چهارشنبه ۱۸ تیر ۱۴۰۴
کارنامهٔ خونین جمهوری اسلامی از کشتارهای دههٔ ۶۰ و فاجعهٔملی تابستان ۶۷ تا سرکوبگران «آتش به اختیار» دی ۹۶ و فراخواندن خداوند سال ۱۳۶۰ برای سرکوب خیزش «زن، زندگی، آزادی» و حالا باز هم توسل به کشتار بهبهانهٔ جاسوسبگیری
حبیب مهرزاد – اندیشهٔ نو: علی خامنهای سه سال پیش در در دیدار با اژهای، رئیس قوهٔ قضائیهاش، و جمعی از مسئولان و کارکنان دستگاه قضایی در روز سهشنبه ۷ تیر ۱۴۰۱ گفت: «علت سربلندی و پیروزی حیرتآور ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی در برابر حوادث بزرگ و تلخ سال ۱۳۶۰ ایستادگی و تلاش و نهراسیدن از دشمنان بود و این سنت الهی در همه دورانها قابلتکرار است و باید بدانیم خداوند سال ۱۴۰۱ همان خداوند سال ۱۳۶۰ است.» اشارهٔ او به این بود که «در کنار شرایط بسیار نامساعد جنگ، در تهران نیز منافقین عملاً جنگ داخلی به راه انداخته بودند و از نظر سیاسی هم چند روز قبل از هفتم تیر، مجلس به عدمکفایت سیاسی رئیسجمهور [بنیصدر] رأی داده بود و کشور رئیسجمهور نداشت.» او همچنین به وقایع هفتم تیر (انفجار در دفتر حزب جمهوری اسلامی) و پس از آن شهادت تعدادی از فرماندهان ارشد جنگ در سانحهٔ هوایی اشاره کرد.
بهعبارت دیگر، رهبر جمهوری اسلامی زمینه را برای بازداشتها و کشتارهای گسترده آماده کرد. و این دستور خامنهای چند ماه بعد، در خیزش «زن، زندگی، آزادی» به کار گرفته شد و سرکوبگران بهفرمان رهبرشان به جان مردمی افتادند که خواهان زندگی شایسته بودند.
این همان رهبری است که هشت سال پیش در چنین روزهایی، در ۲۷ خرداد ۱۳۹۶، فرمان آتش به اختیار صادر کرد. او در زمانی که جنبش دانشجویی در کشور رو به اوج داشت، در جمع دانشجویان دانشگاهها گفت: «به همهٔ آن هستههای فکری و عملیِ جهادی، فکری، فرهنگی در سرتاسر کشور مرتباً میگویم: هرکدام کار کنید؛ مستقل و بهقول میدان جنگ، آتش به اختیار. البته در جنگ، قرارگاه مرکزی وجود دارد که دستور میدهد، امّا اگرچنانچه رابطهٔ قرارگاه قطع شد یا قرارگاه عیبی پیدا کرد، اینجا فرمانده دستورِ آتش به اختیار میدهد. خب شما افسرهای جنگ نرمید- قرار شد شما افسران جوان جنگ نرم باشید- آنجایی که احساس میکنید دستگاه مرکزی اختلالی دارد و نمیتواند درست مدیریّت کند، آنجا آتش به اختیارید؛ یعنی باید خودتان تصمیم بگیرید، فکر کنید، پیدا کنید، حرکت کنید، اقدام کنید.»
و این دستور رهبر سرکوبگران «آتش به اختیار» در دی ۱۳۹۶ به کار بسته شد.
و حالا، پس از جنگ دوازدهروزهٔ اسرائیل و ایران و برقراری آتشبس، پس از آنکه اسرائیل شمار زیادی از فرماندهان نظامی-سپاهی و دانشمندان ایران را در همان یکی دو روز اول جنگ و با استفاده از نفوذ گستردهٔ جاسوسان اسرائیل در دستگاههای امنیتی جمهوری اسلامی ترور کرد، باز هم صحبت از بگیر و ببند و «جاسوسبگیری» و اعدامهای گسترده است. نهفقط قوهٔ قضائیهٔ جمهوری اسلامی فرصت را غنیمت شمرده است که حسابش را با مخالفان بالفعل و بالقوهٔ جمهوری اسلامی صاف کند، بلکه زمزمهٔ کشتارهای گسترده مانند تابستان ۱۳۶۷ نیز شروع شده است.
شخصی به نام صدرا ساری در خبرگزاری فارس در مطلبی با عنوان «چرا باید تجربهٔ اعدامهای ۶۷ را تکرار کرد؟» خواهان تکرار اعدامهای دههٔ ۱۳۶۰ و از جمله کشتار موسوم به فاجعهٔ ملی در تابستان ۱۳۶۷ شد. نویسنده اعدامهای سال ۶۷ را «یکی از کارنامههای درخشان جمهوری اسلامی ایران در حوزهٔ مبارزه با تروریسم» میداند و مینویسند که «امروز زمان تکرار این تجربه موفق تاریخی است.»
نویسندهٔ فارس با اذعان به نفوذ جاسوسهای خارجی و بهویژه اسرائیلی و عوامل داخلی سازمان امنیتی خارجی در دستگاههای امنیتی و حکومتی ایران مینویسد: «در شرایط فعلی که برخی از عناصر مزدور اعم از ایرانی و اتباع با پشتیبانی رژیم صهیونیستی و سازمانهای جاسوسی غربی، ضمن انتقال اطلاعات به دشمن صهیونی و قاچاق تسلیحات به داخل کشور، بسترساز شهادت صدها شهروند ایرانی اعم از زن، کودک، افراد غیرنظامی شدهاند، مستحق اعدام به شیوه سال ۱۳۶۷ هستند.»
نویسندهٔ فارس میافزاید: «برخلاف تبلیغات شبکههای معاند که اعدامهای سال ۶۷ را ضدّ حقوق بشری نشان میدادند و تلاش کردند تا از شخصیتهای دخیل در این ماجرا مانند شهید رئیسی به عنوان آیتالله اعدام یاد کنند، امروز افکار عمومی جامعه ضرورت چنان برخورد درستی را با شبکه تروریسم داخلی لمس کرده و آن را ارج مینهد.»
در همین چند هفتهٔ اخیر دهها نفر بهاتهام جاسوسی بازداشت شدهاند و شماری نیز به این اتهام اعدام شدهاند، از جمله اسماعیل فکری، مجید مسیبی، محمدامین مهدویشایسته، ادریس آلی، آزاد شجاعی و رسول احمد محمد.
با توجه به گذشتهٔ خونین بازداشتها و اعدامها در جمهوری اسلامی در ۴۶ سال گذشته، فعالان مدنی و سیاسی ایران در مورد تکرار ارتکاب همان جنایتها بهبهانهٔ «جاسوسبگیری» هشدار دادهاند.