مبارزه برای صلح، دموکراسی، عدالت اجتماعی ادامه مییابد
چهارشنبه ۴ تیر ۱۴۰۴
از چشم و دید مردم ایران، پیروزی در جنگ نظامی نیست. پیروزی در تحمیل صلح است. در صلح و نبود دخالت خارجی است که میتوان برای زندگی شایسته و کار و زندگی بهتر کوشید.
حبیب مهرزاد – اندیشهٔ نو: بالاخره بعد از دوازده روز جنگ مرگبار بین ایران و اسرائیل، با دخالت غیرمستقیم و مستقیم آمریکا، توافقی برای برقراری آتشبس بین ایران و اسرائیل حاصل شد، که جای خوشحالی دارد. نابخردی و قساوت و سطلهجویی و قلدری این سه کار را به جاهای باریک کشانده بود. اکنون، با برقراری آتشبس- هرچند که ممکن است موقتی و شکننده باشد و هر آن یکی از سه طرف نقض کند- مردم ایران میتوانند پس از دوازده روز نفسگیر، نفسی تازه کنند و به مشکلات غیرجنگی- که قوز بالای قوز شده بود- بپردازند، از جمله روشن کردن تکلیف با حکومتی که وظیفهٔ حفاظت و حمایت از ملت را دارد.
صلح شیرین است و امید که این شیرینی را به کام ملتها زهر نکنند!
اما جالب این است که جمهوری اسلامی ایران و اسرائیل و ترامپ هر سه میگویند که پیروز این میدان شدهاند! ایران و اسرائیل هر دو میگویند که آن دیگری تسلیم شد و با آتشبس موافقت کرد!
ایران پیروزیاش را بر رژیم صهیونیستی و استکبار غرب اعلام کرد و ترامپ هم تلاش دارد خودش را «صلحآور» جهان معرفی کند و اگر بتواند، جایزهٔ صلح نوبل را هم بگیرد.
دیروز در ایران مردم هر جا که توانستند شادی خودشان را از برقراری آتشبس نشان دادند. و بهحق هم باید خوشحال باشند. آرامش خاطر در صلح، در نبود بمب و گلوله، خواستنی است.
بنابراین، باید گفت که بهواقع مردم ایران (و نیز مردم اسرائیل) پیروز واقعی این میداناند، نه جنگخواهانی که سالهاست که همواره بر طبل جنگ و درگیری کوبیدهاند و اگر توانش را داشتند، همین جنگ را هم ادامه میدادند، که بیشک تلفات و خسارتهای گزافی به ملت تحمیل میکرد، همانطور که جنگ هشت ساله با عراق زیانبار بود.
کاری به حکومت اسرائیل نداریم که همیشه با قلدری خودش را در هر جنگی پیروز میدان میداند. اشغال سرزمینهای دیگران و قتلعام و نسلکشی و گرسنگی دادن به فلسطینیها و ویران کردن خانه و کاشانهٔ آنها در چشم جنگطلبان و متجاوزان اسرائیلی پیروزی محسوب میشود.
اما سران جمهوری اسلامی هم در این بین میخواهند از این کلاهِ آتشبس نمدی برای خودشان بدوزند و پیروزی در این جنگ را به قدرت مردمی و اقتدار نظامی خودشان منتسب کنند. گویا جنبش سبز ۸۸ و دی ۹۶ و آبان ۹۸ و «زن، زندگی، آزادی» ۴۰۱ یادش رفته که چه بلایی به سر همین «مردم» آورد.
فکر و ذکر سران جمهوری اسلامی قدرقدرت بودن در منطقه و صدور انقلاب اسلامی است. ظاهراً نقطهٔ قوت این حکومت موشکباران و تهدید نظامی در خارج و سرکوب و اقتدار انتظامی-امنیتی در داخل است.
از دید جمهوری اسلامی، خوب شد که جنگ شد و از شرّ اعتراضهای مردمی و تظاهرات خیابانی که تا همین دو هفته پیش کلافهشان کرده بود برای مدتی خلاص شدند.
جالب است که جمهوری اسلامی در این مواقع تازه یاد مردم و ملت میافتد و با تبلیغ «همبستگی ملی» و «دفاع مقدس» و از این حرفهای جعلی و موقتی میخواهد برای خودش در داخل کشور یار جمع کند. در زمان انتخاباتها هم همین رفتار مزورّانه را دیدهایم که برای ایجاد «شور انتخاباتی» و «حماسه» حتی حاضرند مثلاً دخترهای بیحجاب را هم به خدمت بگیرند.
اما از چشم و دید مردم ایران، پیروزی در جنگ نظامی نیست. پیروزی در تحمیل صلح است. در صلح و نبود دخالت خارجی است که میتوان برای زندگی شایسته و کار و زندگی بهتر کوشید.
و حالا باز جمهوری اسلامی مانده است و زحمتکشان و زنان و مردانی که حق و حقوق انسانی پایمالشدهشان را طلب میکنند، بدون دخالت خارجی. «نه به اعدام» را ادامه میدهند و خواستار جدایی دین از حکومت میشوند، و خواهان مشارکت در تعیین سرنوشت خودشان، صلح و همزیستی مسالمتآمیز، اشتغال مناسب، رفاه و آسایش، دموکراسی و عدالت اجتماعی میشوند.