مرتضی شریفی
پنجشنبه ۲۳ مرداد ۱۴۰۴
مهاجرانی (سخنگوی دولت) در نشست خبری میگوید: «قیمت آرد از ۲,۵۰۰ تومان در سال ۱۳۹۹ به عدد ۱۱,۵۰۰ تومان در سال ۱۴۰۱ رسید؛ در سال ۱۴۰۳ به ۱۷هزار تومان و در سال ۱۴۰۴ به ۲۰هزار تومان رسید. وقتی مادهٔ اصلی نان گران میشود و دستمزد کارگران نانوایی و بیمه افزایش پیدا میکند، طبیعی است که نان گران میشود. باید توجه داشته باشیم که نان محصولی است که حاصل فرایندهایی است.»
عجب!! واقعاً که سخنگوی دولت چه توضیح قانعکنندهای دادند!!
ما کارگران به این جناب میگوییم ما احتیاج به آمار و ارقام نداریم! ما با پوست و گوشت خودمان این گرانیها را لمس میکنیم. اما آن حقیقتی که سخنگوی دولت از گفتن آن طفره میرود سرپوش گذاشتن بر عوامل و فاکتورهای اساسی در افزایش قیمت آرد از ۲,۵۰۰ تومان در سال ۱۳۹۹ به ۲۰هزار تومان در سال ۱۴۰۴ است! سرپوش گذاشتن به نقش تورمی که هر سال بهخاطر سیستم فشل اقتصادی حکومتی بر اقلام خوراکی، منجمله آرد و گندم، وارد میشود! در حقیقت این دولت است که همه ساله و در هنگام کشت، گندم را به قیمت ارزانتری از گندمکاران میخرد، ولی به قیمت بسیار بالاتری و مطابق با تورم روز به نانوایان میفروشد، که البته نانوایان نیز مجبور میشوند نان را به قیمت بالاتری نسبت به سال گذشته به مشتریان خود بفروشند.
البته جا دارد به این نکته نیز اشاره کنیم که در سالهای گذشته، دولت حتی بدهکاری خود به گندمکاران را نیز پرداخت نکرده بود. منجمله، دولت در سال گذشته ۱۲۰هزار میلیارد تومان بابت خرید از گندمکاران به آنها بدهکار بوده که بهموقع به آنها پرداخت نکرده، که همین مسئله باعث بروز اعتراضات و تظاهرات متعدد گندمکاران شده بود. دولت هراسان از آنکه نارضایتی گندمکاران به عرصههای دیگری سرایت کند و محرکی برای شورشهای مردمی شود، با موافقت خامنهای، دست به صندوق توسعهٔ ملی برده و مبلغی از این بدهکاری خود را پرداخت کرد. بدینوسیله گندمکاران را راضی به فروش گندم به دولت نمود و نهایتاً توانست قیمت فروش آرد و گندم به نانوایان را ثابت نگه دارد. البته این کار در زمانی صورت میگیرد که در اساسنامهٔ صندوق توسعهٔ ملی صراحتا اعلام شده است که برداشت از منابع صندوق «برای پرداخت بدهی دولت ممنوع» است.
جناب سخنگوی دولت! شما افزایش دستمزد نانوایان را یکی از فاکتورهای دخیل در گرانی نان میدانید. این در شرایطی است که رسانهٔ حکومتی ایلنا در آستانهٔ تعیین دستمزد امسال از سقوط بیش از ۴۰۰درصدی دستمزد کارگران فقط در عرض ۱۰ سال و بهعنوان پدیدهای بیسابقه در تاریخ اقتصاد ایران خبر داد. یا چند روز قبل از تعیین دستمزد، حزب اسلامی کار، که علیرضا محجوب خودش یکی از سردمداران این حزب ضدّکارگری و از سردمداران خانهٔ کارگر است، در بیانیهٔ خود در این باره نوشت: «شرایط بهگونهای است که اگر در وضعیت لجامگسیختهٔ فعلی ۳۰۰ یا ۴۰۰درصد هم دستمزد مجازی افزایش پیدا کند، باز هم مشکلی حل نخواهد شد.» آنوقت شما افزایش چندرغاز حقوق کارگران نانوا را فاکتور دیگری در افزایش قیمت نان میدانید. شرمتان باد!!
جناب سخنگوی دولت! تا آنجا که به افزایش بیمه مربوط میشود، قبل از اینکه دهنتان را باز کنید و در این مورد اظهار عقیده بفرمایید، بهتر است در ابتدا دولت شما بدهیهای میلیارد تومانی خودش به سازمان تأمین اجتماعی را تسویه حساب کند، تا بعد از آن شما صلاحیت اظهارنظر در این مورد را داشته باشید.
واقعیت آن است که این یاوهگوییهای سخنگوی دولت دربارهٔ علت گرانی نان روی دیگر سکهٔ «راهحلهای» دیگر دستاندرکاران حکومتی است، نظیر اقرار رئیسجمهور مملکت به اینکه «امروز نه زیر پایمان آب داریم و نه در پشت سدها؛ خب شما بگویید ما چه کار کنیم؟» یا پیشنهاد امام جمعه موقت تهران به خواندن دعای شماره ۱۹ صحیفه سجادیه برای برخورد به بحران بیآبی.
همگی این ترفندها نشان میدهد که دست اندرکاران حکومتی، که بیش از همیشه از ارائهٔ هرگونه راهحل علمی و منطقی برای فائق آمدن بر بحرانهای کشور عاجز ماندهاند، هر کدام به فراخور حال خود تلاش مذبوحانهای انجام میدهد تا با مظلومنمایی، یاوهگویی، و فریبکاری اذهان عمومی را از ریشهها و دلایل اصلی بحرانها منحرف نمایند.
کار به جایی رسیده است که اقتصاددانان نزدیک به حکومت نظیر حسین راغفر به حاکمان اخطار میدهند که «حاکمیتی که بخواهد اینجوری اداره کنه، بهزودی توسط شورش نان فرو خواهد ریخت، نیازی به اسرائیل و امریکا نیست». اما حاکمان مثل همیشه راه دیگری در مقابل شورشهایی نظیر «شورش نان» اتخاذ خواهند کرد؛ زور سرنیزه و زندان!
ما کارگران و دیگر زحمتکشان، اما، جواب این غارتگران زندگی و معیشت مردم را در تجمعات خیابانی خواهیم داد تا دستاندرکاران حکومتی، منجمله سخنگوی دولت، بدانند که ما خیلی خوب میدانیم که مقصر اصلی در گرانی نان نه نانوایان و نه کارگران نانوا، بلکه دستاندرکاران حکومتی هستند که طی بیش از چهار دهه نقش اساسی در تولید و تداوم بحرانهای مختلف نظیر بحران بیآبی و بیبرقی، بحران مسکن، بحران دارو و درمان، بحران آموزش و پرورش، بحران محیطزیست، و دیگر بحرانها داشتهاند.
تنها در پرتو اتحاد و همبستگی همهٔ مزدبگیران و ایجاد تشکلهای مستقل کارگری و دیگر اقشار اجتماعی است که میتوان بهسوی تغییرات بنیادی در کشور حرکت کرد و جامعهای بر مبنای آزادی و برابری و رفاه همگانی ایجاد نمود.
از کانال تلگرام اتحادیهٔ آزاد کارگران ایران