Skip to content
آوریل 28, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • مردم ایران: سوژه‌های تغییر، نه اُبژه‌های سلطه
  • دیدگاه‌ها
  • نوار متحرک

مردم ایران: سوژه‌های تغییر، نه اُبژه‌های سلطه

اسماعیل عبدی – فعال صنفی معلمان

جمعه ۲۰ تیر ۱۴۰۴

مردم ایران در دل یکی از پیچیده‌ترین بحران‌های سیاسی قرن بار دیگر در حال بازتعریف مفاهیم اراده، عاملیت، و کنشگری جمعی هستند. این مردم همواره در نفی استبداد و سیر به سوی مردم‌سالاری کوششی مدام ورزیده اند، خستگی‌ها و شکست‌های بسیار داشته‌اند، اما نه مأیوس شده‌اند و نه دل در زلف مشوّش اغیار بسته‌اند. خیزش‌های مردمی علیه ساختار سرکوبگر جمهوری اسلامی نه واکنشی کور، بلکه تبلوری از آگاهی تاریخی، حافظه سیاسی، و تمایل عمیق به بازپس‌گیری سرنوشت است.

مردم ایران هرگز در حاشیهٔ تاریخ نایستاده‌اند. از مزدک و بابک خرمدین تا مقاومت تنگستان، از مشروطه‌خواهان تا کنشگران ملی‌شدن نفت، و از کودتای دههٔ شصت ملایان علیه آزادی‌خواهان، اعدام‌های پشت‌بام مدرسهٔ رفاه تا اعدام هزاران زندانی در مرداد ۶۷، از سرکوب اسلام‌شهر در فروردین ۷۴ تا سرکوب دانشجویان در تیر ۷۸، از سرکوب جنبش سبز در خرداد ۸۸ تا خیزش‌های دی ۹۶ و آبان ۹۸ و قیام ژینا در ۱۴۰۱، ملت ایران نشان داده است که می‌خواهد فاعلیت تغییر را حتی به قیمت هزینه‌های گزاف داده‌شده هرگز دست استعمارگران بیرونی نسپارد. برای همین از انقلاب مشروطه تا امروز این شیوه و منش همیشگی ملت حق‌طلب ایران بوده است.

جمهوری اسلامی اما کوشیده است از طریق ایدئولوژی، نظارت تمام‌نگر، و سرکوب ساختاری مردم را از «سوژه‌های سیاسی» به «اُبژه‌های انقیاد» بدل سازد.

از اعدام‌های دههٔ ۶۰ تا کشتار آبان و ژینا و از ابتدا که خط بقای خود را در سرکوب یافت تا به امروز از انکار هویت‌های اتنیکی تا سرکوب بدن زنانه، جمهوری اسلامی کوشیده است تنوع اجتماعی را به وحدتی تحمیلی و هراس‌زده تقلیل دهد. پروژهٔ اَبتَر جمهوری اسلامی ره به جایی نمی‌برد و حتی خلق گفتمان اصلاح‌طلبی نشان داد از منظر ساختاری چنین نظامی راه به اصلاح ندارد و از همین رو تکثر فرصت‌طلبی و فرصت‌طلبان مهم‌ترین دستاورد گفتمان‌های دروغین اصلاحی در نظام‌های توتالیتر است.
جامعهٔ ایران، به‌ویژه از پایین‌ترین لایه‌ها تا کنشگران معلم، کارگر، زن و دانشجو، بارها الگوی سلطهٔ حاکم را بر هم زده‌اند. جنبش‌هایی که در آن مردم از مرز اعتراض عبور کرده و پروژهٔ «عبور از جمهوری اسلامی» را به‌صورت عینی، چه در اعتراض خیابانی و چه در اعتصابات سراسری، به نمایش گذارده‌اند.

باور به توانایی مردم برای ساختن نظامی دموکراتیک، پایدار، و درونی مفهومی محوری در اندیشه‌های جامعه‌شناسی و علوم سیاسی مدرن است. تغییر دموکراتیک زمانی پایدار می‌شود که از دل همبستگی اجتماعی و سرمایه‌های فرهنگی نهادهای مدنی متولد شود نه از طریق جنگ و مداخلات خارجی. مردم ایران، با خاطره‌ای زنده از دخالت‌های آمریکا، انگلیس و شوروی– از کودتای ۱۳۳۲ تا مهندسی ۱۳۵۷– به‌درستی به قدرت‌های جهانی بی‌اعتمادند.

مردم ستم‌دیدهٔ ایران جمهوری اسلامی را نمی‌خواهند و این را بارها با صدای بلند اعلام کرده‌اند. اما این عبور قرار نیست با بمباران، اشغال، یا «نجات» ساختگی از سوی کشورهایی که خود سابقهٔ استعمار، نسل‌کشی، یا کودتا دارند تحقق یابد. ایران به سرنوشتی مانند ژاپن یا کرهٔ جنوبی تبدیل نخواهد شد، زیرا نگاه غرب به این سرزمین نه چونان شریک دموکراتیک، بلکه چون انبار انرژی، لیتیوم، طلا، و نیروی خام مصرف است.

آنچه اکنون در ایران در جریان است نه صرفاً جنبشی اعتراضی، که پروژه‌ای برای بازسازی جامعه و قدرت از پایین است. در غیاب نهادهای مستقل و در محاصرهٔ سرکوب، ایرانیان با جسارت در حال بازسازی عاملیت سیاسی خود هستند. این یک جنبش رهایی‌بخش مدرن است که ابزارش نه خشونت، که آگاهی، سازمان‌یابی، و همبستگی پایدار است.

اکنون وظیفهٔ تاریخی ماست: معلمان، کارگران، پرستاران، کامیون‌داران، هنرمندان، و هر صدای خاموش‌شده‌ای در همبستگی و اتحاد فراگیر نهادهای دموکراتیک کوشمندانه‌تر گام بردارند تا نهادهای مستقل را برای نظارت بر هر قدرتی که روی کار بیاید دائمی کنیم. هیچ جریانی در این کشور نباید تجربهٔ دیکتاتوری را در قالب رهایی از وضع موجود دوباره بر ما تحمیل کند. ما دیگر تجربه‌های تلخ تاریخ را تکرار نمی‌کنیم، بلکه برای بنای تازه‌ای مبتنی بر تنوع و تکثر و حق و عدل کنار همدیگر ایستاده‌ایم.

نیاز امروز ما نه مداخلهٔ خارجی، که کنشگری آگاهانه و سازمان‌یافتهٔ مردم خودمان است. آیندهٔ ایران را خود ما می‌سازیم و در بازپس‌گیری سرنوشت خود از هیچ نیرویی جز همبستگی و ارادهٔ جمعی مدد نخواهیم جست.

این‌بار، تاریخ را مردم ایران نه‌فقط بازنویسی، بلکه بازتملک می‌کنند.

نقل از کانال تلگرامی شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: حمایت اقتصاددانان برجسته از گزارش فرانچسکا آلبانِزه در مورد «اقتصاد نسل‌کشی» اسرائیل در غزه
Next: پرستو فروهر: صدراعظم آلمان جان و زندگی مردم ایران و رنج آنان زیر بار جنگ و آوارگی آن «کار کثیف» را به هیچ گرفت
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved