Skip to content
ژوئن 2, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • بریکس چه چیزی برای عرضه کردن دارد؟ بریکس+ و آیندهٔ حکمرانی جهانی
  • جهان
  • دیدگاه‌ها
  • نوار متحرک

بریکس چه چیزی برای عرضه کردن دارد؟ بریکس+ و آیندهٔ حکمرانی جهانی

نشست «محیط‌زیست، کوب۳۰، و بهداشت جهانی» در هفدمین همایش بریکس در ریودوژانیرو، تیر ۱۴۰۴

نوشتهٔ مارکوس وینسیسوس د فریتاس*

مترجم: لیندا سارنگ – برای اندیشهٔ نو

دوشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۴

نظم بین‌المللی لیبرال پس از جنگ جهانی دوم- که پس از ویرانی جهانی شکل گرفت- زمانی نوید صلح، رفاه، و پیشرفت می‌داد. این نظام که بر پایهٔ رهبری و آرمان‌های غربی بنا شده بود تا ده‌ها سال استوار و تزلزل‌ناپذیر به‌نظر می‌رسید. اما اکنون شکاف‌ها گسترده‌تر شده است. نامتقارن بودن ساختاری این نظم، کاربست گزینشی هنجارها در آن، و ناهمخوان شدن فزایندهٔ آن با آرمان‌های کشورهای در حال توسعه [به‌اصطلاح «جنوب جهانی»]، امروزه کاری کرده است که دیگر آب چارچوب بی‌رقیب سابق برای تنظیم امور جهانی نیست. در این مقطع حساس، گروه بریکس+ (بریکس پلاس، +BRICS)- متشکل از برزیل، روسیه، هند، چین، و آفریقای جنوبی، همراه با اعضای جدید و احتمالی- نه‌فقط مجمعی جایگزین، بلکه چشم‌اندازی متمایز از حکمرانی بین‌المللی عرضه می‌کند که بر اساس چندقطبی‌گرایی، تجارت، احترام، و نمایندگی استوار است. این توان و ظرفیت برای شکل دادن به یک ساختار حکمرانی جهانی همه‌شمول‌تر و فراگیرتر امید به عدالت بهتر و برابری را القا می‌کند.

فراتر از روایت‌های ضدّغربی

بسیار مهم است که به‌صراحت و قاطعانه بگوییم که بریکس+ (+BRICS) ضدّ غربی نیست، بلکه پساغربی است. بیانگر تکاملی فراتر از سلسله‌مراتب جامد و انعطاف‌ناپذیر گذشته است و بستری فراگیرتر و همه‌شمول برای گفتمان جهانی است. همین امر به‌تنهایی باعث شده است که بریکس+ برای کسانی که عادت کرده‌اند نظم را با سلطه، و ثبات را با کنترل برابر بدانند، مایهٔ ناراحتی و نگرانی جدّی باشد. این دیدگاه که قدرت‌های نوظهور می‌توانند فراتر از و در وَرای مدار ایدئولوژیک غرب عمل کنند تمام تصوّر‌ها و فرض‌های پایه‌یی نظم بین‌المللی پس از جنگ جهانی دوم را زیر سؤال برده است.

در واقع، ناراحتی و نگرانی غرب از بریکس+ تا حدّ دلهره رفته است. در پشت دیپلماسی مؤدبانه، ترس عمیقی نهفته است: اینکه ستون‌های سلطه و سرکردگی غرب- برتری اقتصادی، اتحادهای نظامی، و سلطهٔ تجویزی- ممکن است برای حفظ وضع موجود دیگر کافی نباشد. حقانیت فزایندهٔ بریکس+، جذابیت فزایندهٔ آن برای کشورهایی فراتر از پنج کشور بنیادگذار آن، و ظرفیتش برای طرح خصلت نوینی از تعامل بین‌المللی، همگی نشانه‌ای از ظهور جهانی کثرت‌گراتر است، جهانی که نمی‌خواهد صرفاً‌ به دوگانه‌های جنگ سرد یا روحیهٔ پیروزمندی پس از جنگ سرد گردن بگذارد.

آنچه واقعاً بریکس+ را متمایز می‌کند تعهد اساسی‌اش به دنیای چندقطبی است. و این فقط در حرف نیست؛ اصل اساسی بنیان‌گذاری و قطب‌نمای همیشگی آن است. برخلاف کشورهای گروه۷ (جی‌سِوِن، G7) که انسجام و همبستگی‌اش بر شالوهٔ همسویی ایدئولوژیک و امتیازهای تثبیت‌شده استوار است، نقطهٔ قوّت و قدرت بریکس+ در تنوعش است. بریکس+ دربرگیرندهٔ کشورهایی از آمریکای لاتین، آفریقا، و اروسیا و متحدکنندهٔ دموکراسی‌ها، قدرت‌های بزرگ و متوسط، فرهنگ‌های متفاوت و متمایز، و دیدگاه‌های تمدنی متنوعی است. چنین پیچیدگی‌ای، که اغلب آن را یک ضعف می‌دانند، اتفاقاً نقطهٔ قوّت بریکس+ است. این پیچیدگی بازتاب واقعیت جهانی است که ناهمگن، متکثر، و چندقطبی است.

و با این حال، اشتباه بزرگی خواهد بود اگر بریکس+ را صرفاً بستری برای نمایش قدرت چین بدانیم. چین بی‌شک نفوذی جهانی دارد که در طرح «کمربند و جاده»، روابط تجاری جامع آن، و تعامل نهادین آن با شورای همکاری خلیج فارس و آسه‌آن و سازمان‌های منطقه‌یی دیگر به‌روشنی دیده می‌شود. چین در حال حاضر بزرگ‌ترین شریک تجاری بسیاری از کشورهای جهان در همهٔ قاره‌هاست. اگر چین جویای سلطهٔ جهانی باشد، بستر‌های چندجانبهٔ دیگری هستند که برای این جاه‌طلبی مناسب‌ترند. برعکس، بریکس+ عرصهٔ سلطه‌طلبی و سرکردگی نیست، بلکه فضایی برای ایجاد نظم بین‌المللی متنوع‌تر، چندجانبه‌تر و غیرسلسله‌مراتبی است. درست است که مشارکت چین در این گروه اهمیت اساسی و استراتژیک دارد، اما تأکید بر این نکته لازم است که این مشارکت نه‌فقط سلطه‌جویانه نیست، بلکه تضمین‌کنندهٔ تحقق هدف‌های این گروه‌بندی است. این مشارکت چین بخشی از تلاش جمعی برای بازچینی نظام جهانی به‌گونه‌ای است که واقعیت‌های قرن بیست و یکم را بهتر منعکس می‌کند.

آمار و اعداد نیز حاکی از افزایش موضوعیت داشتن فزایندهٔ بریکس+ در دنیای امروز است. کشورهای بریکس در مجموع بیش از ۴۰درصد از جمعیت جهان و نزدیک به ۳۲درصد از تولید ناخالص داخلی جهان (بر اساس برابری قدرت خرید) را دارند که از سهم تقریباً ۳۰درصدی تولید ناخالص داخلی گروه۷ در جهان بیشتر است. سهم بریکس+ در تجارت جهانی در سال ۲۰۲۲ تقریباً ۱۸درصد بود. پیش‌بینی می‌شود که تا سال ۲۰۲۸ سهم بریکس+ در رشد اقتصادی جهان به بیش از ۵۰درصد برسد. در حالی که سهم گروه۷ (G7) از تولید ناخالص داخلی جهان همچنان رو به کاهش دارد، سهم بریکس+ در پیشبُرد اقتصاد جهانی پیوسته در حال افزایش است. علاوه بر این، انتظار می‌رود که در پنج سال آینده سهم چین و هند به‌تنهایی در رشد تولید ناخالص داخلی جهان به بیش از یک‌سوم برسد.

اولویت‌های بریکس+

با همهٔ اینها، بریکس+ برای تحقق واقعی وعده‌هایش نباید فقط به دیدار و صحبت کردن و اقدام‌های نمادین بسنده کند. این گروه‌بندی باید گسترش تجارت، همکاری در حوزهٔ‌ فناوری، و پیوند مالی اعضایش را در اولویت قرار دهد. تجارت درون بریکس+ را نباید فقط ضرورتی اقتصادی، بلکه ضرورتی سیاسی دانست. ستون فقرات این گروه‌بندی باید وابستگی اقتصادی متقابل باشد که نه‌فقط در واکنش به تحریم‌ها یا منع‌ها و محروم‌سازی‌ها، بلکه بر اساس تعهد فعالانه به ایجاد رفاه مشترک، با توجه به شرایط خاص خود گروه، شکل بگیرد. در حال حاضر، تجارت درون بریکس+ چندان توسعه نیافته است و فقط حدود ۶درصد از کل تجارت کشورهای عضو است. فوریت افزایش این رقم باید اولویت اصلی این گروه‌بندی باشد و نیاز به اقدام فوری در این عرصه باید احساس شود.

پرداختن به کمبود دانش متقابل بین خود کشورهای عضو بریکس+ نیز به همان اندازه ضروری است. این شاید بزرگ‌ترین چالش ناگفتهٔ این گروه باشد. با وجود گستردگی جغرافیایی و غنای فرهنگی کشورها عضو، ناآشنایی نگران‌کننده‌ای بین آنها وجود دارد؛ کسب‌وکارها مُرددند، دانشگاهیان به‌ندرت اطلاعات رد‌ّوبدل می‌کنند، و سیاست‌گذاران برای شناخت شریکانشان اغلب به همتایان غربی تکیه می‌کنند. این خلأ باعث ایجاد بدفهمی، ناکارآمدی، و عملکرد استراتژیک ضعیف می‌شود.

به همین دلیل، من مدت‌هاست که برای تحقق طرح تبادل آموزشی و فرهنگی «اراسموس جنوب»۱ در بریکس+ تلاش کرده‌ام. برنامهٔ «گاندی-یات‌سن»۲ که من پیشنهاد می‌کنم به بهبود پویایی دانشگاهی، پژوهش مشترک، دیپلماسی جوانان، و همکاری‌های حرفه‌یی در میان کشورهای بریکس+ کمک می‌کند. هدف این برنامه- که به یاد دو رهبر برجسته، مهاتما گاندی و سون یات‌سن، نام‌گذاری شده است- تقویت درک و شناخت بهتر و عمیق‌تر فرهنگ‌ها، تاریخ‌ها، و دیدگاه‌های یکدیگر است. بیش از پیمان‌ها یا اعلامیه‌ها، پل‌های انسانی‌اند که پیوندهای پایدار اعتماد بین ملت‌ها را می‌سازند. تبادل اقتصادی به‌تنهایی نمی‌تواند جایگزین صمیمیت فرهنگی و تعامل بین ملت‌ها شود. وقتی هر دو با هم پیش بروند، آگاهی سیاسی نوینی پدیدار می‌شود که در برابر تفرقه مقاومت می‌کند، پیچیدگی را می‌پذیرد، و به جهان از منظر بیش از یک مرکز نگاه می‌کند.

مبارزه با جنگ روایی

با این حال، دشواری‌های بریکس+ فراتر از نهادسازی است. چالش این گروه در مقابله با جنگ روایی است که علیه آن به راه افتاده است. بریکس+ که آن را نامنسجم، ازهم‌گسیخته، یا فاقد بلندپروازی می‌خوانند و رد می‌کنند مدت‌هاست که در معرض تحقیرهای این‌چنینی است. با این حال، این ایجاد شک و تردید در مورد بریکس+ کمتر مربوط به پویایی درونی آن و بیشتر مربوط به اضطراب‌های بیرون از آن است. غرب از اینکه بریکس+ چیست نمی‌ترسد، بلکه از آنچه می‌تواند بشود می‌ترسد. فضایی عاری از شرط و شروط. بازاری به‌اندازهٔ کافی بزرگ که قوانین خودش را می‌گذارد. ائتلافی که می‌تواند تفکر توسعه را دگرگون کند. و از همه خطرناک‌تر، صدایی که نمی‌توان آن را نادیده گرفت.

بنابراین، مهم‌ترین آزمون بریکس+ نه‌فقط ژئوپلیتیک، بلکه استراتژیک خواهد بود. این گروه‌بندی باید شرایط گفت‌وگو و بحث را بازتعریف کند، معیارهای خودش را برای موفقیت مشخص کند، و تن به سنجیده شدن با معیارها و چارچوب‌هایی ندهد که برای چنین جمعی طراحی نشده است. این گروه نباید از گروه۷ یا ناتو تقلید کند، بلکه باید مسیر خودش را به‌اتکای تجربه‌ها و امیدها و آرمان‌های بخش بزرگی از جامعهٔ بشری تعیین کند.

در حالی که نظم بین‌المللی لیبرال زیر بار تتاقض‌ها و ناهمخوانی‌های خودش دست‌وپا می‌زند- از جهانی‌سازی حرف می‌زند، اما به‌سمت حمایت‌گرایی بازمی‌گردد؛ دموکراسی را می‌ستاید، ولی آن را گزینشی اعمال می‌کند- بریکس+ پیمان صادقانه‌تری عرضه می‌کند که نه بر شالودهٔ یکسانی و یکنواختی، بلکه بر پایهٔ همیاری متقابل استوار است؛ نه متکی به اجبار، که متکی به همکاری است؛ نه بر اساس سلطه، که بر اساس کرامت شکل گرفته است.

* پژوهشگر برزیلی، استاد مهمان در رشتهٔ حقوق و روابط بین‌المللی در دانشگاه روابط خارجی چین در پکن، و عضو ارشد «مرکز سیاست‌گذاری برای جنوب نوین» در مراکش.

یادداشت‌ها:
۱. «برنامهٔ اِراسموس» نام برنامه‌ای در اتحادیهٔ اروپاست که به دانشجویان هر کشور امکان می‌دهد برای تحصیل به کشورهای دیگر آن اتحادیه بروند و در ضمن درک و فهم بهتری از فرهنگ‌های دیگر پیدا کنند. اراسموس نام کشیش و اندیشمند انسان‌دوست هلندی (۱۴۶۶ – ۱۵۳۶) است که به استدلال و منطق و آموزش کلاسیک برای پیشرفت جامعه معتقد بود.
۲. با اشاره به سون یات‌سِن و مهاتما گاندی،‌ رهبران دموکرات برجستهٔ چین و هند که به استقلال، صلح، وحدت، آرمان‌های انسان‌دوستانه، و همیاری جهانی معتقد و پایبند بودند.

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: چه سخت جان شدیم ما
Next: مرگ انسانیت در غزه!
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved