Skip to content
آوریل 28, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • مدرسه و فروپاشی ایران؛ تجربهٔ شش سال معلمی
  • اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • فرهنگی – ادبی
  • نوار متحرک

مدرسه و فروپاشی ایران؛ تجربهٔ شش سال معلمی

نوید کلهرودی۱

سه‌شنبه ۲۱ مرداد ۱۴۰۴

چیزی تا پایان واپسین امتحانات مدارس باقی نمانده و من پس از تجربهٔ شش سال معلمی می‌توانم به‌صراحت بگویم در هیچ جایی از کشور به‌اندازهٔ مدرسه نمی‌توانیم فروپاشی ایران را مشاهده کنیم. من از مدارس غیرانتفاعی با وضعیت مالی خوب خانواده‌ها و از مناطق غیرمحروم حرف می‌زنم. بچه‌هایی که هرگز در زندگی غم نان نداشته‌اند. تجربه‌ای از نیاوران گرفته تا پاکدشت تا ورامین. در این تجربهٔ چند ساله، بیش از هر چیز متوجه نکات زیر شده‌ام:
۱. بی‌علاقگی کامل به مدرسه و تمامی دروس آن
۲. بی‌میلی در رابطه با یادگیری مفاهیم کتب دینی 
۳. سردرگمی نوجوانان در مورد مسائل مختلف و آلوده شدن ذهنشان به انواع اطلاعات غلط در باب مسائل مختلف مذهبی، تاریخی، و جنسی که در کمترین حالتش باعث استرس و اضطراب آنها می‌شود.
۴. بی‌میلی به کنکور و ادامهٔ تحصیل در دانشگاه و استرس بی‌پولی.
۵. پذیرش اجباری رفتن به دانشگاه نه به‌دلیل کسب علم و مهارت، بلکه به دلایل دیگر، مثل داشتن مدرک به‌وقت ازدواج، سفارش شدن برای استخدام، ترس از پدر و مادر یا سربازی، یا پیدا کردن دوستان دختر و پسر.
۶. عملکرد مفتضحانه در خواندن روان فارسی و داشتن بی‌نهایت غلط املایی و ناتوانی در نوشتن یک متن ساده.
۷. بی‌میلی به حفظیات محوری و تأکید سیستم بر آن که باعث فقدان هیچ‌گونه توان برای فکر کردن، اظهارنظر، و داشتن فکر خلاق و نقاد در بچه‌ها شده.
۸. جذب شدن ضعیف‌ترین نیروها به آموزش و پرورش به‌عنوان معلم و در نتیجه ضعف این معلمان در کلاس‌داری، نداشتن حداقلی از سواد برای تدریس، و در نتیجه بی‌سوادی مفرط معلم و دانش‌آموز با هم.
۹. مرگ کامل مدرسه در ایران و تبدیل شدن آن به یک چهاردیواری که بچه‌ را چند ساعتی در خودش نگه دارد و معلم و بچه فقط زنگی را به پایان برسانند.
۱۰. چالش وجود معلمان باسابقه با ذهن قدیمی و کهنه که نه مهارت کار با تکنولوژی دارند نه جهان نسل جدید را درک می‌کنند و تنش میان آنها و بچه‌ها.
۱۱. بی‌ادبی، طلبکاری، و نداشتن کوچک‌ترین اخلاقیات در دانش‌آموزان مثل سلام کردن به معلم،  فحاشی، یا بلد نبودن کوچک‌ترین آداب معاشرت ( تا مستقیم تجربه نکنید متوجه عمق آن نخواهید شد).
۱۲. اعتیاد به سیگار و گُل و مشروب.
۱۳. داشتن روابط جنسی از سنین بسیار پایین بدون هیچ نوع محافظت.
۱۴. فقدان هر نوع دانش و سواد در مورد علم، ادبیات، یا هنر و اطلاعات عمومی.
۱۵. اعتیاد مطلق به تلفن همراه.
۱۶. داشتن روحیهٔ مباحثه و نپذیرفتن هر سخنی، البته به شکل احساسی و بدون استدلال
و …

۱. دکتری علوم سیاسی دانشگاه تهران، پژوهشگر مهمان مرکز مطالعات خاورمیانه، دبیر علمی سابق انتشارات علمی و فرهنگی، !معلم و کافه‌دار

نقل از یادداشت نویسنده در اینستاگرام

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: چرا چین هزار مدرسهٔ جدید برای تدریس مارکسیسم تأسیس می‌کند؟
Next: طبیعت مستعمرهٔ سود؛ محیط‌‌بان قربانی خط مقدم سرمایه
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved