالی و تجارت بینالمللی، بیثبات کردن صنایع و دامن زدن به بحرانها برای تحریک فروپاشی دولت بودند.به عنوان مثال، هنگامی که سوسیالیست محبوب سالوادور آلنده در سال ۱۹۷۰ در شیلی به قدرت رسید، دولت ایالات متحده تحریمهای وحشیانهای را علیه این کشور اعمال کرد. در جلسهای در سپتامبر ۱۹۷۰ در کاخ سفید، ریچارد نیکسون، رئیس جمهور ایالات متحده، توضیح داد که هدف «فریاد زدن اقتصاد [شیلی]» است. پیتر کورنبلو، مورخ، تحریمها را به عنوان «محاصره نامرئی» توصیف میکند که شیلی را از امور مالی بینالمللی جدا کرد، ناآرامیهای اجتماعی ایجاد کرد و راه را برای کودتای تحت حمایت ایالات متحده که دیکتاتوری راست افراطی آگوستو پینوشه را نصب کرد، هموار کرد. از آن زمان، ایالات متحده و اروپا استفاده از تحریمها را به طرز چشمگیری افزایش دادهاند. در طول دهههای ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰، به طور متوسط ۳۰ کشور در هر سال تحت تحریمهای یکجانبه غرب بودند. و اکنون، در دهه ۲۰۲۰، این تعداد به بیش از ۶۰ کشور رسیده است – که نسبت قابل توجهی از کشورهای جنوب جهان را تشکیل میدهد.تحریمها اغلب تلفات انسانی زیادی دارند. محققان این موضوع را در چندین مورد شناخته شده نشان دادهاند، مانند تحریمهای ایالات متحده علیه عراق در دهه ۱۹۹۰ که منجر به سوء تغذیه گسترده، کمبود آب آشامیدنی و کمبود دارو و برق شد. اخیراً، جنگ اقتصادی ایالات متحده علیه ونزوئلا منجر به بحران اقتصادی شدیدی شده است، به طوری که یک مطالعه تخمین زده است که تحریمها باعث ۴۰۰۰۰ مرگ و میر اضافی تنها در یک سال، از ۲۰۱۷ تا ۲۰۱۸، شده است.تاکنون، محققان به دنبال درک تلفات انسانی تحریمها به صورت موردی بودهاند. این کار دشواری است و تنها میتواند تصویری جزئی به ما ارائه دهد. اما این وضعیت با تحقیقات جدیدی که امسال در مجله لنست گلوبال هلث منتشر شد، تغییر کرده است. این مطالعه که توسط فرانسیسکو رودریگز، اقتصاددان دانشگاه دنور، رهبری میشود، تعداد کل مرگ و میر ناشی از تحریمهای بینالمللی از سال ۱۹۷۰ تا ۲۰۲۱ را محاسبه میکند.نتایج حیرتانگیز است. نویسندگان در تخمین اصلی خود دریافتند که تحریمهای یکجانبه اعمال شده توسط ایالات متحده و اتحادیه اروپا از سال ۱۹۷۰ با ۳۸ میلیون مرگ مرتبط است. در برخی سالها، در طول دهه ۱۹۹۰، بیش از یک میلیون نفر کشته شدند. در سال ۲۰۲۱، آخرین سال دادهها، تحریمها باعث بیش از ۸۰۰۰۰۰ مرگ و میر شدند.بر اساس این نتایج، تعداد افرادی که سالانه توسط تحریمها کشته میشوند، چندین برابر بیشتر از افرادی است که به عنوان تلفات مستقیم جنگ کشته میشوند (به طور متوسط، حدود ۱۰۰۰۰۰ نفر در سال). بیش از نیمی از قربانیان کودکان و سالمندان هستند، افرادی که بیشترین آسیب را در برابر سوء تغذیه دارند. این مطالعه نشان میدهد که تنها از سال ۲۰۱۲، تحریمها بیش از یک میلیون کودک را کشتهاند.گرسنگی و محرومیت محصول جانبی تصادفی تحریمهای غرب نیستند؛ بلکه یک هدف کلیدی هستند. این موضوع از یادداشت وزارت امور خارجه که در آوریل ۱۹۶۰ نوشته شده و هدف تحریمهای ایالات متحده علیه کوبا را توضیح میدهد، آشکار است. در این یادداشت اشاره شده است که فیدل کاسترو – و به طور کلی انقلاب – از محبوبیت گستردهای در کوبا برخوردار بودند. در این یادداشت استدلال شده است که “باید فوراً از هر وسیله ممکن برای تضعیف حیات اقتصادی کوبا استفاده شود”، با “قطع پول و تدارکات به کوبا، کاهش دستمزدهای پولی و واقعی، ایجاد گرسنگی، ناامیدی و سرنگونی دولت”.قدرت تحریمهای غربی به کنترل آنها بر ارزهای ذخیره جهانی (دلار آمریکا و یورو)، کنترل آنها بر سیستمهای پرداخت بینالمللی (سوئیفت) و انحصار آنها بر فناوریهای ضروری (مانند ماهوارهها، محاسبات ابری، نرمافزار) بستگی دارد.اگر کشورهای جنوب جهان بخواهند مسیر مستقلتری را به سوی جهانی چندقطبی ترسیم کنند، باید گامهایی برای محدود کردن وابستگی خود در این زمینهها بردارند و در نتیجه خود را از واکنشهای منفی مصون کنند. تجربه اخیر روسیه نشان میدهد که چنین رویکردی میتواند موفق باشد.
دولتها میتوانند با ایجاد خطوط تجاری و سوآپ جنوب-جنوب خارج از ارزهای اصلی، استفاده از برنامهریزی منطقهای برای توسعه فناوریهای لازم و ایجاد سیستمهای پرداخت جدید خارج از کنترل غرب، به استقلال بیشتری دست یابند. در واقع، چندین کشور در حال حاضر در این مسیر گام برمیدارند. نکته مهم این است که سیستمهای جدیدی که در چین توسعه یافتهاند (مانند CIPS برای پرداختهای بینالمللی، BeiDou برای ماهوارهها، Huawei برای مخابرات) اکنون گزینههای جایگزینی را در اختیار سایر کشورهای جنوب جهان قرار میدهند که میتوانند به مسیری برای خروج از وابستگی به غرب و شبکه تحریمها تبدیل شوند.
این گامها برای کشورهایی که مایل به دستیابی به توسعه مستقل هستند ضروری است، اما همچنین یک ضرورت اخلاقی هستند. ما نمیتوانیم جهانی را بپذیریم که در آن سالانه نیم میلیون نفر برای حفظ هژمونی غرب کشته میشوند. نظم بینالمللی که به این نوع خشونت متکی است، باید برچیده و جایگزین شود.
منبع: الجزیره