محیطبانان
سهشنبه ۲۱ مرداد ۱۴۰۴
سال ۱۴۰۴ هنوز از نیمه نگذشته. اما ببینیم تنها در این کمتر از نیمسال چهها بر محیطبانان زحمتکش گذشته:
🔺 در روز ۲ فروردین، در شهرستان باشت، یکی از مأموران منابع طبیعی در جریان مقابله با قطع غیرمجاز درختان در روستای بهرهعنا، توسط سه متخلف مورد ضربوشتم قرار گرفت و از ناحیهٔ گوش مجروح شد.
🔺 در روز جمعه ۲۲ فروردین ۱۴۰۴، مجتبی خالقیپور، محیطبان استان خراسان رضوی، در جریان درگیری با شکارچیان غیرمجاز در منطقهٔ حیاتوحش حیدری دچار مصدومیت شد.
🔺 چند روز بعد، شنبه ۱۶ فروردین، نیز در استان بوشهر، اصغر شفیعنیا، محیطبان منطقهٔ حفاظتشدهٔ مند، هدف شلیک مستقیم شکارچیان غیرمجاز قرار گرفت و از ناحیهٔ پهلو زخمی شد.
🔺 در روز ۷ اردیبهشت، کاظم (یاسر) مصدق، محیطبان پارک ملی گلستان، در درگیری با شکارچیان غیرمجاز کشته شد.
🔺 در روز سهشنبه ۱۳ خرداد، هدایتالله دیدهبان، محیطبان منطقهٔ حفاظتشدهٔ خائیز، بر اثر تیراندازی مستقیم شکارچیان متخلف جان باخت. خواهر او بر اثر فشار روحی مرگ برادر به کما رفت و چندی بعد فوت شد.
🔺 در روز چهارشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۴، عباس فریمانه، محیطبان باسابقهٔ پناهگاه حیاتوحش میاندشت استان خراسان شمالی، در حین انجام مأموریت قانونی مورد ضربوجرح شدید دامداری متخلف قرار گرفت.
🔺 روز شنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۴، ابوالفضل شعبانی، فرمانده یگان حفاظت محیطزیست خراسان رضوی، از زخمی شدن یک محیطبان دیگر خبر داد که در منطقهٔ شکار ممنوع کلیلاق در شهرستان زاوه بر اثر تیراندازی شکارچیان غیرمجاز مصدوم شد.
🔺 روز چهارشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۴، محمد بهاری، فرمانده یگان حفاظت منابع طبیعی شهرستان اشتهارد، در جریان عملیات مقابله با قاچاقچیان چوب از ناحیهٔ چشم چپ هدف تیراندازی قرار گرفت و مجروح شد. این درگیری با حضور پانزده قاچاقچی مسلح و هفت خودرو رخ داد.
🔺 در روز دوم مرداد ۱۴۰۴، سه فعال محیطزیست به نامهای حمید مرادی، خبات امینی، و چیاکو یوسفینژاد در جریان مهار آتشسوزی گسترده و عمدی کوه آبیدر سنندج جان خود را از دست دادند. در سنندج عزای عمومی اعلام شد.
🔘 اینها تنها چند مورد از آسیبهایی است که محیطبانان امسال متحمل شدهاند. با این همه، مسئولان چند روز پیش، در ۹ مرداد، با بیشرمی وقیحانه «روز ملی جنگلبان» را تبریک گفتند و اظهار داشتند که:
«در سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور به خوبی میدانیم که آنچه شما هر روز در میدان عمل با آن روبهرو هستید فراتر از شرح وظایف و مقررات است. آنچه شما را ایستاده نگه میدارد باور به ارزش این خاک است و ایمان به آیندهٔ این وطن. شما نهتنها نگهبانان مرزهای سبز کشورید، بلکه نماد تعهد، شرافت، و عشق به سرزمین هستید. حضور شما در دل حادثه، در مقابله با آتش، در برخورد با تخریب و تعرض، نشانهای روشن از ایمانتان به آیندهٔ فرزندان این مرز و بوم است.»
محیطبانان: کارگرانی که در خط مقدم مبارزه با کالاانگاری طبیعت میجنگند
حوادث مکرر زخمی و کشته شدن محیطبانان و فعالان محیطزیست در ایران را نباید حوادث پراکنده در «بخش منابع طبیعی» یا «محیطزیست» ببینیم. این فجایع بخشی از ساختاری است که در آن دولتِ سرمایهدار-امنیتی طبیعت را «کالا» و «قابل استثمار» میبیند و هر مقاومت در برابر این منطق را با حذف، بیتوجهی، یا خشونت پاسخ میدهد. چنین دولتی تنها وقتی به مسئلهٔ محیطزیست حساس میشود که منافعش بهخطر بیفتد.
فعالان داوطلبی که در کوه آبیدر در غیاب کامل تجهیزات ایمنی جان دادند و محیطبانانی که در خراسان، گلستان، اشتهارد، و خائیز با گلوله، چوب، یا مشت مصدوم شدند، قربانی نظمی طبقاتی هستند، نظمی که در آن سرمایهداری ایران، همپیوسته با نهادهای امنیتی و نظامی و شبهنظامی، زمین، جنگل، مرتع، تنوع زیستی، و نیروی انسانی را استثمار میکند.
در ساختار سرمایهداری پیرامونی و رانتی ایران، طبیعت سرمایهای برای غارت است، نه منبعی اشتراکی برای زیست جمعی. در این وضعیت، محیطبان کسی است که در موقعیتی متناقض ایستاده: او هم مزدبگیر دولتی است و هم مدافع منافع جمعی که در تضاد با پروژههای سوداگرانه (زمینخواری، شکار تفریحی طبقات بالا، قطع درختان برای معدن و سد و بزرگراه و…) قرار دارد.
نتیجه؟
او بدون تجهیزات و حمایت کافی در خط مقدم دفاع از «منابعی» ایستاده که دولت خودش به تاراج گذاشته. در این منطق سلطه، محیطبان در صدا و سیما «قهرمان»، ولی در سیاست «مزاحم» است؛ مزاحم توسعهٔ لجامگسیخته، مزاحم سرمایهگذاری، مزاحم شکار تفریحی نیروهای مسلح بازنشسته، مزاحم جادهسازی در مناطق حفاظتشده، و مزاحم «پیشرفت» در منطق بازار.
آنچه در اینجا رخ میدهد خشونتی ساختاری است، هم از سوی «شکارچی متخلف» یا «قاچاقچی چوب» که اجزاء خرد این ساختار هستند، و هم مهمتر از آن، از سوی شبکهای از طبقات مسلط، نیروهای سوداگر، و نهادهای دولتی که طبیعت را «مستعمرهٔ سود» میدانند و فعالان محیطزیست را «خائن به نظم توسعه». شکارچی درحقیقت بازوی «خشونت خصوصیشدهٔ سرمایه» است.
مرگ و مصدومیت محیطبانان در ایران امروز چیزی فراتر از «کمتوجهی دولت» یا «تخلف شکارچیان غیرمجاز» است. محیطزیست در ایران بخشی از روند انباشت اولیهٔ سرمایه در نظامی است که برای گسترش خود هم طبیعت را تصرف میکند و هم کارگر حافظ طبیعت را میکُشد.
از کانال تلگرامی سرخط