Skip to content
ژوئن 4, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • چه سخت جان شدیم ما
  • اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • نوار متحرک

چه سخت جان شدیم ما

بهروز احسانی اسلاملو و مهدی حسنی

گلرخ ایرایی

دوشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۴

«خبر آمد.
از آنجا.
از آنان.
پیراهنشان پاکیزه بود و خم بر ابرو نداشتند…»

صبح پنج مرداد ۱۴۰۴ خبر قتل حکومتی دو زندانی سیاسی در زیرنویس شبکهٔ خبر اعلام شد. بچه‌ها زیر تلویزیون قرنطینهٔ زندان قرچک به‌خط شده بودند. کسی را یارای سخن گفتن نبود. اندوهی جمع را فراگرفته بود. چشم‌ها تر می‌شدند و نگاه‌ها مبهوت مانده بود. کمی بعد در اخبار تکمیلی اسامی مهدی و بهروز به زیرنویس خبر اضافه شد. مهدی حسنی و بهروز احسانی.
نه دیده بودیمشان و نه صدایشان را شنیده بودیم. اما چه خویشی و قرابتی بین‌ ما شکل گرفته بود. گویی پاره‌های تنمان سربه‌دار شده بودند و به‌واقع نیز چنین بود. در ماه‌های اخیر به‌کرّات نامشان را همراه با شعارها و سرودهایمان در «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» فریاد کرده بودیم و هر بار به‌همراه دیگر خویشان و رفقای در اسارت سرکوب و زیر حکم مرگ مرورشان کرده بودیم. حالا سربه‌دار شده بودند و اندوه نبودنشان سینه را از خشم و کینه مالامال می‌کرد. با خود زمزمه می‌کردیم:
«می‌دانیم ایستادگی کردند و صبوری…»
از این حجم از توحش در حیرت بودیم. اگرچه دیر آشنا بود.
نیروی سرکوب همبندیان بهروز و مهدی را با ضرب‌وشتم و با غل‌وزنجیر ربوده بودند. سعید ماسوری نماد مقاومت و ایستادگی را پس از ۲۵ سال حبس بی‌وقفه به زندانی دیگر منتقل کرده بودند و بهروز و مهدی را به قتلگاه برده بودند. چه سخت جان شدیم ما.
تا شب غبار اندوه از چهره و بغض از نگاه زدودیم و بر ریشخندهای گزندهٔ انگشت‌شمار همبندیان دریده‌چشم که جان را می‌خراشید نیز غلبه کردیم. دست در دست هم سرود مقاومت سر دادیم و یاد آن سربه‌داران را گرامی داشتیم. آنان که تا آخرین دم، جان کلام «ناظم حکمت» را زیسته بودند.
«می‌دانم که پوزخندزنان می‌نگریستند خصم را. خم بر ابرو نداشتند…»
یادشان گرامی و مسیر آزادگی‌شان  پُررهرو.

گلرخ ایرایی
زندان قرچک
مرداد ۱۴۰۴

نقل از بیدارزنی

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: فاجعهٔ آبیدر: جان باختن خبات امینی، سومین فعال محیط‌‌زیست سنندجی
Next: بریکس چه چیزی برای عرضه کردن دارد؟ بریکس+ و آیندهٔ حکمرانی جهانی
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved