Skip to content
آوریل 28, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • پرستو فروهر: صدراعظم آلمان جان و زندگی مردم ایران و رنج آنان زیر بار جنگ و آوارگی آن «کار کثیف» را به هیچ گرفت
  • دیدگاه‌ها
  • نوار متحرک

پرستو فروهر: صدراعظم آلمان جان و زندگی مردم ایران و رنج آنان زیر بار جنگ و آوارگی آن «کار کثیف» را به هیچ گرفت

پرستو فروهر

جمعه ۲۰ تیر ۱۴۰۴

اندیشهٔ نو: پرستو فروهر، هنرمند، نویسنده، فعال حقوق بشر و فرزند زنده‌یادان داریوش فروهر و پروانه اسکندری، که اکنون در شهر فرانکفورت در آلمان زندگی می‌کند، روز چهارشنبه ۱۸ تیر در رشتویی (رشته توییت‌هایی) در شبکهٔ اجتماعی ایکس توضیحی دربارهٔ شکایت قضایی از فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، داده است. این شکایت بر پایهٔ حرفی است که صدراعظم آلمان در زمان حملهٔ اسرائیل به خاک ایران گفت و در واقع دست داشتن قدرت‌های بزرگ جهان سرمایه‌داری و از جمله آلمان را در جنایت‌های اسرائیل به‌عیان بازگو کرد. او گفته بود: «این کار کثیفی‌ است که اسرائیل برای همهٔ ما می‌کند ما باید قدردان جسارت ارتش اسرائیل و رهبران حکومت اسرائیل باشیم.»

خانم فروهر نوشته است:

این نوشته واکنشی‌ست به فضایی که به دنبال انتشار خبر شکایت قضایی شماری از ایرانی-آلمانی‌ها، از جمله من، از صدراعظم آلمان پدید آمد و خود تلاشی‌ست برای پاسخ به ابهام‌ها، نقدها، و نیز توضیح دیدگاهی که از نظر من به این شکایت حقانیت می‌بخشد. در این میان نمی‌توانم نگویم که چقدر از اینکه حجم زیادی از واکنش‌ها با حرمت‌شکنی و توهین و حتی افترا و تهمت همراه شده، متأسف و مبهوت شد‌ه‌ام. از کسانی که در بیان ابهام‌ها و نقدهای خود به این شیوه‌ها متوسل نشدند و زبان تخریب و زخم‌زنی برنگزیدند، سپاسگزارم. 

ماوقع چنین است: صدراعظم آلمان در روز ۱۷ ژوئن در مصاحبهٔ تلویزیونی در ارتباط با حملهٔ نظامی ارتش اسرائیل به ایران گفت: «این کار کثیفی‌ست که اسرائیل برای همهٔ ما انجام می‌دهد.» و نیز افزود: «ما باید قدردان جسارت ارتش اسرائیل و رهبران حکومت اسرائیل باشیم.»

او در سراسر این گفت‌وگو هیچ اشاره‌ای به تلفات جانی غیرنظامیان در ایران نکرد؛ در ابراز تأسف از مهلکهٔ دشواری که مردم ایران در آن گرفتار بودند، کلامی نگفت. در مصاحبه، مردم ایران و رنج آنان زیر بار جنگ و آوارگی مسکوت ماند و جان و زندگی این مردم در زیر آن «کار کثیف» به هیچ گرفته شد.

حتی آنجا که به‌درستی به برشمردن سیاست‌ها و عملکردهای جنگ‌افروزانه‌ و مرگ‌بار نظام حاکم بر ایران پرداخت و از حمایت «رژیم ملایان» از حماس و حزب‌الله و ارتش روسیه در تجاوز به اوکراین گفت، از اشاره به جنایت‌های این رژیم بر ضد مردم ایران، که قربانیان اصلی آن هستند، سر باز زد.

او از اعتراض‌ مستمر جامعهٔ مدنی ایران به جنگ‌افروزی‌ رژیم حاکم بر ایران بی هیچ اشاره‌ گذشت. انگار نه انگار که ایران مردمی هم دارد؛ انگار نه انگار که این مردم سال‌هاست برای آزادی خود از چنگال این رژیم سرکوبگر و جنگ‌افروز مبارزه می‌کنند و در این راه هزاران هزار قربانی داده‌اند.

خانم فروهر در بخش دیگری از این توییت نوشته‌ است:

در تمام این سال‌های دادخواهی بارها به سیاستمداران آلمان نامه نوشته‌ام؛ به نمایندگان پارلمان آلمان که عازم دیدارِ مقامات حکومت ایران بودند؛ به وزیر وقت خارجه‌ که برای مذاکره به ایران می‌رفت و به رسانه‌ها و نهادهای مدافع حقوق بشر که نقشی اساسی در شکل دادن به افکار عمومی بازی می‌کنند. بارها و بارها در طی این سال‌ها با رسانه‌های کوچک و بزرگ نه فقط در آلمان، مصاحبه کرده‌ و از نقض حقوق بشر در ایران گفته‌ام. در این نوشته‌ها و گفت‌وگوها بارها گوشزد کرده‌ام که مردم ایران را به حساب آورید، به نقض حقوق بشر اعتراض کنید؛ چشم بر اعتراض‌های مردم به این رژیم متجاوز نبندید و از کنشگران ایران در دستیابی به آزادی و عدالت پشتیبانی کنید.

صدراعظم آلمان، در روزهایی که بمب و موشک بر شهرهای ایران می‌بارید، ترس از مرگ مردم را آواره‌ می‌کرد و جانشان را می‌گرفت، با خونسردی تجاوز نظامی را «کاری کثیف و قابل تقدیر» خواند و مردم ایران و جان ایشان را مسکوت گذاشت و از معادلات سیاسی خود زدود. آیا چشم بستن به این «حذف» روا بود؟ به باور من،‌ ایستادگی در برابرش وظیفه‌ا‌ی اخلاقی بود.

شکایت از صدراعظم آلمان برای من وجه دیگری هم دارد. ما که سال‌هاست در تبعید یا مهاجرت در آلمان زندگی می‌کنیم و این کشور خانه و کاشانهٔ ما شده است دیده‌ایم که در سال‌های اخیر، راست‌گرایی و سیاست‌های تبعیض‌آمیز و حتی نژادپرستانه در برابر «خارجی‌تبارها» مدام پیشی می‌گیرد و بیم آن می‌رود که ارزش‌هایی مانند تکثر فرهنگی و برابری حقوقی رنگ ببازند. از همین روست که مدام با چنین سیاست‌هایی دست‌وپنجه نرم کرده‌ایم. تحقیر و دشمن‌سازی جمعی پناه‌جویان و مهاجران، به‌ویژه آنان که از کشورهای جنگ‌زدهٔ همسایهٔ ما ایرانیان می‌آیند، رشد هولناکی داشته است.

بر اساس قانون، صدراعظم آلمان تعهدی بی‌چون‌وچرا به حفظ حقوق بشر و پایبندی به حقوق بین‌الملل دارد. گفته‌های او در مصاحبه به اعتقاد بسیاری از حقوق‌دانان، ناقض این تعهد است. شکایت قضایی ما تلاشی‌ست برای پافشاری بر قوانین و میثاق‌هایی که می‌توانند از سقوط ما به ورطهٔ بی‌حقوقی جلوگیری کنند. شکایت قضایی راهکاری قانونی و مدنی است برای ایستادگی در برابر سقوط به این ورطهٔ هولناک.

دوستی از تهران برایم از نفس‌تنگی این روزها نوشته بود، از هوای غبارآلود و مهیبی که تنفس را، که به تعبیر او آخرین بند اتصال انسان به زندگی است، سخت می‌کند. من آن هوا را نفس نمی‌کشم، اما دلم به نفس تنگ او بسته است، به نفس تنگ آن شهر عزیز و زخم‌خورده، که برای زندگی تقلا می‌کند.

صدراعظم آلمان نه نفس‌تنگی شهر مرا می‌فهمد، نه تلخی تنگنای مردمانش را. نه حُرمتشان را نگه می‌دارد و نه رنجشان را درمی‌یابد. شکایت ما از او به هیچ سرانجام قضایی هم که نرسد، پژواک کوچکی می‌شود از رنج‌ها و تلاش‌هایی که او نخواست ببیند و به حساب بیاورد.

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: مردم ایران: سوژه‌های تغییر، نه اُبژه‌های سلطه
Next: رهبر حزب کارگران کردستان: ما سلاح‌ها را سوزاندیم، اکنون نوبت طرف مقابل است
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved